
اميررضا معتمدي عضو کارگروه توسعه شيوههاي نوين توليد فيلم در بنياد سينمايي فارابي درباره اين کارگروه و وظايفش توضيحاتي را ارايه داد. تشکيل شوراي شيوه هاي نوين با هدف راه يابي به مسير جديد توليدات سينمايي اميررضا معتمدي عضو کارگروه توسعه شيوه...
اميررضا معتمدي عضو کارگروه توسعه شيوههاي نوين توليد فيلم در بنياد سينمايي فارابي درباره اين کارگروه و وظايفش توضيحاتي را ارايه داد. تشکيل شوراي شيوه هاي نوين با هدف راه يابي به مسير جديد توليدات سينمايي اميررضا معتمدي عضو کارگروه توسعه شيوه هاي نوين توليد فيلم در بنياد سينمايي فارابي درباره برنامه هاي اين کارگروه و پيشرفت آن در طول مدت سپري شده از تشکيل آن به خبرنگار صبا توضيح داد: با توجه به تجربياتي که تاکنون در انجمن جلوه هاي بصري خانه سينما داشتم و ديدگاه هاي جديد بنياد سينمايي فارابي، طي جلساتي به تجميع نظراتي رسيديم که نتيجه اين هم انديشي، تشکيل شوراي شيوه هاي نوين توليد بود که هدف آن ايجاد مسير جديدي در توليدات سينمايي است. وي افزود: سينماي ما از لحاظ تکنيکال با سينماي پيشروي دنيا فاصله اي دارد و اين فاصله در داشتن ابزارها نيست زيرا ابزارهاي مورد نياز فيلمسازان در ايران به راحتي تهيه مي شوند، اما سينماي توسعه يافته جهان در طول سال ها به حوزه هايي رسيده که با فناوري آميخته شده ولي سينماي ما از آن دور مانده است. رييس انجمن جلوه هاي بصري خانه سينما در تحليل اين فاصله توضيح داد: شايد بتوان اين موضوع را به نگاه رئاليستيک در نگارش فيلمنامه هاي ايراني نسبت داد البته طي چند سال اخير فيلم هايي هم وجود داشته که سعي کردند از اين فناوري ها به شيوه متفاوتي استفاده کنند، اما نتيجه آن فيلم هاي مطلوبي نشده است. معتمدي نشناختن روش هاي درست در رسيدن به تصاوير را از عوامل نداشتن سينماي روياپردازانه دانست و گفت: در سينماي کنوني ما CGI و جلوه هاي بصري بيشتر به روند توليد کمک مي کند و تاکنون کمتر شاهد تصوير جذاب و متفاوتي در اين حوزه بر پرده سينما بوده ايم. سينماي ما به دليل آشنا نبودن با روش هاي مدرن و کارآمد تصويرسازي از ميل به سينماي روياپردازانه پرهيز کرده و هربار که تصميم گرفته اين کار را انجام دهد خيلي ضعيف اتفاق افتاده و قابل رقابت با نمونه هاي سينماي پيشرو نبوده است. رييس انجمن جلوه هاي بصري با اشاره به مغفول ماندن شيوه هاي مدرن در توليدات سينمايي، توضيح داد: آن چيزي که در اين مسير مغفول واقع شده است تکنيک و مهارت هاي فني نيست بلکه روش شناسي موضوع اصلي است و ما بايد تلاش کنيم روش جديدي را براي فيلمسازي به کار بگيريم تا به نتيجه دلخواهمان برسيم. اهميت تصوير در کنار قصه در سينما وي افزود: از آنجا که فيلم يک محصول تصويري است بايد وراي فيلمنامه که اساس يک فيلم است به مختصات و جزييات تصويري آن نيز توجه کرد تا در محصول نهايي شاهد تاثيرگذاري بيشتري باشيم. بايد توجه داشته باشيم که تصوير مستقل از قصه گويي اهميت دارد و حظ بصري هم بخش مهمي از سينماست پس لازم است براي دستيابي به تصاويري شگفت آور، سينماي پيشرو را الگوي خود قرار داده و روش هاي بومي را براي رسيدن به آن پيدا کنيم. معتمدي به ساخت ماکت اوليه فيلم اشاره کرد و توضيح داد: وقتي قطار توليد فيلم راه مي افتد ديگر نمي توان آن را بدون هزينه متوقف کرد تا دوباره فکر کنيم و برنامه ريزي کنيم پس قبل از حرکت قطار توليد و در مرحله پيش توليد بايد تمام تصميم هاي اصلي و کليدي گرفته شود و مطمئن شويم مي خواهيم اجزاي داستان را چگونه به تصوير بکشيم و زماني که قطار توليد حرکت خود را آغاز کرد، ديگر زمان برنامه ريزي و طراحي تمام شده و فقط افکار و ايده هاي دقيق را اجرا مي کنيم بنابراين بايد تا آن مرحله ماکت اوليه فيلم را که بسيار مشابه پيشتوليد انيميشن است ساخته باشيم. اين ساختار پيش توليد به فيلمساز کمک مي کند تا در طراحي فيلم محدود به انتخاب لوکيشن و محدوديت هاي اجرايي نباشد. در سينماي حرفه اي يک تيم خلاق طراحي فيلم را به عهده مي گيرند و کارگردان به جاي طراحي فيلم، تيم طراحي را مديريت مي کند تا به فضاي ايده آل خود برسد. او اضافه کرد: در نتيجه به کارگيري اين روش در انتها به Story Reel و PREVIZ مي رسيم که پيش نمايشي از فيلم يا سکانس هاي مورد نظر است. کارگردان در آن جا تاييد مي کند که اين همان تصويري است که مي خواهد سپس تدوينگر تاييد مي کند که تقطيع نماها درست است، مدير فيلمبرداري درمورد قاب بندي نظرات خود را اعمال و تاييد مي کند که ابزارهاي حرکتي براي اين پلان ها، دوربين و لنزهاي مناسب را در اختيار دارد و مشکلي براي فيلمبرداري وجود ندارد. همچنين طراح صحنه تاييد مي کند که اين اجزا قابل اجرا بوده و اين که کدام قسمت ها قرار است جداگانه در لايه هاي مختلفي توسط CGI طراحي و ساخته شوند. تمام فيلم يا سکانس هاي مورد نظر به عناصر سازنده تفکيک مي شود و در نهايت تيم خلاق به توافق مي رسند که همه چيز براي توليد مهياست و سپس مدير برنامه ريزي مي تواند به طور دقيق زمان توليد لايه هاي مورد نظر را برنامه ريزي کند. پلان هاي تخيلي که از نظر فيلمنامه و کارگردان يک پلان هستند، از نظر تيم سازنده به لايه هاي تشکيل دهنده تفکيک شده و هر لايه به طور مستقل براي توليد برنامه ريزي مي شود. تفاوت يک پلان سنتي با پلان برنامه ريزي شده در سينماي مدرن معتمدي به توليد لايه هاي متفاوت يک نما نيز اشاره کرد و گفت: يکي از لايه ها ممکن است داخل استوديو فيلمبرداري شود، ديگري ممکن است فضاي بيروني باشد و يکي ديگر نيز ممکن است نقاشي فتورئاليستک باشد که طراح آن را خلق مي کند، بخشي ديگر نيز ممکن است انيميشن فتورئاليستيک باشد که با مختصات باورپذير سينما ساخته مي شود. همه اين اجزا قرار است ترکيب شوند و يک پلان را بسازند؛ پلاني که در سينماي سنتي ما اتفاق نمي افتاده است. در اين روش اجزاي به قدري خوب و دقيق طراحي و ساخته مي شود که زماني که براي شکل دادن پلان نهايي با هم ترکيب مي شوند مشکلي به وجود نيامده و کارگردان هم از نتيجه راضي خواهد بود. مدير پروژه کيست؟ او با اشاره به متد متفاوتي از فيلمسازي توضيح داد: در اين متد، فيلمساز ماکت اوليه فيلم را قبل از توليد، مي سازد و اعضاي تيم خلاق پيرامون ابعاد اجرايي آن با يکديگر به توافق مي رسند، آن را تحليل مي کنند و هر يک نيازهاي خود را براساس مختصات استخراج شده از ماکت فيلم برآورد مي کنند. يکي از متخصصان توليد که در سينماي سنتي وجود ندارد و بايد به اين پروسه اضافه شود مدير کنترل پروژه است که هماهنگ کردن ديگر عوامل اصلي توليد از نظر زماني و کيفي از وظايف اوست. به واقع پس از ساخت ماکت اوليه فيلم و تحليل آن تيم خلاق براي ساخت تصويري مشترک به توافق محتوايي و اجرايي مي رسند. اين طراح جلوه هاي بصري اضافه کرد: وقتي به اين مرحله رسيديم، هرکدام از عوامل اصلي فيلم دو فهرست جداگانه به تيم توليد مي دهند که يکي از آنها ليست تجهيزات و ديگري ليست هزينه-زمان است. مدير کنترل پروژه اطلاعات اين ليست ها را با هم هماهنگ کرده و توليد فيلم با ضريب خطاي اندک از لحاظ زماني و مالي توليد مي شود. معتمدي در پايان به دستاوردهاي اين شيوه نيز اشاره کرد و گفت: در اين شيوه ما سه دستاورد مهم خواهيم داشت که يکي از آنها ساخته نشدن فيلم هايي است که هر يک از عوامل پيش از توليد تصويري متفاوت از آن در ذهن داشته باشند. مورد دوم توليد در زمان پيش بيني شده و مورد سوم کنترل دقيق هزينه توليد است و اين سه، دستاوردهاي بزرگي در فيلمسازي به شمار مي روند. عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي چندي پيش در حکمي سعيد منظري، اميررضا معتمدي و حبيب ايل بيگي را به عنوان اعضاي کارگروه توسعه روشهاي نوين توليد فيلم منصوب کرده بود.