
هنروتجربه: عليرضا تابش، مديرعامل بنياد سينمايي فارابي از جمله مديراني است که گه گاه به مراسمهاي آيين ديدار فيلمهاي گروه هنروتجربه ميآيد و با حال و هواي فيلمهاي اکران شده در اين گروه آشناست. در مراسم آيين ديدار فيلم «برگ جان» به...
هنروتجربه: عليرضا تابش، مديرعامل بنياد سينمايي فارابي از جمله مديراني است که گه گاه به مراسمهاي آيين ديدار فيلمهاي گروه هنروتجربه ميآيد و با حال و هواي فيلمهاي اکران شده در اين گروه آشناست. در مراسم آيين ديدار فيلم «برگ جان» به کارگرداني ابراهيم مختاري، فرصتي پيش آمد تا با او درباره عملکرد گروه هنروتجربه و نقش آن در آينده سينماي کشورمان کوتاه گفتوگو کنيم. شما جداي از جايگاه مديريتيتان چقدر مخاطب فيلمهاي هنروتجربه هستيد؟ توفيق اين را دارم که گاهي فيلمهاي هنروتجربه را ببينم و برخي از نقدها و يادداشتهاي مجله هنروتجربه را هم مطالعه ميکنم. خوشحالم که در اين دوره از مديريت سينما، فيلمهاي هنروتجربه ديده ميشود و با استقبال تماشاگران هم همراه است. درواقع بخش عمدهاي از فيلمهايي که طي سالها به دلايل مختلف، ديده و نقد نميشدند و فضاي فرهنگي برايشان به وجود نميآمد، امروز فرصت نقد و ديده شدن هم در فضاي رسانهاي و هم فضاي سينمايي کشور برايشان به وجود آمده است.از سويي ديگر به گمانم نسل نوي مخاطبان و سينماي ما و حتي مخاطبان عادي سينما، به فراخور حالشان از فيلمهاي هنروتجربه بهره ميگيرند. در اين ميان مخاطب عام هم متوجه ميشود غير از فيلمهايي که بر پرده سينماها تبليغشان را ميبيند، فيلمهاي متفاوت ديگري هم هستند که اکران ميشوند و براي تماشاي اين فيلمها کنجکاو ميشود. همين مساله براى سينما خيلي خوب است و يک فرصت به شمار ميآيد. براي سازندگان اين نوع فيلمها نيز از طريق هنروتجربه اين فرصت فراهم شده که بيايند و فيلمها را ببينند و دربارهشان صحبت کنند و فرصتهايي براي ساخت فيلمهاي جديدشان به وجود ميآيد. به گمانم سينماي هنروتجربه در طول زمان اثرش را روي فيلمهاي مستند و کوتاه هم ميگذارد به طوري که در جريان توليد، فيلمسازان جوان ميتوانند جسورانهتر و خلاقانه تر آثارشان را توليد کنند چون جايي براي ديده شدن و گفتوگو درباره اين آثار وجود دارد. البته گاهي هم حرف و حديث و هجمههايي هم به اين نوع تفکر و سليقه سينمايى ميشود که طبيعت کار رسانه و سينما همين است و هر کار جدياي، مخالفان و موافقان خود را دارد. مهم اين است که اين گروه راهاندازي شد و با قوت کارش را پيش ميبرد. اميدوارم که آرزوي همه ما در شناخت بهتر مخاطب، محقق شود و روي مخاطبشناسي گروه هنروتجربه بيشتر کار شود. در مراکز علمى، فرهنگي و هنري تعداد زيادي مصرف کننده وجود دارد که گاهي از اکران اين فيلمها مطلع نميشوند در حاليکه مخاطبشناسي و مخاطب سنجي در سينماي هنروتجربه بسيار مهم است و از سينماي بدنه سختتر. چرا که هنروتجربه ميخواهد مخاطبان و علاقهمندان به اين نوع سينماي خاص را دعوت و جذب کند. با توسعه مخاطبان اين نوع سينما که ميدانيم وجود دارد، تنها بايد فرصتي براي دسترسي آنان به سينماهاي اکران کننده اين فيلمها فراهم شود. شايد بتوان گفت که تغييراتي در اطلاع رساني اين نوع فيلمها چه در فضاي مجازي و چه رسانههاي مکتوب بايد صورت گيرد و کارنامه هنروتجربه پس از اين سه سال عملكرد، بايد توسط شوراي سياستگذاري مرور شود. به گمانم براي قوت گرفتن اين جريان تجديد نظرهايي لازم است.
نسل نوي مخاطبان و سينماي ما و حتي مخاطبان عادي سينما، به فراخور حالشان از فيلمهاي هنروتجربه بهره ميگيرند. در اين ميان مخاطب عام هم متوجه ميشود غير از فيلمهايي که بر پرده سينماها تبليغشان را ميبيند، فيلمهاي متفاوت ديگري هم هستند به نظر شما سينماي هنروتجربه چقدر اين ظرفيت را دارد که برخي فيلمهاي فيلمسازاني همچون کيانوش عياري را اکران کند؟ هنروتجربه ظرفيتش را دارد. ما فيلمسازان بزرگ و نامداري داريم که اتفاقا برخي فيلمهايشان از جنس هنروتجربه است .نمايش فيلمهاي آنان در اين گروه باعث جلب نظر مخاطب و افزايش حضور آنان ميشود. صاحبان آثار هم در فضاي حرفهاىتر مي توانند نظرات را درباره فيلمهايشان بخوانند و بشنوند. همچنين اميدوارم هنرمندان بزرگي که در سينماي ايران هستند و طي اين سالها فيلمهاي خوبي هم عرضه کردهاند حتي آثار قديميترشان که جنسشان جنس هنروتجربه است، مجالي براي ديده شدن و اکران در اين گروه پيدا کند و مخاطبان سينمايي که آرزو داشتند روزي آن فيلمها را همراه با خود آن هنرمندان روي پرده سينما ببيند، اين امکان برايشان فراهم شود. براي مثال جنس فيلم جديد آقاي ابراهيم مختاري که سالهاست کار مستند انجام مي دهند، مصداق فيلم هنروتجربه است. فيلم «برگ جان» هم ثمره سالها مطالعه و ذوق هنرى ايشان است و خود ايشان هم شخصيت ارزشمندي براي جامعه سينمايي ماست و يا کارهايي که خانم بنياعتماد و آقاي ميرطهماسب و گروهشان در پروژه کارستان انجام ميدهند. خود اين کار يک تذکر به هنرمندان است که نگاه و بينش تجربهگرا در سينما را جدي بگيرند و سراغ موضوعاتي بروند که شايد در ظاهرمخاطب رغبتي به آن نشان ندهد اما در عمل در حال يافتن مخاطبانش در تهران و شهرستانهاست.در حقيقت آمدن بزرگان سينما براي ساختن اين نوع آثار، بلوغ و شکوفايي فرهنگي را نويد ميدهد که شايد قبلا تنها جوانترها چنين ريسکهايي مي کردند. شما آينده گروه سينماي هنروتجربه را چطور ميبينيد؟ هنر سينما در کشور ما جزو کشورهايي است که پس از انقلاب به فيلم هنري توجه نشان داد و پايه اصلي سينمايمان هم همين هنروتجربه است. سينماگران ما همان طور که بايد به ذائقه مخاطبان احترام بگذارند و سطح سواد بصريشان را ارتقا دهند، حتي بايد به سينماي جهان ايراني (مقصودم کشورهايي است که تحت تاثير تمدن، فرهنگ و سينماي ايران هستند) هم فکر کنيم و تعامل فرهنگي با آن كشورها را توسعه دهيم. به نظرمن اين اتفاق رخ نميدهد، جز با رشد سينماي فرهنگي. يعني از دل کساني که دانشجوى سينما هستند و يا به شکل تجربي آن را دنبال مي کنند، دهها هنرمند برجسته ظهور کنند که آثارشان دنيا را فرا بگيرد. بخشى از آينده سينماي ايران ظرفيت فيلمهاى هنروتجربه است و آرزوي ما اين است که سينماي بدنه هم به آن رشد و اعتلايي در ذائقه سازي برسد که گروههاي سني و جنسي مختلف بتوانند فيلمهاي مورد علاقه خودشان در سينماي بدنه را انتخاب و تماشا کنند.