
سرپرست سازمان سينمايي گفت: شفافيت گزينشي حتما حرکتي ضدشفافيت است چون بياعتمادي بيشتري توليد ميکند. به گزارش روابط عمومي سازمان امور سينمايي و سمعي بصري؛ حسين انتظامي سرپرست سازمان سينمايي شب گذشته، پنج شنبه 4 بهمن ماه، مهمان برنامه «شهرفرنگ» با عنوان...
سرپرست سازمان سينمايي گفت: شفافيت گزينشي حتما حرکتي ضدشفافيت است چون بياعتمادي بيشتري توليد ميکند. به گزارش روابط عمومي سازمان امور سينمايي و سمعي بصري؛ حسين انتظامي سرپرست سازمان سينمايي شب گذشته، پنج شنبه 4 بهمن ماه، مهمان برنامه «شهرفرنگ» با عنوان «چشم انداز سينماي ايران» بود. در ابتداي اين برنامه مجري برنامه حميدرضا مدقق پرسيد «ما شما را سرپرست سازمان سينمايي بدانيم يا رييس سازمان؟»، که انتظامي در پاسخ گفت: قرار براين است که اگر بتوانم خدمتي به سينما بکنم و اين خدمت مورد پسند سينماگران باشد، خدمتم ادامه پيدا کند. من با اين نيت آمدم که حضورم تداوم داشته باشد و اميدوارم که موفق شوم. دستيار ارشد وزير فرهنگ و ارشاد در پاسخ به سوال مجري که درباره شفافيت در سازمان سينمايي و اينکه آيا سينماي ايران چيز پنهاني دارد، گفت: در ابتدا لازم است براي ورود به اين بحث مقدمهاي را درباره شفافيت مطرح کنم. قانوني تحت عنوان «انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات» داريم که در سال 87 در مجلس و در سال 88 در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب شد. من از همه شهروندان ميخواهم که با اين قانون که جزو حقوق آنهاست آشنا باشند. اين در واقع قانوني انقلابي است که تکاليف حکومت را مشخص کرده تا تکاليف شهروندان را. او ادامه داد: مطابق اين قانون هرکدام از شهروندان ايراني از هر کدام از دستگاههاي حاکميتي تقاضاي اطلاعات و اسناد بکنند آن دستگاه موظف است ظرف مدت ده روز آن اسناد را در اختيار آنها بگذارد. البته اين کار خيلي خيلي سختي است براي کشوري که هم زيرساختهاي آن فراهم نشده هم فرهنگ آن اين فضا را فراهم نکرده است. اين قانون استثناهايي درباره اسناد خصوصي يا امنيتي و طبقهبندي شده حکومتي دارد. انتظامي با بيان اينکه اين قانون يک الزام براي همه دستگاهها است، افزود: مشخصا در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آقاي وزير 9 کلان برنامه دارند که تمام بخشهاي وزارتخانه بايد حول آن برنامهها خودشان را تنظيم کنند و رويکردهاي خودشان را قوت ببخشند. يکي از اين محورها شفافسازي است. يعني همه مجموعههاي اين وزارتخانه بايد اطلاعات و اسناد خود را درباره حمايتها، يارانه ها، ضوابط و ...منتشر کنند. سرپرست سازمان سينمايي گفت: بسياري تصور مي کنند شفافيت يعني افشاي اسناد مالي. البته يک معناي شفافيت اين هم هست، اما اين مقدمه ماجراست. شفافيت پيشبيني پذيري ايجاد ميکند به اين ترتيب که دستگاه ضوابط خود را اعلام ميکند که به عنوان مثال تحت چه شرايطي به چه کساني مجوز انتشارات، مطبوعه يا سينما داده ميشود. همچنين هر دستگاه بايد ضوابط حمايتي خود را اعلام کند تا فرد در منزل خود با ماشين حساب محاسبه کند که چقدرحقوق به او تعلق ميگيرد يا حساب کند که حقوق رقيبش چقدر ميشود، يعني ضوابط بايد اين قدر روشن باشد. انتظامي با اذعان به اينکه با شفافيت بسياري از فسادها در دستگاههاي دولتي از بين مي رود، گفت: شفافيت نوعي مبارزه با فساد است. مبارزه با فساد با بگم بگم درست نمي شود بلکه با شفافيت و پيش بيني پذيري درست مي شود. مدير دولتي وحکومتي بايد بداند که اين قراردادي که امروز امضا مي کند قرار است روي سايت قرار بگيرد و فردا همه آن را مي بينند. سرپرست سازمان سينمايي مشخصا درباره شفافيت در عرصه سينما، گفت: سازمان از دوره مهندس حيدريان شفافسازي را شروع کرده بود. مخاطب ما بايد بداند چه کساني درباره کارش تصميم ميگيرند. هزينه و درآمد رويدادها بايد مشخص باشد به عنوان مثال جشنواره فجر يا سينماحقيقت برگزار ميشود، هم سينماگران هم مردم بايد بدانند که ما چقدر درآمد داشتيم، چقدر هزينه کرديم، چقدر به داوران پرداخت کرديم، چقدر جايزه داديم چقدر هزينه پشتيباني کرديم.اين باعث ميشود در کارمان دقيق تر شويم و پذيرش انتقادها و روشهايي که کار ما را بهبود ببخشد سادهتر باشد. در ادامه برنامه مدقق انتقاد يک روزنامه نگار قديمي درباره انتشار آمارهاي سازمان سينمايي را مطرح کرد و اينکه انتشار اين آمارها چه کمکي به حل مسائل مهم مي کند، که انتظامي در پاسخ به اين نقد گفت: اين کمک مي کند که سياستگذاري ما درست باشد. چنين بازخوردهايي کمک ميکند که در مقام سياستگذار و تصميمسازي بهتر عمل شود. وقتي نگاه سامانهاي داشته باشيم مي توانيم با اين بازخوردها ضوابط را اصلاح کنيم. مثلا ميگويند چرا به اين فيلم يا کتاب يا نشريه اينقدر پرداخت کرديد و به رقيبش مقداري ديگر. يا ضوابط ما قابل دفاع و روزامد است يا نيست. اگر نيست بايد اصلاح شود. مدقق پرسيد «مثلا با شفاف سازي مشکل بيکاري اهالي سينما چطور حل مي شود؟»، سرپرست سازمان سينمايي در پاسخ به اين سوال گفت: بعضي چيزا مستقيم مربوط نيست اما به شيوه اي هم مي توان گفت شفاف سازي به اين امر کمک مي کند. اولا اگر ما بتوانيم درآمدها و هزينهها و ضوابط را روزآمد نگه داريم باعث ميشود روشها و سياستها به سمتي برود که زمينه اشتغال سينماگران را فراهم کند. مثلا نکتهاي که هميشه مورد انتقاد سينماگران بوده اين است که کساني بايد فعاليت حرفهاي بکنند که عضو خانه سينما هستند، يعني کسي بايد فيلمبردار يک کار سينمايي باشد که عضو انجمن فيلمبرداران باشد. اين کمک ميکند کسانيکه خارج از صنف هستند و با روابط ديگري وارد عرصه فعاليت حرفهاي ميشوند از طريق خود صنف جلوي آنها گرفته شود و زمينه اشتغال کساني که به شکل حرفه اي در صنف هستند فراهم شود. دستگاه حکومتي و سياستگذار بايد جهت گيريهايش را براين اساس اصلاح کند. شفافيت بايد ضوابط را هم شامل شود. يعني عملا خودش را با مطالبات صنفي همراه کند. مجري برنامه در بخش ديگر برنامه شهر فرنگ گزارش مرکز آمار را بيان کرد که براساس آن تنها 19 درصد مردم سال 96 به سينما رفتند، او در ادامه پرسيد «اين شفاف سازي چه دردي از مخاطب دوا مي کند؟»، که انتظامي در پاسخ گفت: متاسفانه مصرف فرهنگي در کشورمان پايين است، از قضا يکي از کارهاي ويژه وزارت فرهنگ اين است که با سياستگذاريهايش و بستههاي حمايتي و اولويتهايش کمک کند به مصرف فرهنگي افزوده شود. به عنوان مثال يکي از سياستگذاريهاي وزارت فرهنگ و سازمان سينمايي اين است که زيرساخت هاي سينمايي را گسترش دهد و با توجه به آمايش سرزمين به آن بها دهد. در حال حاضر خيلي از شهرهاي کشور حتي سينما ندارند. اين سينما داشتن به کاهش آسيبهاي اجتماعي، افزايش مصرف فرهنگي و همبستگي اجتماعي کمک ميکند. طبعا وقتي ضوابط و اولويتهاي ما روشن باشد نشاني از شفافيت است. انتظامي در پاسخ به انتقادات درباره گزينشي بودن برخي آمارهاي اعلام شده، گفت: شفافيت گزينشي حتما حرکتي ضدشفافيت است چون بياعتمادي بيشتري توليد ميکند. انتظاري که از شفافيت داريم اين است که به سرمايه اجتماعي کمک کند. سرمايه اجتماعي سه پايه دارد: اعتماد مردم به حاکميت، اعتماد حاکميت به مردم و اعتماد مردم به مردم. خيليها مي گويند اين مولفه سوم ناشي از دو مولفه اول است. اگر در سايه شفافيت بتوانيم شرايطي ايجاد کنيم که اعتماد را افزايش دهيم خيلي از مسائل حل ميشود. تدبير همکاران ما اين است که اين آمارها را کامل اعلام کنند. من ادعا نميکنم در همه آمار وزارت ارشاد دقت بالا وجود داشته باشد، ولي همه همکاران اين تلاش را دارند. چون در آغاز راه هستيم حتما اختلالهايي داريم ولي حسن شفافيت اين است که برگشتپذير است. يعني اگر کسي بگويد اي کاش چنين ستوني را هم در فلان آمار ميگذاشتيد ما مي توانيم در آمارهاي بعدي اين اصلاح را انجام دهيم. سرپرست سازمان سينمايي درباره آمارهايي که اين سازمان درباره حمايت از جشنوارهها اعلام کرده و اينکه چرا اشارهاي به جشنواره ملي و جهاني فيلم فجرو جشنواره فيلم کوتاه و سينماحقيقت نشده است، گفت: اين جشنوارهها را خود ما برگزار ميکنيم و جداگانه بيلان آن منتشر خواهد شد. 45 روز بعد از پايان رويدادهايي مثل همين جشنوارهها يا نمايشگاه کتاب يا مطبوعات فهرست درآمدها و هزينههاي آنها بايد منتشر شود. اما اين آمار اعلام شده درباره جشنوارههايي است که ديگران برگزار ميکنند و سازمان سينمايي در جهت توسعه سينما به آنها کمک ميکند. سوال يا انتقاد منطقي اين ميتواند باشد که سازمان بگويد با چه فرمولي به يک جشنواره 100 ميليون کمک کرده و به يک جشنواره ديگر 50 ميليون تومان. شفافيت يعني اين ضابطه را از ما بخواهند. حتي اوج شفافيت مشارکتپذيري است، يعني ما اين ضابطه را اول به شکل پيشنويس منتشر کنيم و از اهالي سينما، منتقدان، سياستگذاران فرهنگي و سينمايي، نخبهها، دانشگاهيان و ...بخواهيم که بگويند آيا فرمولي که ما تعريف کرديم جامع هست يا نه. انتظامي تاکيد کرد: مثلا من معتقدم که هرچقدر در استانها کار کنيم به قوام و توسعه کشور کمک مي کنيم، لذا اگر به من بسپارند که فرمول حمايت از جشنوارهها را بنويسم حتما مينويسم که جشنوارههايي که در استانها و شهرستانهاي کمبرخوردار برگزار ميشوند حتما بايد ضريب دو بگيرند. سرپرست سازمان سينمايي در پاسخ به سوالي درباره راهکار تکرار نشدن اشتباهات و اختلالات در آمارها گفت: يکي از راهکارها اين است که به ما فشار آورده شود که ضوابط را اعلام کنيم. اينکه موضوع جشنوارهها مهم است يا سطح داوري؟ سطح مشارکت مهم است يا نه؟ تکراري بودن يا نبودن مهم است؟ و ... انتظامي گفت: يکي از اشکالات دستگاههاي دولتي اين است که گمان ميکنند خودشان بايد جشنواره برگزار کنند در حاليکه يکي از برنامههاي دولت عقبنشيني به نفع صنوف است. يعني به جايگاه تنظيم مقررات خودش برگردد و در اموري که صنف يا بخش خصوصي کارآمد و سالم داريم که بتوانند فعاليتي را به خوبي انجام دهند دولت نبايد تصور کند که عقل کل است و بايد خودش انجام دهد. او تاکيد کرد: همت همکاران ما در سازمان سينمايي اين است که براي همه اين موارد ضوابط نوشته شود و مبنايي که بوده را روي کاغذ آورند. روش درست شفافيت هم آن است که اين ضوابط وقتي نوشته شدند به شکل پيشنويس اعلام شوند تا بعد از جمعآوري نظرات و پيشنهادات و انتقادات به فرمول خاصي برسيم. مدقق از سرپرست سازمان سينمايي پرسيد «در نهايت حرف آخر را چه کسي يا چه نهادي ميزند؟» که انتظامي پاسخ داد: سازمان سينمايي مسئول است که براساس جمع بندي اين نظرات و سياست هايي که دارد حرف آخر را بزند. مثلا يکي از سياستهاي جدي وزاتخانه اين است که ايران، تهران نيست اين بايد رويکرد ما باشد. نميشود وزير بگويد ايران تهران نيست، اما من در سازمان سينمايي ايران را تهران بدانم. انتظامي اين وعده قطعي را هم داد که ظرف همان مدت زمان 45 روز فهرست هزينهها و درآمدهاي جشنوارهها اعلام شود. او اين را هم خطاب به مجري شهر فرنگ گفت که «حتي اگر ما اين آمار را منتشر نکرديم مي توانيد ابروي ما را ببريد.» مدقق در ادامه پرسيد «برخي نهادهاي تابع سازمان سينمايي حمايتهايي که از بخش توليد کرده بودند را منتشر کردند ولي بعد مشخص شد که برخي از اين حمايتها تبديل به فيلم نشدند براي بازگرداندن آن بودجهها چه کاري انجام مي شود؟»، انتظامي گفت: خوشبختانه انتشار آن فهرست باعث شد که فارابي جهتگيري خودش را عوض کند و چندين ماه است که بيشتر در قالب تسهيلات کمک ميکند. يعني طرفشان يک بانک است و کمک بلاعوض نيست. براي مواردي که به آن اشاره کرديد هم بايد تدابير حقوقي صورت گيرد که در حال پيگيري هم است. سرپرست سازمان سينمايي در پاسخ به سوالي دربار نحوه جلوگيري از ورود سرمايه هاي کلان غيرشفاف و مجهول به سينما، گفت: شفافيت جاده دوطرفه است. نميشود فقط دولت شفاف عمل کند، فقط سازمان سينمايي شفاف عمل کند. قانون شفافيت قانون درخشاني است و اگر همه ما به آن برگرديم خيلي از مشکلات کشور حل خواهد شد. مدقق پرسيد «فکر مي کنيد اهالي سينما تن به اين بدهند که قراردادهاي بازيگران يا نحوه ورود سرمايه به پروژه هاي سينمايي را شفاف اعلام کنند؟» که انتظامي در پاسخ به او گفت: اين همت الان در خانه سينما وجود دارد. يعني ما آمادگي داريم که به عنوان دستگاه حاکميتي در اين مسير حرکت کنيم. مثلا صنف اين را از ما بخواهد اگر در تيتراژ فيلم متقاضي پروانه نمايش کسي به عنوان فيلمبردار، کارگردان يا بازيگر و... از مسير حرفهاي خودش وارد نشده پروانه نمايش صادر نشود. به مصلحت دولت نيست که در مسائل داخلي صنوف دخالت کند بلکه سازمان بايد نظارت و پشتيباني کند. درباره مسائل مربوط به هزينههاي سرمايه گذاري و توليد فيلمها هم با سازوکارهايي که در خانه سينما قابل طراحي است ميتوان ابهامات را روشن کرد. حتي اطلاع دارم که خانه سينما به سمتي ميخواهد برود که قراردادهاي مختلف توليد فيلم تحت نظارت آنها و با فرمول هاي ثابت و شفاف بسته شود. انتظامي در پاسخ به اين سوال که آيا مي توان پروانه نمايش فيلمي که هزينه ساخت آن مجهول است صادر نشود، گفت: اين هم در سازوکارهاي سينمايي و صنفي قابل تعريف است. خانه سينما ميتواند از ما بخواهد مطابق قواعد و مقررات حرفهاي صنف، صدور پروانه مالکيت بعد از تاييديه آنان صورت گيرد. او افزود: همه ما در هر حوزه فرهنگي که باشيم بايد از گردش بالاي اقتصادي استقبال کنيم. ما مسرور هستيم که در يکي دو سال گذشته گردش سينماي ايران و مبلغي که از اکران ب دست ميآيد جهش کرده است. بنابراين بايد از اصل ورود سرمايه استقبال کنيم، ولي اين قضيه بايد نظاممند باشد و جوري نباشد که علاقهمندان سرمايهگذاري در سينما را فراري دهيم. سرپرست سازمان سينمايي درباره جديدترين دستورش براي ادغام موسسه رسانههاي تصويري در ديگر زيرمجموعههاي سازمان در جهت کوچکسازي و چابکسازي سازمان گفت: اين تصميم، تدبير من نيست، مجموعه مديران سازمان سينمايي تجربه، بلوغ و پختگي قابل توجهي دارند و تکتک اين اقدامات در اين جمع چکشکاري ميشود و تبعات آن بررسي ميشود تا رفتار شتابزده و پوپوليستي انجام نشود. اما با کوچکسازي چابک سازي صورت ميگيرد. مخصوصا زمانيکه مشکلات بودجهاي پيش ميآيد ممکن است دستگاهي که قرار است از نظام توسعه فرهنگ حمايت کند بخش قابل توجه منابعش را خرج خودش، هزينه کارمندان و تجهيزات و رويدادها کند و چيزي صرف هدف اصلي نشود. از طرف ديگر وقتي يک سازمان حجيم باشد نميتواند نسبت به تحولات روز واکنش منطقي، کارآمد و سريع داشته باشد. از سوي ديگر حوزه سينما و ديگر حوزهها که همسايه فناوريهاي مدرن هستند سرعت تحولاتشان بالاست بنابراين نمي توانيم با آرايش پنج سال پيش اين وضعيت را اداره کنيم. او ادامه داد: در همين مسير بخشي از ماموريتهاي لازم موسسه رسانههاي تصويري در بنياد فارابي ادغام ميشود. بخش هنر و تجربه يک وظيفه ديگر وزارتخانه را دنبال ميکند. ما وظيفه داريم از سينماي انديشهاي، اجتماعي و فرهنگي در مقابل سينماي تجاري حمايت کنيم اگر کنار بنشينيم و بگوييم تنها سازوکارهاي بازار مورد نظرمان است، حتما از وظايف خودمان فاصله گرفتهايم. بنابراين هنر و تجربه با اين رويکرد بايد در سازمان سينمايي حفظ شود، اما روشهاي کار ممکن است تغيير کند. انتظامي گفت: در حال حاضر مشغول باز تعريف ماموريتهاي زيرمجموعههاي سازمان سينمايي هستيم. مناسبتر است که اين زيرمجموعه ها به روز شوند. درباره انجمن سينماي جوان کشور هم بحثهايي وجود دارد، اما نهايي نشده است. اين بحث مطرح است که براي توانمند کردن بيشتر انجمنهاي سينماي جوان در استانها و شهرستانها آنها را به شکل هيات امنايي اداره کنيم يعني استاندار، شهردار، خيرين و علاقهمندان در کنار مديرکل فرهنگ و ارشاد استان هيات امنا شوند و درامد و هزينه را خودشان کنترل کنند. الان يک اشکال اين است که تمام درآمدها بايد به حساب انجمن در تهران بيايد و بعد عودت داده شود درحاليکه در ستاد انجمن سينماي جوان در تهران بايد سياستگذاري صورت گيرد، اولويتها و فرمولهاي حمايتي طراحي شود تا جوانان مستعد که در دورافتادهترين شهرها احساس کنند ميتوانند رشد کنند. انتظامي درباره سرنوشت مدرسه ملي در جريان اين ادغامها هم گفت: وظيفه ما توسعه دانش سينمايي است، اما قرار نيست خودمان ضرورتا آموزش دهيم بلکه ميتوانيم موسسات خصوصي آموزشي را توانمند کنيم، برايشان چارچوب تعريف کنيم و شاخصهايي تعريف کنيم ...اين بخش از وظايف مدرسه ملي سينما طبيعتا قابل تداوم نيست، اما بخشهايي که کار سياستگذاري آموزشي ميکند و مسائل نوپديد آموزشي را شناسايي ميکند باقي خواهند بود. مدقق در ادامه از سرپرست سازمان سينمايي پرسيد که آيا مدير يا سازمان سينمايي در سايه داريم، که انتظامي گفت: سازمان سينمايي به شکل مقتدرانه فردي اداره نميشود يک سازمان است که حتما بايد مديران مختلفش مشارکت داشته باشند و سازمان مستقلي هم نيست و تحت نظارت وزارتخانه و وزير است و حتما بايد در آن چارچوب عمل کند. او درباره اينکه ريشه مشکلات سينما دروني است يا بيروني، گفت: نه فقط سينما بلکه هر حوزهاي که مثال بزنيد مثل ورزش يا اقتصاد و ... طبعا چون يک سيستم و سامانه است هم درون دارد هم بيرون. لذا پيشرفت و مشکلات ميتوانند ناشي از عوامل دروني و بيروني باشند. در طراحيهاي مديريت استراتژيک اساسا وقتي جداول را طراحي ميکنيم عوامل داخلي و خارجي هم وجود دارند. بنابريان هر مقولهاي که حرف بزنيد عوامل داخلي وخارجي دارد. سرپرست سازمان سينمايي در بخش ديگر اين گفتوگوي تلويزيوني درباره تغييرات مديران سينمايي گفت: مديران موجود اگر در چارچوب سياستهاي وزارتخانه و سازمان سينمايي، بتوانند با چابکي و مديريت انجام وظيفه کنند حتما ميمانند. خود من هم اگر بتوانم براي سياستهاي وزارتخانه، سازمان، دولت و نظام عنصر کارامدي باشم منطقش اين است که بايد بمانم، ولي اگر ناتوان يا ناهمراه باشم بايد حذف شوم. مجري برنامه نظر انتظامي درباره فيلم هايکمدي را هم پرسيد که او گفت: نبايد همه سينما طنز باشد. نيازهاي مخاطبان و وظيفهاي که سينما در قبال آنها دارد نبايد متکي به يک ژانر باشد. مثلا سينماي مستند يک سينماي ناب است اما نبايد همه فضا مستند شود. انتظامي درباره ادغام جشنواره ملي و جهاني فجر هم گفت: يکي از صبحتهايي که الان بين مديران مطرح است و حتي جزو مطالبات سينماگران هم است اين موضوع است. براي من هم مطالبه صنف خيلي مهم است.