
محمدرضا خردمندان که با فيلم «بيست و يک روز بعد» در سيامين جشنواره فيلمهاي کودکان و نوجوانان اصفهان حضور دارد، معتقد است عدم احساس نياز جدي در فضاي فرهنگي باعث شده ما در طول دو دهه گذشته فيلم درخشاني در سينماي کودک...
محمدرضا خردمندان که با فيلم «بيست و يک روز بعد» در سيامين جشنواره فيلمهاي کودکان و نوجوانان اصفهان حضور دارد، معتقد است عدم احساس نياز جدي در فضاي فرهنگي باعث شده ما در طول دو دهه گذشته فيلم درخشاني در سينماي کودک و نوجوان نداشته باشيم. به گزارش ستاد اطلاعرساني سيامين جشنواره بينالمللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان به نقل از فيلمنت نيوز، فيلم بيست و يک روز بعد به کارگرداني سيدمحمدرضا خردمندان، نويسندگي سيدمحمدرضا خردمندان و احسان ثقفي و تهيهکنندگي محمدرضا شفاه يکي از فيلمهايي بود که در بخش سوداي سيمرغ سي و پنجمين جشنواره فيلم فجر به نمايش در آمد و توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرد. اين فيلم همچنين در بخش بهترين جلوههاي ويژه بصري نامزد سيمرغ بلورين شد و توانست در بخش بهترين فيلم از نگاه تماشاگران در ميان ? فيلم برتر مردمي قرار گيرد. در آن زمان همگان بر اين اعتقاد بودند که بيست و يک روز بعد بايد در جشنواره کودک و نوجوان شرکت ميکرد که در اينصورت ميتوانست جوايز بسياري را از آن خود کند. حال در آستانه سيامين جشنواره فيلمهاي کودک و نوجوان اصفهان بيست و يک روز بعد به عنوان يکي از يازده فيلم بلند سينمايي اين جشنواره انتخاب شده است و به اين بهانه با محمدرضا خردمندان کارگردان اين اثر به گفتوگو نشستيم. آقاي خردمندان فيلم شما در جشنواره فيلم فجر حضور داشت و براي جشنواره فيلمهاي کودک و نوجوان اصفهان هم پذيرفته شده است. فکر ميکنيد هر يک از اين دو جشنواره تا چه حد ميتوانند در فروش و ديده شدن فيلم تاثير بگذارند و به طور کلي برگزاري جشنوارهها در توليد و اکران فيلمها، به ويژه فيلمهاي کودک و نوجوان تاثيري دارد يا خير؟ فيلم بيست و يک روز بعد شايد تنها فيلم جشنواره فجر بود که دو وجه داشت. يک وجه اين که اين فيلم درباره کودک و نوجوان است و ميتواند براي کودک و نوجوان هم معنا داشته باشد و وجه دوم اين که بزرگسالان هم با فيلم کاملا ارتباط برقرار ميکنند. در جشنواره فجر بيشتر مخاطبان بزرگسالان و منتقدان بودند و با اثر ارتباط برقرار کردند اما در جشنواره کودک و نوجوان ما يک وجه ديگري را خواهيم ديد که مخاطب آن کودک و نوجوان است و بايد ديد که اين مخاطب چگونه با فيلم ارتباط برقرار ميکند. آماري که ما در اکرانهاي خصوصيمان به دست آوردهايم نشان ميدهد که فيلم براي طيف نوجوان از بچههاي دانشآموز تا قشر دانشجو به شدت جذاب و کاملا راضيکننده بوده است. من فکر ميکنم که جشنوارهها ميتوانند خيلي به معرفي فيلمها کمک کنند. در جشنواره فجر تکليف خيلي از فيلمها روشن شد و از وضعيت اکرانشان هم يک برآورد کلي به دست آمد. ديده شدن فيلم ما در جشنواره فجر و در ادامه در جشنواره کودک خيلي ميتواند به وضعيت اکرانمان کمک کند و اين را هم بايد در نظر بگيريم که چند سال است فيلم کودک و نوجواني که در سينما بتواند مخاطب را جذب کند خيلي کم بوده است و حتي نمونههاي امسال هم از نظر اکران نمونههاي تاسفانگيزي بود. ما امسال فيلمي را داشتيم که در مجموع ???-??? هزارتومان فروخت. اميدوارم که بيست و يک روز اگر فيلم خوبي است از آن حمايت شود و به واسطه معرفي که در فضاي جشنوارهها صورت ميگيرد، بتواند اکران خوبي داشته باشد باشد و با مردم ارتباط برقرار کند. فکر ميکنيد علت اين که سينماي کودک ما اين قدر ضربه خورده و فيلمسازها اصلا فيلمي در حوزه کودک و نوجوان نميسازند و يا اگر هم بسازند مورد توجه قرار نميگيرد، چيست؟ من فکر ميکنم که از اواخر دهه ?? ريل سينماي کودک و نوجوان مسدود شد و در واقع تمايل سياستگذاران سياسي و فرهنگي ما براي توليد اين آثار از بين رفت. به نظر من خيليها بايد پاسخگوي اين مسئله باشند؛ چرا اتفاقي افتاده است که نه تهيهکنندهها حاضرند در اين حوزه سرمايهگذاري کنند، نه بازيگر حاضر است در فيلم کودک و نوجوان بازي کند و نه سينمادار حاضر است سينمايش را در اختيار چنين فيلمهايي قرار دهد. ما خودمان هم به عنوان فيلمساز درگير اين سينما هستيم، اما آنچه که باعث شده ما در طول اين دو دهه گذشته فيلم درخشاني نداشته باشيم، اين است که نگاهي مبتني بر اين که اين سينما به شدت مورد نياز است وجود نداشته است. يک بخش مهم مخاطبان سينما نوجوانان هستند و سينما بسيار براي اين قشر تاثيرگذار است، به دليل اين که اين قشر نسبت به بزرگسالان منعطفتر هستند و شکلگيري شخصيت آنها ميتواند در همين فضا باشد. در واقع ما با حذف سينماي کودک و نوجوان اين فضاي بسيار مهم نوجوانان را از بين ميبريم. سينماي ما از اين نظر بسيار آسيب ديده است و من اميدوارم در سالهاي آينده با رويکرد و مديريت جديد و سياستگذاريهاي جديدي که شکل ميگيرد به فکر پر و بال دادن به اين سينما باشيم. آيا فکر نميکنيد که يک بخش بسيار زيادي از مشکل مربوط به فيلمسازهاست؟ به دليل اين که فيلم خود شما براي مخاطبان کودک و نوجوان اکران نشد و براي مخاطب بزرگسال به نمايش در آمد اما خيلي مورد توجه قرار گرفت! ما به هر حال در حوزه فيلمنامه هم خيلي مشکل داريم. اتکاي سينماي کودک و نوجوان به واسطه اينکه کاراکترهايش کودک و نوجوان هستند و از سوپراستار استفاده نميشود، به فيلمنامههاست. در فيلمهاي دهه ??، يعني آن زمان که فيلمهاي پر مخاطب کودک و نوجوان ساخته ميشد، آثار خيلي قدرتمند و حاصل کار فيلمسازهايي هستند که با تمام وجودشان کار ميکنند و در واقع به اين سينما عشق دارند و نتيجه آن آثاري ميشود که مورد توجه قشر بزرگسال هم قرار ميگيرد و با سه نسل ميتواند ارتباط برقرار کند. فيلمسازها هم توجهشان را از اين حوزه برداشته و روي سينماي بزرگسال و جدي معطوف کردهاند. من فکر ميکنم دليل اين اتفاق به همان سيستم پاداش و تشويق و حمايت برميگردد. مثلا در همين جشنواره چه حمايتي از فيلمهاي برگزيده انجام ميشود؟ آيا اين حمايت آنقدر درخشان است که بتواند فيلمسازان ديگر را وسوسه کند که بيايند و اين فضا را تجربه کنند؟ مثلا در يک جشنوارهاي که خيلي کوچک برگزار ميشود و پروندهاش تا سال بعد باز نميشود، طبيعتا اتفاقي نميافتد، اما اگر يک شور و حالي ايجاد شود و پاداشهاي چشمگير يا حمايت جدي از فيلمساز انجام شود، ميتواند توجه فيلمساز را به اين سمت جلب کند. به نظر شما اگر اين حمايت در اکران صورت بگيرد تاثير بيشتري دارد؟ به دليل اين که بيشتر فيلمسازان ما الان از اکران ضربه ميخورند، يعني اکران خوب نميگيرند در نتيجه تهيهکننده از فيلم حمايت نميکند و فيلمساز هم ترجيح ميدهد در اين حوزه کار نکند. اين اتفاق دو وجه دارد. يکي وجه خود فيلمسازان است و وجه ديگر اين است که فيلم در چه سيستمي اکران شود. مثلا به نظر من فيلم کودک و نوجوان حتما بايد فصل مدارس اکران شود و بايد با آموزش و پرورش و سينما و مديريت آن در رابطه با «زنگ سينما در مدرسه» هماهنگ شود. اگر تهيهکننده بداند که چنين سيستمي موجود است و حداقل دوميليون مخاطب دانشآموز دارد، قطعا او به سمت توليد فيلم ميرود. اما اگر به اين سيستم اهميتي داده نشود و مشخص نباشد که اصلا انجام ميشود يا نه، فيلمساز هم نميتواند روي آن حساب کند. به نظر من اين وجه به همان اندازه که رياضي مهم است، اهميت دارد؛ اين اتفاق نشدني نيست و بايد از آن براي توسعه سينماي نوجوان استفاده شود.