
جشنواره بين المللي فيلم کودک و نوجوان به ايستگاه سي ام رسيده است. جشنواره اي که شايد معتبرترين جشنواره ايراني در دنيا باشد اما همواره تداوم حياتش با چالش همراه بوده است و تهديداتي چون بلاتکليفي شهر برگزاري آن، عدم توليدات درخور...
جشنواره بين المللي فيلم کودک و نوجوان به ايستگاه سي ام رسيده است. جشنواره اي که شايد معتبرترين جشنواره ايراني در دنيا باشد اما همواره تداوم حياتش با چالش همراه بوده است و تهديداتي چون بلاتکليفي شهر برگزاري آن، عدم توليدات درخور توجه به لحاظ کمي و کيفي در طول سال و عدم اختصاص بودجه مناسب براي برگزاري آن از جمله مشکلاتي است که اين جشنوارا مهم را در سال ها و دوره هاي گذشته با مشکل مواجه کرده بود. اما در دولت يازدهم اين جشنواره يک تغيير ديگر را نيز تجربه کرد و آن تفکيک برگزاري جشنواره براي فيلم هاي کودک از نوجوان بود. تغييري که از ابتدا نيز منطقي به نظر نمي رسيد و لزوم تفکيک اينچنيني براي صرف بودجه و امکانات جدا را توجيه نمي کرد! اما وقتي در دوره سي ام جشنواره فيلم کودک و نوجوان دبير خود را شناخت، نويد يک اتفاق و بهينه سازي کلي را دريافت کرد. عليرضا رضاداد که سالهاي زيادي سابقه دبيري جشنواره هاي مختلف کشور را دارد و رکورد دار برگزاري جشنواره بين المللي فيلم فجر است، سکان سي امين دوره جشنواره کودک و نوجوان را برعهده گرفت تا سينماگران و سينمادوستان کمي به يافتن ساختاري منطقي و داراي تداوم براي اين جشنواره اميدوار شوند. رضا داد در تجربيات مديريتي قبلي خود اثبات کرده است که هربار جشنواره تحت مديريتش اتفاقات مثبتي را تجربه مي کند و اين بار نيز به گفته خودش جشنواره سي ام کودک و نوجوان قرار است با پيش بيني ها و برنامه ريزي ساختارمند، هم دوره متفاوتي را سپري کند و هم چشم انداز سال هاي ديگر را شفاف تر ببيند. گفت و گوي حاضر حاصل گپ و گفت نسبتا مفصلي است که رضاداد با حضور در روزنامه باني فيلم با تحريريه اين روزنامه درباره سي امين جشنواره بين المللي فيلم کودک و نوجوان انجام داده است. در ابتدا درباره زمان برگزاري جشنواره توضيح بدهيد که چرا به ابتداي فصل تابستان براي برگزاري آن رسيديد؟ – ما دو تا گزينه داشتيم. يکي اينکه با محرم و صفر جلو بياييم و سال به سال ماجرا تغيير کند. مثلا همينطور ?? روز ?? روز جلو بياييم تا مهر و آبان تمام شود و دوباره برگرديم. گزينه دوم هم اين بود که يک تاريخ ثابت براي ? سال تعيين کنيم که به نظرمان گزينه دوم بهتر بود. تاريخ ثابت هم قاعدتا بعد از ماه رمضان بود که فکر کرديم يک مزيتي هم ممکن است داشته باشد و آن اينکه به اکران تابستاني فيلمها کمک کند. چون يک موقعي فيلمهاي کودکان و نوجوان، تابستان بيشتر اکران مي شد و پرفروش تر بود. بچه ها و خانواده ها اوقات فراغت بيشتري داشتند و طول روزها بلندتر است و بچه ها بيشتر از محيط خانه خارج مي شوند. فکر کرديم اگر تاريخ جشنواره را اوايل تابستان يا اواخر خرداد بيندازيم، مي تواند نسبتي مثل جشنواره فجر با اکران عيد براي فيلمهاي کودکان و نوجوان پيدا کند. البته تصورمان هم اين بود که جريان جدي اکران فيلمهاي کودکان و نوجوان از اواخر پارسال با برنامه هايي که در شوراي سياستگذاري داشتند، جدي مي شود و راه مي افتد و جشنواره مي تواند کمکي براي اکران باشد. به هر حال در تاريخ برگزاري براي ? سال آينده ناگزير بوديم که تاريخ را از مهر و آبان به اواخر بهار و اوايل تابستان بياوريم. فکر کرديم اين ? سال يک تجربه خواهد شد و اگر جشنواره کودک توانست به اکران تابستاني کمک کند همين جا نگهش داريم، منطقي تر باشد و اگر نتوانست معذوريت همزماني با ايام محرم و صفر از بين رفته و آدم مي تواند براي بعد دوباره تصميم ديگري بگيرد. از سالآينده هم که ماه رمضان ?? روز جلوتر ميآيد، تقريبا ?? خرداد مي توانيم شروع کنيم. به هر حال همين اواخر بهار و اوايل تابستان، فرصت مناسبي است و بچه ها امتحانات را پشت سر گذاشته و فرصت خوبي مي شود. اگر بخواهيم يک نگاه اجمالي به سير جشنواره کودک و نوجوان طي سالهاي گذشته بکنيم، خيلي وقتها اختلافاتي بر سر شهر برگزاري اين جشنواره بوجود آمد يا بحث اينکه يکسال درميان يا دوسال در ميان باشد. اين اواخر در دوره آقاي ايوبي هم بخش کودک را از نوجوان جدا کردند و گفتند که هر کدام را جداگانه برگزار کنيم. به عنوان کسي که دبير جشنواره هستيد، فکر مي کنيد اين جشنواره الان در چه جايگاهي ايستاده است؟ آيا واقعا آن مسائل را پشت سر گذاشته يا اينکه ممکن است سال آينده چنين اتفاق مشابهي بيفتد؟ درواقع مرحله آزمون و خطا را پشت سرگذاشته است؟ – بخشي از مشکلات جشنواره ناشي از کم رونق بودن سينماي کودک و نوجوان است و اگر آن رونق در سينماي کودک و نوجوان ايجاد شود، بخشي از اين مسائل خودبخود منتفي شده و از بين مي رود. کار کردن با استانها يک حسن و هم يک عيب دارد. حسناش اين است که شما يک رويداد را از مرکز خارج مي کنيد و خود اين رويداد ميتواند به يک استان رونق دهد و اتفاقات خوبي دراستان بيفتد. درواقع به آن عدالت فرهنگي نزديکتر مي شويم. و چهره برگزاري اين رويدادها يک چهره ايرانيتر و مليتري پيدا ميکند. عيبش هم اين است که شما بايد غير از اينکه خودتان هماهنگ باشيد و اين هماهنگي سخت است، بايد با يک جاي ديگر هم هماهنگ باشيد. چون تا وقتي شما در خانه خودتان هستيد همه اختيارات با خودتان است. سالنتان را مي گيريد و مهمانتان را دعوت مي کنيد ولي وقتي مي خواهيد به جاي ديگري برويد هم به لحاظ هزينهاي و هم به لحاظ هماهنگي رويدادهاي شهري در يک هماهنگي جديدتري بايد قرار بگيريد و نياز به يک هماهنگيهاي جديتر هست. ضمن اينکه در کشور ما کار مشترک کلا سخت است. لذا همانقدر که فايده دارد همانقدر هم به سختي کار اضافه ميکند. من تجربه برگزاري را در دوران قبل در اصفهان داشتهام. هم در زماني که خيلي هماهنگي هاي خوبي انجام ميشد و هم در يک دوره که با يک سختي خيلي زياد توانستيم جشنواره را برگزار کنيم. دليلش هم اين است که هم در تهران و هم استانها، مديريتها تغيير پيدا ميکنند. يک سالي استانداري در همدان ديدگاهش اينطور بود که ما بايد از همه ظرفيتهاي ممکن براي رشد استان همدان استفاده کنيم. همزمان در اصفهان، مديريت شهري تغيير پيدا کرده بود و بيميلي و حساسيت هاي مربوط به برگزاري جشنواره در دورههاي قبل در استان برجسته شده بود. تمايل به مشارکت در برگزاري جشنواره کودک و نوجوان در اصفهان کم شده بود. حالا شما در تهران نشستهايد و کارتان را انجام ميدهيد ولي وقتي با چنين عدم تمايلي در يک استان و در مقابل با يک تمايلي در استان ديگر مواجه مي شويد، منطقيترين تصميم اين است که براي حفظ همين رويدادي که داريد، به حداقل خسارت که جابجايي است، تن دهيد.هيچکس علاقهمند نيست که هيچ رويدادي از هيچ نقطه و مکاني به جاي ديگر منتقل شود. کار اول هم اين است که شروع به برگزاري جلسات ميکنيد و سعي ميکنيد تا ناهماهنگيها و موانعي که وجود دارد را برطرف کنيد. با شهردار، استاندار، جلسات ميگذاريد و در رفتوآمدها متوجه ميشويد که اصلا نميشود و برگزاري جشنواره در اين مکان الان ديگر سخت است و وقتي هم که سخت ميشود، التهاب به خود آن موضوع که جشنواره و سينماست منتقل ميشود. آن دوره قبل که جشنواره از اصفهان به همدان منتقل شد، دقيقا همين شرايط بود. يک استاندار در همدان کاملا ظرفيتهاي فرهنگ و هنر را مي دانست البته فقط فرهنگ و هنر نبود و در ورزش هم تلاش کرد که حتي ورزشگاه تاسيس کردند. روزي که براي اولين بازديد به همدان رفتيم، فقط يک سينماي کاملا مخروبه داشت ولي اولين سالي که جشنواره را در همدان برگزار کرديم، اين استاندار هفت سينما به ما تحويل داد که هر کدام در طراز سينما فرهنگ بود. درحالي که ما حداقل نياز جشنواره را ? سينما در طراز سينما فرهنگ اعلام کرده بوديم ? سينما در طراز سينما فرهنگ آن سال و در سال بعد ?? سينما در شهرهاي ديگر استان همدان تاسيس کردند که جشنواره سال بعد، در بعضي از شهرها هم همزمان تکرار ميشد. وقتي چنين استقبالي از رويداد فرهنگي و تلاش فرهنگي را در جايي ميبينيد، خودتان هم تشويق ميشويد که آن استقبال را تقويت کنيد. |امسال سي امين دوره است که جشنواره برگزار مي شود. چرا نبايد يک سازوکار مانايي تا الان طي اين ?? سال بوجود آمده باشد که ديگر استاندار تصميم نگيرد و هرکس که تغيير کرد اين قضيه هم دستخوش تغييرات نشود. بالاخره ?? دوره از برگزاري اين جشنواره مي گذرد و حالا ديگر بايد يک سازوکار مستقل که به سليقه مدير بستگي نداشته باشد را داشته باشيم. اگر اينطور باشد که فردا يک مدير ممکن است بخواهد جشنواره را به کرمانشاه ببرد يا اينکه مدير رشت به اين کار علاقه مند مي شود! سوال اين است که چرا اين ساختار شکل نگرفته است؟ – مبناي ما اين است که جشنواره کودک اصفهان باشد. حالا در بعضي دورهها با يک وضعيتي روبهرو ميشويد که بين برگزار نشدن و در جاي ديگر برگزار شدن بايد انتخاب کنيد. کدام را انتخاب ميکنيد؟ |اين درست اما الان که اينجا نشستهام همچنان ما همان وضعيت را داريم يا اتفاقات بهتري افتاده؟ – پارسال توافقنامه ? سال برگزاري در اصفهان منعقد شد. بعد از التهابي که بين سازمان سينمايي و اصفهان ايجاد شد و جشنواره نوجوان به همدان رفت و بعد طرح تفکيک پيش امد، الان توافقنامه برگزاري ? ساله جشنواره امضاء شده و امسال، سال اول آن ? سال است. البته يک بندي درآن توافقنامه نوشته شده که ? سال بعد، موقع ارزشيابي اين دوره است که ببينيم چگونه برگزار مي شود و آيا به آن استانداردهاي ضروري و لازم مي رسيم يا خير؟ پس يک بحثي راجع به اين دوره و ? سال آينده داريم و يک بحث ريشهاي هم داريم که اگر بعضي از دورهها گرفتار التهاباتي مي شود ديگر تقصير التهابات سياسي و اجتماعي است که آن التهابات سياسي و اجتماعي جابه جايي را اجتنابناپذير ميکند. |الان نفس برگزاري جشنواره از نظر شما يک امتياز براي استان يا شهر است؟ به لحاظ توريستي و حتي جمعيت بومي آنجا ميتواند يک امتياز بالقوه باشد ولي به نظر ميرسد با امتناعهايي که بخصوص از جانب مديران اصفهاني ميشد اين امتياز به شکلي عدم رضايت يا عدم تمايل بود که حالا قرار است هزينهاي هم بکنند. چرا يک وحدت رويه در مديريت کلان نباشد که استاندار را مجاب کند تا حتما نسبت به موضوعي مثل جشنواره کودک و نوجوان از ديد فرهنگي نگاه کند که بسيار مهم است؟ – گاهي وقتها اصلا خود مديران مسئول در استانها هم، با شما همراي و هم نظر هستند ولي بعضي از التهابات اجتماعي يا سياسي درآن استان ايجاد ميشود که کار را مشکل مي کند. جريانهاي سياسي و اجتماعي همه روي تصميمات ما در کشورمان تاثير ميگذارند و يکي از نقشهاي ما هميشه اين بوده که سعي کنيم اينها را به حداقل برسانيم. يکي از کارکردهاي مديريت فرهنگي اين است که اگر غيرسياسي باشد و سعي کند غيرسياسي بماند، ميتواند يکسري التهابات سياسي را هم کم کند. يعني ما وقتي از منظر هنر و فرهنگ به يک موضوع نگاه ميکنيم و بتوانيم درست اهميت فرهنگ و هنر را براي مخاطبينمان تبيين کنيم، حتي ميتوانيم التهابات اجتماعي را کم کنيم و بگوييم به جاي اينکه به يک مسئله از منظر التهابات سياسي و اجتماعي نگاه کنيد، از منظر ظرفيتهاي فرهنگي يا شادمانگي بچهها به جشنواره نگاه کنيم. بياييم از منظر تمايلي که در بچهها براي توجه به فعاليتهاي فرهنگي هنري به جشنواره ايجاد ميشود، نگاه کنيم. وقتي اينها را ميگوييم و وقتي با اين زاويه به ماجرا نگاه ميکنيم يک قدري همه ديدگاهها و نگاهها تقليل پيدا ميکند و اين توانمندي نيازي است که در بين مديران فرهنگي هنري احساس ميشود. هر وقت هم با اين زاويه ديد با موضوع برخورد شده به نظرم در اينکه التهابات را کم کنيم، موثر بودهايم. |فکر نميکنيد اين زاويه ديد اگر در راس وجود داشته باشد، خيلي جلوتر خواهيم رفت ضمن اينکه تقريبا در هيچ دولتي وجود نداشته. هميشه مديران فرهنگيمان مثل شما يا مديران سازمان سينمايي يا معاونت هنري براي فرهنگ ميجنگند يعني ما هيچوقت نديديم که از دفتر رئيسجمهور يک اتفاق ويژه بيفتد يا يک نگاه ويژهاي باشد. آيا اين نگاه، در دولت دوازدهم هم همچنان مثل دولتهاي قبلي نخواهد بود يا به نظرتان ممکن است فرق کند؟ – من کلا نميتوانم به همه مسائل دولت پاسخ دهم. |آيا اين را قبول داريد که دولتها نگاه فرهنگي را از راس نداشتهاند؟ – ببينيد! من فکر ميکنم که نسبت دولتها و فرهنگ متفاوت بوده. من خودم تحليلم در مورد عملکرد دولت يازدهم اين بود که دولت يازدهم اتفاقا ظرفيتهاي حوزه فرهنگ را خيلي خوب ميشناخت منتها اولويت کلان کشور، مسائل سياسي و اقتصادي بود. همين الان از ما به عنوان يک شهروند فرهنگي که در حوزه فرهنگ کار ميکند، هم بپرسند که اولويت اول يک رئيسجمهور چه باشد؟ کتاب خواندن يا اشتغال مردم باشد، چه بسا من هم به عنوان يک فعال فرهنگي بگويم که اشتغال مردم باشد. پس گمان مي کنم دولت يازدهم علاقهمند به حوزه فرهنگ بود ولي الويتهاي کشور و حل مسائل بينالمللي و حل مسائل اقتصادي کشور در اولويت و فوريت کشور قرار داشت. دولتهاي مختلف هم نسبتشان با حوزه فرهنگي متفاوت بوده. اميدواريم که دولت دوازدهم در اين خصوص توسعه متوازن را پيش بگيرد چون همانقدر که ميگوييم مسئله معيشت شايد مسئله اول هم باشد، بخشي از راه حل مشکلات معيشت هم در حوزه فرهنگ است. يعني اگر توسعه متوازن را در نظر نگيريم و فکر کنيم که فقط با حل مشکل معيشت، مشکلات کشور حل ميشود، باز هم حل نميشود. بخشهايي از مسائل حوزه اقتصاد هم بايد باز با مسائل و کار فرهنگي حل شود. حتي بعضي از مسائل حوزه بينالملل هم بايد با کار فرهنگي حل شود. به تازگي يکي از دوستان از آلمان آمد و ميگفت که روي فيلمنامهاي با آلمان کار مشترک انجام ميدهند که تم اصلي اين فيلم اين است که آنچه در مورد ايران ميگويند، اينطور نيست و ايران يک کشور توسعهيافته است. يعني آن نگاه بدبينانهاي که در اروپا به ايران بود را بايد برطرف کنيم. درواقع آن کار سياسي در پشت خود يک تبعات مثبت فرهنگي ايجاد کرده و اين کار فرهنگي باز يک تغييرات سياسي خواهد داشت. ميخواهم بگويم بين فرهنگ، سياست، اقتصاد و حوزههاي مختلف يک همبستگي وجود دارد که اگر همه چيز با اين همبستگي پيش برود، ما ميتوانيم به يک توسعه متوازن برسيم و به نتايج خوب در کشور دست يابيم. لذا اميدواريم و بايد تلاش هم بکنيم که فرهنگ اين وجهه را پيدا کند. يک بخش آن هم به تلاش کنشگران فرهنگي برمي گردد. اگر کنشگران فرهنگي هم اولويتهاي کشور را در آثار فرهنگيشان مورد توجه قرار دهند، به نظرم ظرفيت استفاده سياست و اقتصاد از کنشگران فرهنگي بالا ميرود. ما در بين خودمان هم به عنوان کنشگران فرهنگي مشکلاتي داريم. يعني ما خيلي نرفتهايم نقش فرهنگيمان را در حل مشکلات کشور آنقدري که ظرفيت داريم، ايفاء کنيم. شما ببينيد يک حرکت کوچک اصغر فرهادي چه تاثيري در حوزه سياست در خود ايران گذاشت. همه توجهها را به خودش جلب کرد حتي در خود ايران. |مثلا نامه خانم ترانه عليدوستي … – يادداشت خانم ترانه عليدوستي توانست توجه حوزه سياست را به خودش معطوف کند. حالا هرچه کنشگري حوزه فرهنگ هم همسو با اولويتهاي کشور باشد، باز توجه به ظرفيتهاي حوزه فرهنگ بيشتر ميشود. ولي اگر شما خودت هم با يک جريان فرهنگي مطالبه گر، نقنقو بدون آمادگي براي مشارکت در حل مشکلات کشور مواجه باشيد، يواش يواش به اين نتيجه ميرسيد که خيلي نميتوان در حوزه فرهنگ سرمايهگذاري کرد. يا حوزه فرهنگي، خيلي در خدمت اولويتهاي کشور نيست. لذا اين بدهبستان بين سياست، فرهنگ، اقتصاد و جامعه خيلي ميتواند نقش حوزه فرهنگ و ما را به عنوان کنشگران فرهنگي برجسته کند. |در صحبتهايتان به سينماي کودک اشاره کرديد. يکي از فلسفههاي وجودي يا برگزاري جشنواره فيلم کودک و نوجوان، تقويت اين سينما بوده که سرفصل مهمي است و به نظر ميرسد که اگر درست پياده ميشد الان يک سينماي کودک قوي داشتيم. مثل خيلي از کشورهاي ديگر. اما اين اتفاق نيفتاد يعني بيشتر از اينکه سينماي کودک و نوجوان يک سينماي سودده و پرطراوت باشد، تبديل به يکسري پروژههاي دولتي شد. يعني دوستان مترصد اين بودند که چه امکان اقتصادي از جانب دولت ميتوانند بگيرند و فيلم کودک بسازند. به نظر مي رسد در اين دوره همه چيز مهياست و ميتوان اين اتفاق را نهادينه کرد. شما از چه زاويه آسيبشناسي وضعيت ساخت فيلمهاي کودک و نوجوان را ارزيابي ميکنيد؟ – در کلان سينما، دو، سه جريان و گرايش فعال بودند. يک گرايش اينکه فيلمهاي فرهنگي حتما بايد متکي به حمايتهاي دولت باشند و دخل و خرجشان از خودشان نميچرخد پس دولت بايد در ساخت و ساز و توليد فيلمهاي فرهنگي حمايت کند تا آن رنگارنگي و تنوع سليقه در سينما اتفاق بيفتد. در حوزه سينماي کودک آرام آرام با وضعيتي مواجه شديم که درحقيقت فيلم کودک ديگر به مخاطب متکي نشد. آن نهادهايي که بايد به جهت مخاطب کمک ميکردند مثل آموزش و پرورش، حمايتهاي خودشان را کم کردند، مراودات سياسي دولت هم کمک نکرد که اين حمايت پررنگ شود. زنگ سينما و بردن بچهها به سينما آرام آرام از بين رفت. حمايت شبکههاي نمايش خانگي که يکي از مهمترين جاهايي بود که بچهها ميتوانستند محصولات خودشان را اگر در سينما نميبينند لااقل در خانه ببيند، کمرنگ شد و بحث پديده قاچاق پيش آمد و تقريبا سينماي کودک، سينماي متکي به بودجه دولت شد. اين هم که يعني بدون مخاطب. اين چرخه معيوب ادامه پيدا کرد. مهمتر ازآن و شايد يکي از آسيبهايي که در اين ماجرا خورديم اينکه فعالان اصلي سينماي کودک و نوجوان که در اينجا ريشه پيدا کرده بودند، آرام آرام به فيلمهاي غيرکودک گرايش پيدا کردند. آقاي ابوالحسن داوودي از فعالان سينماي کودک بود اما فيلم غيرکودک ساخت! محمدرضا هنرمند و پوراحمد هم همينطور، يعني آن درخت تنومند سينماي کودک که تقريبا به خودش متکي بود و فيلمهايي مي ساختند که خيلي نيازمند حمايت نبود و چرخه به شکل طبيعي ميتوانست خودش را حمايت را کند، آرام آرام به سمت و سويي رفتند که از اين حوزه خارج شدند. |درواقع ناگزير به رفتن بودند. – بله، دخل و خرجشان نميچرخيد و به فيلمهاي ديگر گرايش پيدا کردند و يواشيواش سينماي کودک از آن نيروي انساني خلاق و توانمند خودش هم فاصله گرفت. حالا فکر ميکنم ما دوباره نميتوانيم به آن وضعيت سابق برگرديم. الان شايد يکي از راهحلها اين باشد که فرصتهايي را براي نسلهاي جديد و جوان ايجاد کنيم و الگوي اينکه بايد کاري کنيم که چرخ سينماي کودک با مخاطب بچرخد نه با صرف حمايت دولت، جايگزين آن الگوي قبلي شود. امسال هم فارابي و هم جاهاي ديگري که درگير اين ماجرا بودند، قدمهايي برداشتهاند. واقعيت امر اين است که در اين ?? فيلمي که امسال براي جشنواره پذيرفته شده، هيچکدام با مشارکت يا سرمايه صددرصدي فارابي ساخته نشده و اينها از يک حمايتهاي حداقلي فارابي که به همه فيلم هاي ديگر هم تعلق ميگيرد، برخوردار بودهاند. اين يک قدم اول است ولي به نظرم اين قدم اول کفايت نميکند. چون اگر ما نتوانيم فيلم در طراز جذب مخاطب بسازيم، فقط با حمايت نکردن حداکثري يا با مشارکت نکردن نيست که بتوانيم اين را درست کنيم. بلکه بايد زمينهاي را فراهم کنيم که پول فيلم برگردد. شايد يکي از الگوها مثل «شهر موشها» قابل قبول باشد. البته «شهر موشها» و «کلاه قرمزي» کلا در سينماي ايران کيسِهاي استثنايي هستند چون از عقبه و سابقه ذهني مخاطب استفاده ميکنند و سرمايه اصليشان همان سابقه ذهني است. |بخصوص که بخشي از مخاطبينشان هم مخاطب بزرگسال است! – اين جزو ويژگيهاي مثبت سينماي کودک و نوجوان است. |حالا هاليوود را به معناي تائيد مفهومي و مضمونياش نيست بلکه به لحاظ شيوه ارائه است که وقتي شما يک فيلم سينمايي مربوط به کودک از نوع انيميشن يا زنده ميبينيد، حتي از ظرفيت جذب مخاطب بزرگسال هم غفلت نميکنند همان چيزي که در سينماي ما مغفول مانده. – ما ميگوييم هر يک مخاطب کودک و نوجوان يعني سه بليت. چون يا با پدر يا با مادر يا با خواهر يا با برادر بالاخره با يک همراه ميآيد. پس يک مخاطب به معناي سه بليت است. اين جزو مزاياي سينماي کودک است و همين دورههاي قبل هم باعث رونق سينماي کودک و نوجوان شده و مهمتر ازآن اينکه اين سرمايه آتي سينماست. يعني بچه اي که از ?، ? سالگي سينما ميرود، يواشيواش سرمايه سينما در ?? سالگي و حتي تا پايان عمرش ميشود. بهترين خاطرات آدمها از سينما، خاطرات دوران کودکي و نوجوانيشان است. شما اگر همه فعالان سينما يا همه مردم را بگوييد از کجا شيفته سينما شديد؟ خواهند گفت که در کودکي و نوجواني. ميخواهم بگويم توجه به سينماي کودک فقط معطوف به دورههاي فعلي نيست. بالاخره اين مسيري است که بايد الان دوباره شروع به رفتن کنيم. يک سال، دو سال هم جواب نميدهد همانطور که هيچ کاري يکسال، دوسال جواب نميدهد. ما اولا بايد يک برنامه داشته باشيم که خوشبختانه آقاي حيدريان روي اين موضوع به خاطر تجربه قبلي شان، هم تعلق خاطر و هم اصرار دارند. الان دو، سه جلسه که درباره مسئله جشنواره با ايشان داشتهايم، تاکيد کردهاند که براي جشنواره برويد کارتان را بکنيد اما طرحتان را براي رونق سينماي کودک بياوريد. توجه ايشان و ما هم همينطور بيشتر از جشنواره کودک به خود سينماي کودک و نوجوان است. اصلا در تئوري ميگوييم که جشنواره به ذات اصالت ندارد. جشنوارهاي که در خدمت معرفي آثار توليد برتر باشد و حلقه واسط بين توليد و نمايش باشد، معني دارد. |يک اشتباه محاسبه هم وجود داشت و آن اينکه جشنواره برگزار ميشد و قبل از برگزاري يکسري امکانات مالي را به عدهاي ميدادند که فيلمي مرتبط با آن بسازند که آن جشنواره برگزار شود. – آنچه گفتم سال گذشته يا امسال برطرف شده يا کاهش پيدا کرده، همين روند است. امسال هم از مهرماه که مستقر شدم، خيلي از دوستان طرح و ايده ميآوردند و ميگفتند که به جشنواره ميرسد، اما مي گفتم که اولا بودجه اي براي توليد نداريم، ثانيا اينکه اصلا اصراري نداريم چيزي به جشنواره برسد. شما به روال طبيعي فيلمسازي برويد. اگر اين فيلم مي فروشد و مخاطب دارد، برويد سرمايه لازمش را جور کنيد و از حمايت هاي فارابي هم آنقدر که مي توانيد حمايت بگيريد. تلاش اولمان اين است که توليد سينماي کودک، حيات طبيعي پيدا کند. اگر توليد سينماي کودک، حيات طبيعي پيدا کند، يک بخشي از مشکلات حل مي شود. ولي يک بخش ديگر حل مشکل، رونق و تخصيص مکان و فضا براي سينماي کودک است. |اتفاقا اشاره خيلي خوبي کرديد. قبول داريد که جريان اکران فيلم ها به نسبت حتي ? سال پيش خيلي تغيير کرده. يعني عوامل متعددي وارد اين عرصه شده اند که حتي يک فيلمي که مي تواند ظرفيت اقتصادي داشته باشد و از امکان تماشاگر بالا برخوردار باشد، بنابر يکسري سوءمديريت ها که عمدتا از دفاتر پخش و شوراي نمايش است يا لابي هايي که مي کنند، عملا دچار انحلال اقتصادي مي شود. سينماي کودک هم چون مخاطبش همانطور که اشاره کرديد هر يک بليت مي تواند به سه بليت تبديل شود، اين ظرفيت اقتصادي بالقوه وجود دارد. براي زمان اکرانش چکار مي توانيم بکنيم؟ يعني شما به عنوان دبير جشنواره فيلم کودک و نوجوان چه نظارتي مي توانيد بکنيد که آن فيلمسازي که در اين عرصه سرمايه گذاري مي کند چون به هر شکل يادمان باشد موضوعاتي که در جامعه ملتهب است، بخش کودک يا موضوع کودک را شامل نمي شود و موضوعات ديگري است. شما براي اين قسمت بعدي که به نظرم خيلي قسمت مهمي است، چه برنامه اي داريد؟ – اگر مسئله پخش حل نشود، ما حتي در حيات طبيعي توليد سينماي کودک هم موفق نمي شويم. چون لازمه حيات طبيعي توليد سينماي کودک، اين است که در پخش به يک حيات طبيعي برسيم. يعني حيات طبيعي توليد و حيات طبيعي پخش، يک رابطه خيلي مستقيمي با همديگر دارند و روي همديگر تاثير مي گذارند. حالا چگونه مي توانيم به حيات طبيعي پخش برسيم؟ به نظرم اول اين است که ما سهم مشخصي را براي مخاطب کودک و نوجوان در سبد نمايش تعريف کنيم. همانطور که در سبد توليد تعريف مي کنيم مثلا يکي از راه حل ها ممکن است اين باشد که هميشه يک فيلم کودک در حال نمايش داشته باشيم. اگر در در نظام جامع متولي مخاطبان سينما براي اين گروه از مخاطب که صدا ندارند و فريادشان بلند نيست ولي نيازشان معلوم است يک پيش بيني ويژه اي شده باشد، همانطور که مثلا ما براي سينماي حادثه، سينماي اجتماعي، سينماي کمدي به اين تنوع توجه مي کنيم، توجه بکنيم در نظام نمايش مان اين گروه هم نماينده داشته باشند. فرض کنيد در اکران عيد مي خواهيم فيلم «باديگارد» باشد که يک فيلم حماسي يا حادثه اي است. فيلم «خوب، بد، جلف» باشد که يک فيلم کمدي است. يعني توجه داريم که مخاطبين مان چه مي خواهند و چون متعدد هستند پس چينشمان را طوري تنظيم کنيم که همه مخاطبين بتوانند از فرصت اکران استفاده کنند. يکي از گلوگاه ها همين جاست که ما هم فعالان حوزه نمايش و فعالان صنفي را تشويق و ترغيب کنيم که هميشه آنها يک بخشي از توجه شان، توجه به اين مخاطب باشد. |به نظرم الان در هنر و تجربه با پديده اي روبه رو هستيم که به خطا مي رود. يعني آوردن يک بخش فيلم هاي کوتاه و نمايشش در سالن هاي سينما که بايد فيلم هاي حرفه اي و سينماي حرفه اي در آن باشد. اين الزامات به نظرم يک بخشي دوباره به اين برمي گردد که از سهميه فيلم هاي سينمايي کم مي کنيم. – بحثي در شيوه داريم. در هنر و تجربه هم اعتقاد من اين است که کل سينما، براي بقاي خود بايد توجه داشته باشد فرصت تماشاي فيلمهاي هنري و تجربي را براي مخاطب فيلمهاي هنري و تجربي فراهم کند. حالا يکي از راهکارهايش همين راهکاري است که فعلا سينما و گروه هنر و تجربه به آن رسيده است. ممکن است اين تنها راهکار نباشد. ولي اصل ماجرا را که نمي توانيم نفي کنيم. در سينما هيچکس اصل ماجرا را نمي تواند نفي کند که اگر ما به رنگارنگي و گوناگوني مخاطب توجه نکنيم و موضوع و فيلم، خود سينما در مجموع ضرر مي بيند. نتيجه اين مي شود که ??? تا فيلم پشت در اکران مي ماند و بعد اين ??? تا فيلم که پشت در اکران مانده از آنجا که حيات طبيعي پيدا نکرده بايد برايش يک حيات گلخانه اي ايجاد کنيم. حالا منظورم ايجاد يک حيات گلخانه اي براي کودک و نوجوان نيست. بلکه منظورم اين است که خود فعالان صنفي بايد فرصت آن حيات طبيعي را براي اين مخاطب فراهم کنند. اين دادوستدي بين توليد و نمايش است. فيلمي مي آيد که رويکردش جذب مخاطب است و ?? تا سالن مي گيرد و يک فيلم ديگر ? تا سالن و فيلمي هم مي آيد که شهرستان دارد يا فيلمي هم که شهرستان ندارد. ولي اينکه سبد سينما از سبد مخاطب کودک و نوجوان خالي نباشد گام اول است. تمام فعالان صنفي توجه داشته باشند که اين سبد، يک سرمايه گذاري با خودش همراه است. يعني فقط اقتصاد امروز نيست بلکه اقتصاد فرداي سينما هم همراهش است. اگر اين مورد توجه فعالان صنفي بشود، نقطه ضعف فيلم در نمايش و توليدهاي بعدي يواش يواش از بين مي برند. ما ظرف چند سال مي توانيم به يک حيات طبيعي در سينماي کودک و نوجوان برسيم. |ما الان در هر حوزه برنامه ريزي يک سياستگذاري پايه اي داريم. شما قطعا بهتر از من مي دانيد که فصل نمايش يک فيلم مربوط به کودک و نوجوان الزاما در زمستان نمي تواند باشد چون فصل امتحانات است. به نظرم يکي از دلايلي که شايد سياستهايمان در برنامه ها خيلي درست پياده نمي شود همين است. مثلا به آقايي که فيلمساز کودک است و استعداد يا فيلمنامه خوبي در اين حوزه دارد مي گوييم که زمستان بسازد تا تابستان اکران شود اما اين اتفاق در اين حوزه نمي افتد. حتي همين نمايش فيلم هايي مثل «کلاه قرمزي» را هم مي بينيد که به دليل بک گراند ذهني که دارند منِ بزرگسال هم مي روم و بچه ام را هم مي برم ولي در مورد سايرين اينطور نيست. همانطور که ديديم فيلم «قلعه رودخان» اصلا فنا شد درحالي که هزينه هم برايش شده بود. الان در حوزه سينماي کودک به نظرم اين برنامه يا سياست مشخص نيست. – اين فقط محدود به سينماي کودک نيست. ببينيد الان در سينماي ايران جز در مقطع عيد، کسي به چينش متناسب فيلم براي مخاطب فکر نمي کند. يعني شوراي صنفي مسئوليتي از بابت چينش ندارد. البته در عيد هم طي سه، چهار سال اخير اينطور شد و قبلا چنين دقت نظري نبود. – شوراي صنفي يک نقش دارد که پخش کننده با سينما و سرگروه به توافق برسد و شوراي صنفي ثبت و بر اين توافق نظارت کند. اما طراحي و آن چيزي که در برنامه ريزي به آن پلنينگ مي گويند در حوزه نمايش انجام نمي شود. دو، سه سال است که خود شوراي صنفي متوجه اين نقطه ضعف شده و براي همين در آئين نامه امسال شوراي صنفي به يک هيات امناء يا به يک شوراي بالادستي رسيدند و در آئين نامه هم پيش بيني کرده اند که هنوز عملياتي نشده است که اتفاقا کار آن همين باشد. يعني طراحي به تناسب فيلم، زمان، مکان و مخاطب باشد که چکار کنيم تا از همه ظرفيتهاي سينما به بهترين نحو بتوانيم استفاده کنيم؟ ? تا فيلم دفاع مقدس همزمان اکران نشود. مثلا در هفته دفاع مقدس که همه ? تا فيلم سوخت شود و ما نتوانيم از آن استفاده کنيم. درحالي که مي توانيم اينها را در طول سال توزيع کنيم. ? تا فيلم جريان اجتماعي يکباره با هم نيايند يا ? تا فيلم کمدي يا ? تا فيلم سياسي. اين رنگارنگي اکران که منجر به فروش بيشتر و جذب مخاطب بيشتر مي شود، همان گلوگاهي است که سينما در آن دچار ضعف بوده است. اين پيشنهاد شوراي صنفي و آن هيات امنا به نظرم مي تواند اين مشکل را برطرف کند. اما در مورد سينماي کودک و نوجوان يک روند چند ساله را بايد طي کنيم تا بتوانيم دوباره آن مخاطبي که از دست داديم را آرام آرام در يک حيات طبيعي و نه گلخانه اي به سينما برگردانيم. اگر بتوانيم موفق شويم اين را به سينما برگردانيم، به نظرم ديگر آن چرخه نياز مخاطب و توانايي توليدکننده دوباره به شکل طبيعي شکل مي گيرد و شايد همينطور که الان ?? درصد سينماديگر به حمايت احتياج ندارد آن موقع ??? درصد سينماي کودک و نوجوان هم به آن حداقل حمايت هم احتياج نداشته باشد. چون هر مخاطب کودک و نوجوان به معناي سه بليت است. بعد ظرفيتهاي سازمان يافته در سينماي کودک و نوجوان مثل مدارس هست که الان خيلي از مدارس علاقه مند به بردن بچه ها به سينما هستند اما فيلمي وجود ندارد. يا فيلم ها در زمان هاي مناسب نيست. آن زمانهايي که مدارس فيلم مي خواهند و بچه ها امتحان ندارند و آمادگي سينما رفتن دارند و فصل سرما نيست ما در حوزه نمايش مان فيلم نيست چه بسا مدارس مجبور مي شوند و بچه ها را به ديدن فيلمهاي ديگر مي برند که اصلا مناسب بچه ها نيست. پس اولين نتيجه اي که مي توان گرفت اين است که اولا يک مديريت متمرکز واحد مي خواهد که اين همان چيزي است که آقاي حيدريان به عنوان يک نهاد سينماي کودک و نوجوان از آن نام مي برد و مي گويد که ما بايد يک چنين نهادي را تاسيس کنيم که به مسائل توليد، نمايش، پخش و جشنواره توامان بپردازد و اين حلقه هاي جداگانه که الان وجود دارد را بتواند يکجا متصل کند. به معناي اينکه تصدي گري کند نيست ولي به معناي اينکه بتواند اينها را با همديگر هماهنگ و مديريت کند، است. دوم اينکه در حوزه نمايش يک قدري اين فرصت براي سينماي کودک ايجاد شود. البته اگر در آنجا اين فرصت ايجاد شود ما مي توانيم سينماهاي خاص کودک و نوجوان داشته باشيم. پرديس هاي ما الان رشد کرده ولي بچه هاي ما در اين پرديس ها سهم و نقشي ندارند. يک پرديسي که ?? تا سالن دارد، حتما شکل و شمايل يک سالن و طراحي صندلي هايش مي تواند متناسب با کودک و نوجوان باشد. چنانچه در پرديس ها الان جايي را در نظر مي گيرند تا مردم که مي خواهند خريد کنند بچه ها براي بازي مي روند. ما اصلا در پرديس ها شهربازي داريم. شهربازي اي که سرمايه گذاري زياد در پرديس ها دارد را داريم ولي در پرديس هايمان سينماي کودک و نوجوان نداريم. | به اين برمي گردد که ما در حوزه سالن سازي هم يکسري مشکلات خاص داريم. يعني الان با توجه به اينکه اصلا چرخه نمايش ديگر از آن شيوه سنتي خود دور مي شود سينماهايي مثل ميدان انقلاب و امثالهم مخاطب کمتري دارد و گرايش مردم بيشتر به سمت پرديس هاست. اين چندگانگي بين صحبتهاي اولم هم بود که مثلا شهرداري تهران انگار که جزيره ديگري است. يا مثلا وزارت آموزش و پرورش انگار يک جاي ديگر است. واقعا در يک مجموعه قراردادن اينها در قالب شوراي عالي يا هيات امنا يا جايي که نماينده داشته باشند تا بتوان از آن طرز تفکر و برنامه ريزي شان براي بيشتر گرفتن امتياز استفاده شود را نديده ايم. شايد شوراي عالي سينما مي توانست در حوزه سينما تصميم سازي کلان کند که عملا آن هم الان کمرنگ شده است. – اصلا نقش دولتها همين است. وظيفه دولت ها فيلمسازي نيست. وظيفه شان بسترسازي است. يعني عملکرد شهرداري همسو با نيازهاي فعالان فرهنگي باشد. صنعت همسو با نيازهاي فعالان صنعتي باشد. ساخت و ساز همسو باشد. شهرسازي و شهرک هاي جديد داريم که فاقد سالن ها هستند. اين بايد همسو باشد. اصلا نقش دولتها اين است. اما الان نقش دوم، سوم و چهارم دولت است که دارد اتفاق مي افتد. دولت اگر در نقش اول خود قرار بگيرد و بتواند بسترها را فراهم کند، بخشي از اين بسترها همين هماهنگي هاست. هماهنگي بين نياز آموزش و پرورش و فعاليت فعالان صنفي. اگر بتواند نياز بچه ها را منتقل کند يا نياز آموزش و پرورش را به کساني که فيلم کودک و نوجوان مي سازند، منتقل کند، چنانچه درست منتقل شود و اين توليد اگر در جهت رفع آن نياز باشد، معلمان چه چيزي بهتر از اين مي خواهند؟ آنها مي خواهند مفهومي را به بچه منتقل کنند بجاي اينکه در يک محيط کلاس خشک درس بخواهد اين مفهوم را منتقل کند، مثلا براي ياد دادن مهرباني او را به سالن سينما مي برد و با يک فيلم به او مي آموزند. لذا اگر دولت در جاي خودش اين نقش را بتواند ايفاء کند لازمه اش اين است که يک دوره زماني قابل قبول طي شود که اميدوارم آن دوره زماني دولت دوازدهم باشد و بتوانيم درپايان دولت دوازدهم بخشي از مسائل سينماي کودک و نوجوان را حل کنيم که به تبع آن خيلي از مسائل جشنواره حل مي شود و رونق لازم و کافي را پيدا مي کند و مشکلاتي که الان در جشنواره ها هست، رفع مي شود. امسال براي جشنواره کودک و نوجوان چه ويژگي هايي را داشتيم با توجه به اينکه بالاخره بعد از چند دوره، الان شما دبير هستيد و سابقه دبير بودن جشنواره هايتان مشخص است که هميشه يک اتفاقات جديد و مخصوص به آن جشنواره مي افتاد. امسال چه برنامه هايي داشتيد؟ – من در ابتدا که بررسي کردم روي طرح تفکيک کودک و نوجوان متمرکز شدم. هم به لحاظ ظرفيت هاي توليد و هم به لحاظ ظرفيتهاي برگزاري جشنواره متوجه شدم که ما براي آن طرح تفکيک خيلي راه داريم. جشنواره يکسال در ميان آن کارکردهاي خودش را ندارد. اين جشنواره ها، خيلي موثر نيستند و يواش يواش هم از خاطره ها محو مي شوند. پس به نظرم رسيد که تفکيک ما بايد در دل يک رويداد باشد. حالا کاري که امسال انجام داديم اين است که تفکيک بين بخش کودک و نوجوان را در دل اين جشنواره انجام دهيم. الحمدالله جلساتي را با شوراي سياستگذاري کودک و نوجوان هم گذاشتيم و آنها هم همه هم راي و همسو شدند که اين تفکيک در دل يک رويداد انجام شود. البته قبل ازآن بايد بگويم که تفکيکي که گفته مي شد نوجوان را به همدان ببريم و کودک را در اصفهان نگه داريم بيشتر به خاطر حل مناقشه بين استان ها بود. ولي فکر کرديم که واقعا اين کار چندان موثر نيست. دو تا جشنواره خواهيم داشت که هر دو جشنواره هاي کم فروغ و کم تاثيري خواهد بود مضاف بر اينکه يکسال در ميان بودنشان هم باز خيلي کمک نمي کند. اين مسئله را بحمدالله امسال تجربه کرديم و به يک الگوي جديدي در داوري ها و نمايش ها رسيديم. نمايش هاي کودک را از نوجوان جدا کرديم و سالن هايشان را از همديگر تفکيک کرديم و آرام آرام به مخاطب اطلاع مي داديم که هرکس براي ديدن فيلم خودش بيايد. آيا تعداد قابل توجهي فيلم براي اين تفکيک در هر بخش وجود داشت؟ – در بخش سينماي ايران تعدادش قابل توجه است. در بخش انيميشن تفکيکش قابل توجه نبود، چون نوپاست. ولي آن اتفاق بزرگي که فکر مي کنم در سينما افتاده و حالا ما بازتاب آن را در جشنواره مي بينيم، آن وضع انيميشن است. به نظرم اين رشد و توجهي که طي چندين سال اخير به مسئله انيميشن شده است از يکسو و توانمندي نسل جوان و جديدمان از يکسوي ديگر و رشد فناوري هم از طرف ديگر، صنعت سينماي انيميشن را متحول مي کند و ما امسال اولين گزارش اين تحول را در جشنواره کودک و نوجوان ديديم. ما امسال ? تا انيميشن داشتيم که ? تاي آن در بخش رقابتي بودند. ما يک سالهايي در کل سينمايمان اگر يک فيلم انيميشن ساخته مي شد خيلي شکرگزار خدا بوديم. آن سالي که تهران ???? ساخته شد، همان يک فيلم را يک اتفاق بزرگ فرض کرديم. يا اگر خاطرتان باشد جشنواره سي و دوم يا سي و سوم بود که دو تا فيلم انيميشن داشتيم که هر دو تا فيلم هم «فيلم شاه» و هم «مبارک» فيلم هاي قابل توجهي بودند و من به عنوان دبير جشنواره دو تا تقدير جداگانه از اين دو فيلم کردم. اما يکباره هفت تا فيلم انيميشن سينمايي در يک سال داشتن که اگر زمان برگزاري کمي طولاني تر هم مي شد حتما به ? يا ?? تا هم مي رسيد، چون دو، سه فيلم هم در مرحله انجام کارهاي پاياني است ولي به جشنواره نمي رسد، خيلي اتفاق بزرگي است و اتفاقا توجه ها را در هر جاي که مي روم جلب مي کنم و بخصوص ميان مسئولين کشور که بايد به نسل جواني که مي تواند کار انيميشن کند، توجه شود. انيميشن هم ظرفيتهاي متعدد دارد و اولين ظرفيتش اين است که جهاني است. محدوديت ها و ويژگي هايي که در سينماي زنده هست در سينماي انيميشن نيست. جغرافيا يکي است و جهاني است. – ادبيات انيميشن جهاني است. دوم اينکه بچه هاي جوان ما دسترسي شان به فناوري بسيار بالاست. ما کشوري هستيم که از لحاظ رشد نيروي انساني مستعد براي فناوري خيلي باظرفيت هستيم و اين باز خيلي کمک مي کند. من فکر مي کنم اصلا جهان آينده سينماي کودک و نوجوان بايد جهان انيميشن باشد و اگر اين جهان را جدي را بگيريم، راه خودش را باز مي کند. باز از آن جهان هايي است که کمي تجربه هم شده. شما اکران «شاهزاده روم» را ديديد که از آن استقبال شد. از همان فيلم هايي که مي گويم هر يک مخاطب سه بليت بود. يعني همه بچه ها همراه پدر و مادر و خواهر و برادرشان براي ديدن فيلم آمدند. لذا به نظرم اگر امسال را شروع سينماي انيميشن نام بگذاريم، بي ربط نگفته ايم و اميدواريم که مورد توجه واقع شود. ما در طول سال ظرفيتهايش را ديديم که فراهم مي شود. وقتي مقررات را تدوين مي کرديم توجه داشتيم که ?، ? تا فيلم در حال ساخت است اما نمي دانستيم که چه اتفاقي مي افتد و همه اينها مي رسد يا نمي رسد؟ در عين حال با اينکه اطلاع نداشتيم بخش انيميشن را در مقررات جدا کرديم که اگر نرسيد غيررقابتي شود ولي الحمدالله شد و به ? تا فيلم رسيديم و يک فضاي رقابتي خيلي خوب شکل گرفت. |ظاهرا تا الان ? تا انيميشن در جشنواره نداشته ايم! – همانطور که گفتم اگر در يکسال يک انيميشن مي داشتيم، خدا را شکر مي کرديم. آيا اينها صرفا به خاطر اينکه انيميشن هستند در جشنواره کودک آمده اند يا محتوايشان هم مرتبط است؟ – يکي از ظرفيت هاي انيميشن اين است که قصه هاي متنوع را مي توانيد در اين ساختار روايت کنيد و اتفاقا مخاطب کودک و نوجوان پاي آن مي نشيند و گوش مي کند. اگر شما بخواهيد يک داستان غيرکودکانه را در ساختارهاي زنده روايت کنيد، کمي سخت است. ولي در ساختن انيميشن شدني است. ما امسال در جشنواره فجر فيلم «رهايي از بهشت» را داشتيم که انيميشن بود و در ستايش مرحوم شهيدچمران است و بچه ها با آن ارتباط برقرار مي کنند و پاي ديدن آن مي نشينند. در انيميشن هاي خارجي هم خيلي از فيلم ها و داستان هاي انيميشن چنانچه به صورت زنده ساخته شود، فيلم کودک و نوجوان نيست. ولي چون انيميشن ساخته مي شود قدرت ارتباط با مخاطب به لحاظ ساختاررا دارد. خود اين ساختار کمک مي کند که مخاطب کودک و نوجوان با آن ارتباط برقرار کند. لذا به نظرم مي آيد که بايد روي اين موضوع تمرکز کنيم. گمان مي کنم يکي از وجوه سينماي آينده ايران حتي مي تواند صنعت انيميشن باشد و حتما در بخش کودک و نوجوان اين اتفاق مي تواند بيفتد. اميدواريم بتوان درست مديريت کرد. اتفاقا يکي از فيلمسازان انيميشن را نمي شناختم و در جلسه اي متوجه شدم که فيلم کليله و دمنه را حدود ? سالي طول کشيده که ساخته اند. ايشان خودشان دکتراي فني و مهندسي از آمريکا دارد و ناشر کتاب کودک بوده ولي به کار فرهنگي علاقه مند است، هم کار کودک و نوجوان در حوزه نشر انجام داده و هم در حوزه فيلمسازي. يک فيلم سينمايي کليله و دمنه ساخته و درحالي که يک خانواده هم هستند جوانان را جذب کردند و گروهي تشکيل داده اند، جوان ها هم کار خوبي انجام داده اند. اميدوارم امسال آن دستاور مهم جشنواره کودک و نوجوان بخش انيميشن بوده باشد. |بخشي که تفاوتي بين انيميشن هاي ايران و انيميشن هاي خارج دارد اين است که بعضي از انيميشن هاي داخل را خيلي سهل الوصول حتي غلط هاي گرامر فيلمسازي را ناديده مي گيريم که اشکالي ندارد، انيميشن است! درحالي که در سينماي جهان به شکل حرفه اي تمام ساختارهاي يک سينماي حرفه اي در انيميشن رعايت مي شود. در اين انيميشن هاي امسال اين اتفاق افتاده است؟ يعني به لحاظ کلاس کيفي بالاتر از انيميشن هاي سالهاي گذشته است؟ – ببينيد! تحليل شما کاملا درست است ولي اگر توجه کنيد اينها هم حل مي شود مثلا خيلي از انيماتورها بدون اينکه شناخت کافي از کارگرداني به مفهوم درستش داشته باشند به خاطر انيماتور بودن کار انيميشن را کارگرداني هم مي کنند. بعد از انقلاب که ما حتي طراح صحنه به شکل مستقل نداشتيم و از آنجا که حرفه جدي گرفته شد، آن حرفه هاي تخصصي تر هم جدي گرفته مي شوند. اما همه اينها کيفيت بالاتري نسبت به کارتون هاي ژاپني داشتند. اين خيلي مي تواند به ما کمک کند. مهم و اصل اساسي اين است که توجه کنيم و بدانيم که اين ظرفيت وجود دارد و در عين حال خواهان هم دارد. |نکته اي که هميشه در همه حوزه هاي سينمايي در آسيب شناسي ها به آن مي رسند چه سينماي بزرگسال و چه سينماي کودک و نوجوان، بحث مرتبط نبودن فيلمنامه يا پرت بودن آن فيلمنامه نويس از فضاي مربوط به آن ژانري است که مي نويسد. براي فيلمنامه نويسي و اهميت دادن به اين مقوله که درواقع فوندانسيون يا پايه هر فيلمي است، آيا شما به عنوان دبير جشنواره برنامه اي داريد؟ – خيلي خوب شد که اين مطلب را گفتيد. چون يک اتفاق ديگري هم که به کمک و همت آقاي قاضي نظام امسال افتاده همين بخش فيلمنامه است. آخرين دوره اي که ما فيلمنامه داشتيم حدود ?? تا فيلمنامه آمده بود. امسال ??? فيلمنامه آمده و فقط هم همينطوري نيامده. از ?، ? ماه قبل که آقاي قاضي نظام قبول مسئوليت کرد با تک تک فيلمنامه نويسان صحبت و علاقه مندشان کرده است. بعد از آن فيلمنامه ها را تقسيم کرده با بعضي از ناشرين و موسسات مثل حوزه هنري و کانون پرورش فکري صحبت کرده که آنها کتابهايي را که به عنوان فيلمنامه چاپ کرده اند، براي فيلمنامه نوشتن پيشنهاد کنند و جوايز اختصاصي براي بخش اقتباس گذاشته است. يعني الان در فيلمنامه دو بخش متفاوت داريم. هم بخش فيلمنامه هاي اقتباسي و هم بخش فيلمنامه هاي غيراقتباسي و اورژينال. نکته مهمتر هم اينکه دوباره فيلمنامه و داوري انيميشن را از فيلمنامه ها و داوري غيرانيميشن جدا کرده. اين تلاشي که آقاي قاضي نظام و تيم شان طي ?، ? ماه انجام داده اند، الحمدالله خيلي تلاش موثر و مثمر ثمري بود. من بعد از اين گفتم اينهايي که منتخب شده اند، قابليت معرفي به فيلمسازان را داشته باشند. آن مقداري که قابليت معرفي دارند به عنوان فيلمهاي منتخب را کتاب کنيم و در اختيار جامعه فيلمسازان قرار دهيم که اينها از روي خلاصه ها اگر بخواهند فيلمنامه ارزشمندي را پيدا کنند، بتوانند. به هر حال همين که امسال فيلمنامه انيميشن هم از فيلمنامه زنده جدا شد و اقتباسي از اورژينال و اصلي جدا شد به نظرم يک تلاش و يک قدم براي سامان پيدا کردن قصه فيلمنامه است و قصه فيلمنامه همچنان به عنوان يک قصه خيلي مهم در سينماي کودک خيلي بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد. چون باز نويسندگان اختصاصي فيلمنامه براي کودک و نوجوان هم يا نداريم يا خيلي کم داريم. لذا اين از آن ژانرهايي است که خيلي پرظرفيت است و از مدارس و کارگاه هاي فيلمنامه نويسي و از دانشگاه ها مي تواند فيلمنامه نويس کودک و نوجوان دربيايد. اين تلاشها بايد به مرور انجام شود و راهش هم در همين پيوستگي است که ان شاءالله ظرف چند سال بتواند جواب دهد. منبع: باني فيلم گفتگو: احمدرضا دانش