
برنامه «يک فيلم، يک گفتوگو» با نمايش و نقد فيلم سينمايي «عکس» ساخته «ريتيش باترا» از فيلمهاي موج نوي سينماي هند، عصر پنجشنبه ?? آذر در سالن زندهياد عباس کيارستمي بنياد سينمايي فارابي برگزار شد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي،...
برنامه «يک فيلم، يک گفتوگو» با نمايش و نقد فيلم سينمايي «عکس» ساخته «ريتيش باترا» از فيلمهاي موج نوي سينماي هند، عصر پنجشنبه ?? آذر در سالن زندهياد عباس کيارستمي بنياد سينمايي فارابي برگزار شد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، در ابتداي اين نشست که با استقبال علاقهمندان برگزار شد، «مرسده مقيمي» کارشناس-مجري با اشاره به ضرورت پرداختن به موج نوي سينماي هند، ضمن تشکر از تلاشهاي بنياد سينمايي فارابي در برپايي اين برنامه، به نقش «سامان کياني» در ترجمه آثار متاخر سينماي هند اشاره کرد و شناساندن اين فيلمها را محصول فعاليت او دانست. «کياني» در صحبتهاي خود گفت: اگر کسي جامعه هند را نشناسد، شايد «عکس» خيلي برايش قابل درک نباشد. مسيرهاي درک فيلم از اختلاف طبقاتي همچنان پررنگ و بعد تجارتگونه ازدواج ميآيد که شايد وقوع آن در عصر کنوني دور از ذهن باشد اما هست و اتفاق ميافتد.

«شاهين شجريکهن» منتقد سينما نيز در سخنان خود گفت: فيلم «عکس» يک درام رمانتيک و يک فيلم جدي است. فيلمساز در روايت داستان، شخصيتسازي، انتخاب بازيگران و به تکامل رساندن هر شخصيت، سعي کرده همان الگويي را تکرار کند که در آن آدمها از دل زندگي واقعي به جهان فيلم آورده ميشوند. شجريکهن گفت: «عکس» يک قصه دوخطي ساده دارد که اتفاقا کليشهاي است. آدمي ميخواهد تصوير ديگري براي خانوادهاش بسازد و سناريويي را اجرا کند. نقطه عزيمت قصه طوري است که نصف فيلمنامهنويسان ما اگر با اين ديدگاه به دفتر يک تهيه کننده وارد شنوند با اين جمله مواجه شوند که اين متن خيلي کليشهاي است. اما بايد به اين نکته توجه کرد که گسترش و بسط موضوعي مهم است. اين که چطور فيلمساز يک موقعيت را با دو آدم، يک قصه ساده و يک برخورد انساني خيلي ساده چنان گسترش ميدهد که پيچيدهترين مفاهيم را ميشود برايش بيرون آورد بدون اين که فيلم به يک شاهکار عجيب و غريب همراه با لايه لايههاي آنچناني و تاويلپذير تبديل شود. شجريکهن در اين نشست گفت: اين واقعيت را بايد پذيرفت که سينماي هند از اسطوره و افسانه به سمت انسان حرکت کرده است و نقطه تمرکز جرياني از سينماي مدرن هندوستان، ديگر افسانه و عمليات محيرالعقول نيست، بلکه انسان و بزنگاههاي زندگي روزمره است. عشق به يک فرآيند عمومي اجتناب ناپذير کنار دست ما که بايد با آن درگير شويم بدل شده و ديگر براي فداکاريهاي بزرگ، قرار نيست عاشق و معشوق در يک رينگ پر از رنگ و موسيقي و اسلوموشن و ... يکي براي ديگري بميرد و آن يک در حالي که دستش را به سمت عاشق دل خسته رنجور و زخمي دراز ميکند، تن به يک ازدواج ناخواسته بدهد و اين عشق در آسمان ثبت شود. او در ادامه گفت: همه اينها در اين سينما بوده و ارزشمند است و بد نيست اما در سينماي هند، اين سير تطور طي شده و حالا با فيلمهايي رو به رو هستيم که روي انسان متمرکز هستند و تاريخ و جامعه و مردم شناسي خود را از زاويه امروز مطلق و واقعيات و هنجارهاي الزامي و بايدها و نبايدهاي زندگي روزمره پردازش ميکنند.

در بخشي ديگر از اين نشست، مقيمي گفت: بعد از ماجراي ?? سپتامبر معروف هند، روند فيلم هاي جريان سينماي هند تغيير يافت. الان مخاطب به سمتي ميرود که «عکس» برايش يک فيلم خيلي حاشيهاي نيست. شايد وجوه تجاري و سرگرمکننده نداشته باشد اما در حال که برخي از فيلمهاي ستارههاي باليوود با شکست مواجه شده، اين فيلم فروش داشته و اين نوع فيلمسازي خيلي وقتها به فيلمهاي سرگرمکننده هندي چربيده است و اين نشان ميدهد که اين نوع فيلم در حال ديده شدن است. کياني در اين بخش گفت: بايد اين را پذيرفت که هنوز اين جسارت وجود ندارد که براي فيلمهاي درام اجتماعي، بودجه سنگين درنظر گرفته شود و کماکان رويه چيز ديگري است اما اين هم هست که اين نوع فيلمها هم بودجه خود را برميگردانند و شکست نميخورند و الان يک جريان تثبيت شده است. مقيمي در ادامه به فيلمسازي «ريتيش باترا» و اين که بعد از ? فيلم داراي يک جهان ذهني مشخص است اشاره کرد. شجريکهن در بخشي ديگر ضمن پاسخگويي به پرسشي درباره اغراقهاي سينماي هند که از آن به «هنديبازي» تعبير ميشود گفت: شايد جريان موج نوي سينماي هند به سمتي برود که هنديبازي در آن نباشد اما من ميگويم هندي بازي سست و بي پايه و صرفا تجاري که مثل سينماي ما چهار واسطه بنشينند و بگويند کار عجيبي بکنيم که فلان فيلم بفروشد، نيست. چرا که در آن سينما، اين اغراق از ريشهها ميآيد. در ريشههايي که به حيات فرهنگي ملتي که در شعر و منظومهها و قصههايش محال پرداز است برميگردد. هنديها، عاشق چيزهاي خارقالعاده هستند. همانقدر که ما براي احساسات ارزش قائليم آنها به خرق عادت معتقدند. پس بايد با تأمل بيشتري سمتش رفت، ضمن آن که ظرف رئاليستي هم به آن ظرف روايتگري لطمهاي نميزند. الگوهاي جهاني هم باگ دارند ولي با تثبيتشان و آشنا شدن مخاطب با چارچوبي که قوي پردازش شده، ابهامي وجود ندارد چون ما با اين پيش فرض ميرويم که اين الگو منطقي است.

در بخشي از اين نشست، کياني وجود اينگونه نماها را در فيلمهاي هندي به ايجاد يک ظرفيت تخليه انرژي براي مخاطب انبوه سينماي هند که در آن ميتواند قهرمان خود را ببيند مربوط دانست. شجريکهن هم با تأييد اين نگاه گفت: اين که هنديها عادت دارند با چوب و مشت طرف را بکشند به ريشههاي ايدئولوژيکشان برميگردد. او در ادامه گفت: اگر تعداد عاشقانههايي که در طول سال در اين سينما ساخته ميشود خيلي پايينتر از قبل است، بخشي از آن نتيجه تغييرات تکنولوژيک است و اين امکان داده شده تا فيلمسازها بتوانند بدون فروکاست ايدهها و خيالپردازي هايشان را سينمايي کنند. او در نتيجهگيري سخنان خود گفت: موج نوي سينماي هند، جريان اصلي حاکم بر سينماي هند نيست اما حامل شناسههايي است که در آن، تعادل خيال و واقعيت به سمت واقعيت و تعادل افسانه و انسان به سمت انسان حرکت ميکند. «دامون قنبرزاده» منتقد و نويسنده سينمايي حاضر در نشست نيز در ادامه گفت: سينماي هند خوب است. من هندي بازي را دوست دارم و معتقدم که صداقتي که در سينماي هند هست، در سينماي ما و خيلي از کشورها نيست. فيلمهايي از جنس «عکس» نميتواند جريان غالب باشد اتفاقا چون هندي بازياش کم است! اين فيلمها در نهايت ميتوانند جزو معدود فيلمهايي باشند که ساخته خواهند شد و تماشاگر دارند اما تماشاگران هندي دنبال اين هستند که قهرمانهايشان را ببينند و خود را تخليه کنند و اين چيزي است که سينما به آنها ميبخشد. اين ساختار ممکن است منطقيتر شود ولي عوض نحواهد شد چون آدمهايي را با توجه به ساختار جامعه با خود همراه ميکند، ضمن آن که ما با يک جمعيت 8? ميليون نفري طرف نيستيم بلکه درباره يک کشور با جمعيت بيش از يک ميليارد و سيصد ميليون نفر صحبت ميکنيم. مقيمي در اين بخش گفت: عشق مردم هند به سينما عجيب است و تاثيرش هم زياد است. بعد از ماجراهاي ?? سپتامبر در اين کشور، سينما توانست روي قانون اساسي هند هم اثر بگذارد و اين قدرت سينما و مخاطب سينما در اين کشور را ميرساند. تفاوتي که هست اين است که مردم هند هم سينماي جدي را ميخواهند و هم سينماي سرگرمکننده را دنبال ميکنند و خواهان فيلمهايي از همه ژانرها هستند.
