
سينماي ايران دورانگذار را طي ميکند و دستخوش تحولاتي است که سياستگذاريهاي جديد در آن، از سازمان سينمايي و بازوي مهم اجرايي آن يعني بنياد سينمايي فارابي کليد ميخورد. اين روزها وقتي حرف از تحول به ميان ميآيد، خيليها آن را در...
سينماي ايران دورانگذار را طي ميکند و دستخوش تحولاتي است که سياستگذاريهاي جديد در آن، از سازمان سينمايي و بازوي مهم اجرايي آن يعني بنياد سينمايي فارابي کليد ميخورد. اين روزها وقتي حرف از تحول به ميان ميآيد، خيليها آن را در حد شعار باور ميکنند. اما اينکه مديران زيادي در سه دهه گذشته به سينماي ايران آمدهاند و رفتهاند و شعارهاي زيادي دادهاند دليل نميشود به رويکردهاي جديدي که «محمد مهدي حيدريان» رئيس سازمان سينمايي - که مدير بيتجربهاي نيست- و «عليرضا تابش» مديرعامل بنياد سينمايي فارابي -که نسبت به مديران سابق اين بنياد جوانتر و چابکتر به نظر ميرسد و ضرورت تغيير را باور دارد- بيتفاوت بود. از اين حيث ميتوان کمي هم اغراق کرد و تحولات اجرايي پيشروي سينماي ايران را «بيسابقه» ارزيابي کرد. اگر در دهه 60، دولت و بازوي اجرايي سينماي حرفهاي (فارابي) قرار بود سياستهاي هدايتي و حمايتي را بر اساس اقتضائات آن دوره به کار بگيرند تا از نابودي سينما در سالهاي اوليه انقلاب جلوگيري کنند، حالا سي و چهار سال پس از آن اقدامات بيسابقه و همه تلاشهايي که از آن پس، جسته و گريخته در واگذاري امور به بخش خصوصي صورت گرفت، قرار است به طور جدي عرصه توليد در بخش خصوصي با چند اقدام برنامهريزي شده و هدفمند، به حرفهايگرايي سوق داده شود، همچنان که «محمد مهدي حيدريان» در يکي از نخستين اظهارات خود، گفته بود که «همچنان که بدون ناشر حرفهاى در صنعت نشر نميتوان در حوزه کتاب موفق بود، در حوزه سينما نيز فقط با شيوه «تهيهکنندهمداري» و تقويت سازمانهاي توليد و توزيع ميتوان در اين عرصه گامهاى موفق برداشت.» سينما يک مرجع ميخواهد طرح جامع سينما، چشمانداز مديريت سينماي کشور است که در حوزه سينماي حرفهاي، بنياد سينمايي فارابي متولي پيشبرد آن است. «عليرضا تايش» مديرعامل بنياد سينمايي فارابي در گفتوگو با «ايران» درباره رويکردها و هدفهاي اين بنياد ميگويد: «ضرورت مهم اين است که در سنيماي حرفهاي، بنياد فارابي مرجعيت فرهنگي داشته باشد.» اين اظهارنظر را ميتوان واکنشي به همه چندگانگيهاي مديريتي در سينماي ايران دانست. سينمايي که در آن هر نهاد و تشکلي، خود را محق تصميمگيري و تصميمسازي ميدانست. تابش در اين زمينه معتقد است که همانطور که در همه مشاغل و صنوف و رشتهها، دهها فعال وجود دارد اما يک نهاد، مرجع خاص است، در بخش سينماي حرفهاي فارابي مرجعيت فرهنگي دارد. فعاليت کارگروههاي تخصصي در سينماي ايران با رويکردي که نيازها و اولويت توليدات سالانه را مشخص ميکند، ادامه دارد. برنامهريزي در توسعه ادبيات سينمايي، فيلمنامهنويسي و گفتمانسازي در موضوعات، حمايت از فيلمهاي اول و دوم و تقويت سينماي کودک و نوجوان و نيز فعاليت در حوزه بينالملل با تمرکز بيشتر روي بازارهاي جديد، بحث اکران جهاني و رسيدن به توليدات مشترک از ديگر فعاليتهاي اين بنياد است. تغيير نگاه به فضاي مجازي در سينماي حرفهاي و طرح حمايت از کسب و کارهاي مجازي در سينما از اقدامات ويژه اين دوره بنياد سينمايي فارابي است که مصمم است به ظرفيتهاي سينماي حرفهاي از منظر فضاي مجازي توجه کند. مديرعامل بنياد سينمايي فارابي معتقد است که اين بنياد با ساختارهاي قبلي نميتواند همچنان مأموريتهاي قديمي را ادامه بدهد، تجديد ساختار و متناسبسازي رويکرد جديد فارابي است؛ «البته ما خيلي بنا نداريم تحولات درون سازماني که يک ضرورت است را در بوق و کرنا کنيم.» وام؛ متعلق به همه سينماي ايران نام بنياد سينمايي فارابي در دهه 80 با «سرمايهگذاريهاي ميلياردي روي برخي پروژههاي فاخر» عجين شده بود. قطعاً رويکرد جديد فارابي اگر قرار باشد معناي درست تحول و کارآمدي را به خود بگيرد بايد شرايط را بهطور مساوي براي همه سينماي ايران فراهم کند و آنگاه است که ميتوان به سازوکار تازه، بهعنوان راهکاري براي قدرتمند کردن بخش خصوصي و نظام استوديويي در سينماي ايران اميدوار بود. مديرعامل فارابي در اين زمينه به «ايران» ميگويد: «سينماي ايران سالهاست که در بخش اقتصادي از ناکارآمدي در سرمايهگذاري فيلمها رنج ميبرد. ما با مطالعه ابزارهاي نوين مالي براي تأمين سرمايه، شيوه تخصيص وامها را تغيير داديم، اين ايده بر اساس رويکرد استانداردسازي فعاليت حرفهاي در سينما شکل گرفت.» تخصيص وام به سينماي ايران توسط صندوق اعتباري هنر، نتيجه تصميمسازي تازه فارابي در اين خصوص است که اقدام بيراهي هم نيست. سالهاست که از گوشه و کنار از بدحسابي سينماگران ايراني و بدهکاري سينما به بنياد فارابي ميشنويم. «تابش» در اين زمينه معتقد است: «ذات فعاليت بنياد حمايت است و گروهي از تهيهکنندگان از فارابي طي سالهاي قبل وام گرفتهاند اما برخي آن را با توجيهات مختلف پس ندادهاند. قطعاً سازوکاري تعريف شده که قرار است وام بانکي را حرفهايتر از گذشته به سينماي ايران تزريق کند، اين روند کمک حال سينماست و ما ناگزيريم اين مسير را برويم.» شفافيت مالي به نفع کليت سينما «ما بايد شرايط را به سمتي ببريم که همه چيز شفاف باشد.» اين سخن مديرعامل بنياد سينمايي فارابي نشان ميدهد که واگذاري تخصيص وام به صندوق اعتباري هنر و راهاندازي صندوق سرمايهگذاري فيلم تصميمي است که بر اساس همه خطاهاي پيشين در اين زمينه گرفته شده است. تابش در اين زمينه ميگويد: «تا کي ميتوانيم بگوييم نتوانستيم وامها را از سينماگران پس بگيريم؟ مدلهاي مالي جديد سينماي ايران شفافسازي را ارتقا ميدهند و ديگر نميتوان در فرآيند توليد موضوع و قراردادي را پنهان کرد ضمن آنکه چشمانداز اين است که سود در توليد فيلم جاي خود را به سود در اکران بدهد و نيازهاي مخاطب و کيفيت سالن سينما به استانداردها نزديک شود. از سويي فارابي مؤسسهاي است که حسابرسي ميشود و افکار عمومي از آن انتظار پاسخگويي دارد ضمن آنکه فناوري سينما دچار تحول شده و نسل نويي وارد سينما شده و ما بايد متناسب با نوسازي سينما و حرفهايگرايي از شيوههاي نوين مالي و اقتصادي شفاف کمک بگيريم». مديران پيشين سينماي ايران حرف از تغيير ريل و تغيير تعريف براي بنياد سينمايي فارابي ميزدند اما مدير جوان اين بنياد معتقد است سياستها و اقدامات او و همکاران و مشاورانش حکم يک جراحي را دارد و انتظار اين است که همراهان بيمار، همدلانه به توصيههاي پزشکان جراح، توجه کنند!» بازگشت کمپانيها بازگشت کمپانيها به سينماي ايران. اين ميتواند يک چشمانداز حرفهاي و جذاب براي سينماي ايران باشد. چيزي که البته در سينماي پيش از انقلاب همسو با شيوههاي جهاني توليد فيلم وجود داشت اما در سه، چهار دهه اخير بخش خصوصي هيچگاه نتوانست بهعنوان کمپاني هم نزديک شود. «تابش» در اين زمينه ميگويد: «اميدواريم سازمانهاي تهيه و توليد بخش خصوصي در سينماي ايران شکل بگيرند و آرام آرام به سمت حرفهايتر شدن قدم بردارند. اگر بخش خصوصي با اين رويکرد تقويت شود، فارابي حمايتها را متوجه کمپانيها خواهد کرد و سينماي ايران به مدد اين شيوه توليد حرفهاي شاهد تنوع ژانر و رونق در گيشه خواهد شد.»
علي افشار منبع: روزنامه ايران، دوشنبه 29 آبان 96