
سی و دومین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۲۸ مرداد تا ۴ شهریور در شهر تاریخی اصفهان و مجموعا در ۵ پردیس سینمایی شامل «پردیس سینمایی چهارباغ»، «پردیس سینمایی ساحل»، «پردیس هنر»، «پردیس سینمایی سیتیسنتر» و «سینما بهمن واقع...
سی و دومین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۲۸ مرداد تا ۴ شهریور در شهر تاریخی اصفهان و مجموعا در ۵ پردیس سینمایی شامل «پردیس سینمایی چهارباغ»، «پردیس سینمایی ساحل»، «پردیس هنر»، «پردیس سینمایی سیتیسنتر» و «سینما بهمن واقع در خوراسگان اصفهان»، با نمایش فیلم های داخلی و خارجی ویژه گروه سنی کودک و نوجوان برگزار شد.
اگر اجازه دهید، گفتگویمان را با این پرسش آغاز کنیم: تعریف شما از سی و دومین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان چیست؟ این جشنواره چه بود و چه کمکی به سینمای کودک ایران کرد؟
سلام و ممنون از اینکه به همین سرعت به سراغ موضوع اصلی رفتید، پس من هم با همین سرعت و صراحت پاسخ شما را میدهم: جشنواره سی و دوم، تلاش کرد آینه راست نمای وضعیت و بضاعت سینمای کودک و نوجوان باشد، و به گمانم مهمترین کمکی هم که به این سینما کرد، همین بود که پس از چندین دوره تصویری بدون روتوش از این سینما ارائه کرد، و البته تلاش کرد آن را در بستر اصلیش، یعنی صنعت تصویر کودک و نوجوان معنا کند.
کمی توضیح شاید بد نباشد
حتما، البته نمیدانم این موضوع تا چه حد با رسانه شما همخوانی داشته باشد، به همین دلیل هم تلاش میکنم خیلی خلاصه بگویم: سینمای کودک، به دلیل آنکه سالها از سوی دولت حمایت میشد، و نیز این جشنواره به این دلیل که تلاش میشد از حیثیت و آبروی این سینما حراست کند، دچار تغییر شکل و تنفس مصنوعی شده بود. ما با پدیده فیلمسازان آرشیوی و فیلمهای سفارشی در جشنواره روبرو بودیم، در برخی دورههای دورتر حتی گاهی بیش از ۷۰ درصد از فیلمهای جشنواره فیلم کودک، از پیش و صرفاً برای جشنواره به فیلمسازان سفارش داده شده بودند، و بلافاصله پس از جشنواره هم در آرشیوها جای میگرفتند. اما در دوران جدید سازمان سینمایی، این سیاست کنار گذاشته شد، و تلاش شد ظرفیت واقعی سینمای کودک، و نسبتش با صنعت تصویر کودک و نوجوان احیا شود. برای مشاهده نتایج این سیاست، طبیعتاً بیش از یک سال لازم بود، و به همین دلیل هم دوره سی و دوم جشنواره، تبدیل به آینه سراسرنمایی شد، که ظرفیتهای واقعی این حوزه را به مخاطبانش نشان دهد، و ما نیز تلاش کردیم کمترین دخل و تصوری در این تصویر نداشته باشیم، تا تبدیل به مرجعی شود برای ارزیابی وضعیت این سینما در سالهای آینده و البته تصویر موجود، روشنگر نکات پنهان مانده فراوانی شد.
آیا در این روشنگری، نکاتی هم وجود داشت که برای مخاطبان رسانه ما و در حوزه کسب و کار جالب باشد؟
بله! قطعاً! شاید بزرگترین یافتهای که ما در این جشنواره به آن دست یافتیم، در همین حوزه بود و آن اینکه، سرزمین صنعت تصویر کودک و نوجوان، برای اهالی کسب و کار میتواند سرزمینی حاصلخیز و پربرکت باشد. ما در این دوره از جشنواره، برای نخستین بار خدماتی را تعریف کردیم که می توانست ارزش کسب و کاری سینمای کودک و نوجوان را ارزیابی کند، از تاسیس و راه اندازیِ ویدیو لایبرری، و ایجاد امکان گسترش صادرات صنعت تصویر، تا آنالیز اقتصادی فیلم های راه یافته به بخش مسابقه ملی و راه اندازی بخش وبسری به عنوان جوانترین عضو خانواده صنعت تصویر در کودک و نوجوان، همه در این راستا طراحی شدند که فعالان حوزه کسب و کارهای نوظهور و صاحبان سرمایه را متوجه ویژگی های منحصر به فرد صنعت تصویر کودک و نوجوان کنند، و بازخوردهایی که پس از جشنواره به ما میرسد، نشان میدهد اهالی این حوزه پیام جشنواره را دریافت کرده اند.
بله! پیش از این هم، نگاهی به آمار استفاده کودکان و نوجوانان از محصولات تصویری دیجیتال، این واقعیت را نشان میداد، اما آیا بدنه سینمای کودک و نوجوان هم، در این مورد با شما هم عقیده هستند؟ آیا آنها هم این پیام را شنیدهاند؟
حقیقت این است که نمیتوان از یک کل واحد به اسم بدنهی سینمای کودک و نوجوان سخن گفت، در میان سینماگران کودک و نوجوان، صداها و سلایق مختلفی وجود دارد، که هریک در برخورد با این واقعیت تازه، رویکرد خود را داشته اند. اما برآورد کلی ما این است که سینماگران و اهالی صنعت تصویر در این حوزه، خود نیز به این نتیجه رسیدهاند که سینمای کودک و نوجوان نیاز به پوست اندازی دارد، و دوران ارتزاق از اموال عمومی، و ساخت فیلمهای بدون مخاطب و آرشیوی گذشته است. همینکه در میان هفت فیلم راه یافته به بخش مسابقه، تنها یک فیلم با مشارکت (و نه سرمایهگذاری کامل) بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده بود، و بیش از ۵۰ اثر به بخش وب سری دبیرخانه جشنواره ارسال شدند، نشان میدهد که دستکم بخشی از بدنه به این واقعیت آگاه شدهاند.
اما صداهای مخالفی هم شنیده میشود…
قطعاً همینطور است و انتظار دیگری هم نمیتوان داشت. بخشی از سینماگران کودک و نوجوان ما، متاسفانه در سنت قبلی رشد کردهاند و دیگر انتظار تغییر از آنها داشتن، دست کم به این زودی ممکن نیست. فیلمسازی که بیست سال است فیلم موفقی نساخته و عادت کرده است یک ماه مانده به جشنواره، از نهادهایی مثل بنیاد سینمایی فارابی، پول ساخت فیلمی را بگیرد، و با نیمی از این بودجه فیلمش را بسازد و آرشیو کند، طبیعی است که با این روند مخالف خواهد بود. اما این جریان، امروزه دیگر چندان در اکثریت نیستند، بلکه روز به روز بیشتر به حاشیه میروند و جای آنها را کسانی میگیرند که هم از کودکان و نوجوانان امروز شناخت بهتری دارند و هم میدانند سینما یک هنر-صنعت است که همانقدر که وجه هنری دارد، وجه صنعتی هم دارد و نمیتواند فعالیتی ضررده باشد.
و این سود یا عدم ضرر چگونه ممکن است؟
ببینید، بازار صنعت تصویر کودک و نوجوان، بازاری با بیش از ۱۴ میلیون کاربر است، کاربرانی که به شدت به استفاده از محصولات فرهنگی تمایل دارند. آمار میزان استفاده کودکان و نوجوانان از محتوای ویدیویی آنلاین یا آفلاین، حجم استفاده این نسل از بازیهای ویدیویی، اعم از بازیهای کنسولی و موبایلی، و اقبال عظیم این نسل از موسیقی، به خوبی نشان میدهد چه فرصت طلایی و کمنظیری از منظر اقتصادی پیش روی ماست. جامعه سینماگران ما نیز، باید پوست اندازی خود را تکمیل کنند و سوار همین قطار شوند تا از مخاطب خود دور نیفتند، نمیتوان با بیانیه صادر کردن و پافشاری بر باورها و انتظارات کهنه سه دهه پیش، رویا بافت و از اموال عمومی ارتزاق کرد، خواه به صورت فردی، و خواه به صورت نهادی، دوران استفاده نادرست از اعتبار نهادهای عمومی یا دولتی، برای حیات مصنوعی سینمای کودک و نوجوان گذشته است. امروز، دوران کسانی است که میتوانند با سینما در دل کودکان و نوجوانان جای گیرند و به زندگی روزمره آنها وارد شوند. تلاشهایی هم در این زمینه صورت گرفتهاند، ما فیلمسازانی داریم که دیگر به آثار خود، همچون یک فیلم منفرد و مستقل نمینگرند و از ابتدا در قالب دو یا سهگانه به آثار خود میاندیشند، و البته به نسبت در بازار هم موفق بودهاند، اگرچه گاهی شاید در جشنواره ها چندان مورد اقبال هم قرار نگرفته باشند یا از سوی هم صنفانشان سخن درشت شنیده باشند، اما از مسیر درست خود انصراف ندادهاند. این دست شیوهها، و ایجاد ارتباط میان سینما، و دیگر ارکان صنعت تصویر، و صنایع مجاوری همچون موسیقی، بازی و اسباببازی و کتاب است که میتواند سودآوری در این حوزه را تضمین کند و همچون همه دنیا سینمای کودک و نوجوان را به جایگاه اصلی خود، که راس هرم خلق ثروت در صنعت تصویر است بازگرداند.
اما عملاً چنین اتفاقی هنوز نیفتاده است…
اما میتوان نشانههای آن را به خوبی دید، البته هنوز مفاهیم بنیادین این نوع نگاه در بین سینماگران نهادینه و رایج نشده است. بخشی از سینماگران ما، حتی تهیه کنندگانمان، مفاهیم بنیادینی همچون برنامه کسب و کار، برنامه مالی، یا سیکل بازگشت سرمایه را نمیشناسند، و با مفاهیم اصلی کارآفرینی همچون فرآیند توسعه و منتورینگ ایده، مراکز شتابدهی و نوآوری، کار گروهی و توسعهی کسب و کار بیگانه اند. شاید برایتان جالب باشد بدانید هنوز برخی در سینمای کودک و نوجوان، فیلمنامه را واحد اصلی ساخت فیلم میدانند و نگارش فیلمنامه را هم فعالیت فردی میدانند و تن به کار گروهی و حضور گروه های خلاق در کنار خود نمیدهند. اما سیاستهای جدید سازمان سینمایی، و نیز رویکردهای شخص مدیر این سازمان، و نیز به تبع آن سیاستهای بنیاد سینمایی فارابی، آشکار و واضح است. ما در کنار حمایت از اکران فیلمهای کودک، حمایت از نهادهای مدنی این حوزه و بها دادن به تجربه ی پیشکسوتان، به هیچ رو به دنبال بازگشت به گذشته، خواه دهه های شصت و هفتاد شمسی و خواه پیش یا پس از آن نیستیم. سیاست شفافسازی سازمان سینمایی، عملاً امکان پستونشینی و سرمایه گذاری بر روی پروژه های از پیش شکست خورده را از ما و دیگران گرفته است و به همین دلیل هم، جامعه سینمای کودک و نوجوان، به تدریج به این سمت حرکت خواهند کرد و البته در این حوزه نیازمند کمک و مشورت متخصصان و اهالی کسب و کارهای نوین و کارآفرینی هم خواهیم بود.
اهالی کسب و کارهای نو، در این میان چه کمکی میتوانند بکنند؟
انتظاری که ما از این عزیزان داریم، کمک به ترویج رویکردهای نو و نگاه های تازه در میان سینماگران کودک و نوجوان است. از سوی دیگر، این زمین حاصلخیز نیاز به معرفی و سرمایه گذاری دارد، ما در حال تلاش برای گشایش مسیر ورود آثار سینمایی به فرابورس و جذب سرمایه های سرگردان در بازار سرمایه هستیم، اما در کنار آن از حضور کارآفرینان و صاحبان سرمایه های مستقل در چارچوب قانون و اصول سیاست شفافسازی در صنعت تصویر کودک و نوجوان حمایت میکنیم. این کاری است که از اهالی کسب و کارهای نو برمی آید و ما مشتاق به همکاری در این حوزه ها هستیم و خواهیم بود.
ممنون از وقتی که در اختیارمان گذاشتید، اگر سخنی باقیمانده است بفرمایید.
من هم ممنونم از توجهی که به سینما، به ویژه سینما و صنعت تصویر کودک و نوجوان داشته اید. به عنوان سخن پایانی، میتوانم این را بگویم که این حوزه، یکی از بالاترین نرخهای رشد را در صنایع نرم و هویتساز کشور دارد، و به همین دلیل نیز میتوانم با اطمینان خاطر، از صاحبان کسب و کار و سرمایه دعوت کنم، به این حوزه ورود کنند و بخشی از تمرکز خود را به آن اختصاص دهند، بنیاد سینمایی فارابی نیز، به عنوان بخشی از سازمان سینمایی کشور، تا حد ممکن و پیشبینی شده در قانون، در کنار آنان حضور خواهد داشت.
خبرنگار: شایلی قرائی/ منبع: روزنامه کسب و کار، چهارشنبه ۲۰ شهریور، شماره ۱۷۲۵