بخشی از گفتوگوی همشهری با بهروز شعیبی به بهانه نمایش فیلم «بدون قرار قبلی» در چهلمین جشنواره فیلم فجر

حافظ روحانی-روزنامه نگار| «بدون قرار قبلی» با مشارکت چندین نهاد دولتی ساخته شده است؛ از مؤسسه تصویر شهر گرفته تا سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و در نهایت بنیاد سینمایی فارابی، بدیهی است که حضور همین نهادها در کنار هم بر...
بهروز شعیبی درباره مراحل فیلمبرداری و پس از تولید فیلم «بدون قرار قبلی» گفت: فیلمبرداری بخشهای مشهد و تهران را از بهمن سال 1399آغاز کردیم که حدود 75روز طول کشید و اردیبهشت سال 1400به پایان رسید. بعد برای هماهنگی قسمتهای برلین به دلیل نامناسب بودن فصل وقفه ایجاد شد. از این رو فیلمبرداری بخش آلمان در مهر و آبان 1400انجام شد.
موضوع مشترکی که بین این فیلم و «دهلیز» دیده میشود، غیبت پدر است. بهنظر میرسد که فقدان پدر یا اهمیت رابطه میان والدین و فرزندان برایتان جذاب است، که در این باره شعیبی توضیح داد: بهنظر من، محکمترین و باپشتوانهترین نوع روابط، روابط خانوادگی است. روابط میان اعضای خانواده همیشه برای من دغدغه است. در مورد این فیلم هم بازگشت به خویشتن و بازگشت به خانواده برایم اهمیت داشت.
بهروز شعیبی درباره رابطه عاطفی که بین مهندس مشایخ (با بازی مصطفی زمانی) و فرزند زن پیدا میشود توضیح داد: تجربهای شبیه به این نداشتهام. اما احساسم این است که داریم در روزگاری زندگی میکنیم که نسلی شبیه به این آدمها دور و برمان زیاد است؛ یعنی نسلی که دچار فراق و فاصله شده. زمانی که به حضور پدر نیاز دارد، حضور پدر را درک نکرده. این موضوع در دورههای مختلف بحرانی و تاریخی، بهخصوص در دوره تاریخ معاصر انگار کدهای اجتماعی هم داشته؛ مثلاً در دوره جنگ یا در دوره فعالیتهای سیاسی پیش از انقلاب به چشم میخورد.
با توجه به اینکه در عنوانبندی «بدون قرار قبلی» به قصهای از مصطفی مستور اشاره شده است شعیبی افزود: ما قرار بود فیلمی با مضمون بازگشت بهخود، بازگشت به ریشهها و خویشتن، مهاجرت و در یک کلام قصهای در مورد ایران کار کنیم. وقتی کار را شروع کردیم، فهمیدیم که با یک مضمون سخت روبهروییم. بر سر پیشبرد قصه، اتاق فکرهای طولانی و گفتوگوهای طولانی شکل گرفت. واقعیت این است که در طول دوران کار حرفهایام هر قدر که برای فیلمبرداری وقت گذاشتهام، دو تا سه برابر را در اتاق فکر و در مرحله فیلمنامه صرف کردهام.
شعیبی در ادامه گفت: قصه ما یک حرف درونی داشت. اما سینمای ما امروز بر اتفاقات بیرونی تأکید دارد، یعنی سینمای امروز ما فقط به پیرنگ و ماجرا توجه میکند ولی فیلم ما فیلم درونمایه و زیرمتن بود. بهطور معمول در فیلمها این دو باید کنار هم قرار بگیرند. ولی مشکل ما این بود که در فیلمهای دیگر با یک ماجرا وارد داستان میشویم و به کمک آن ماجرا، داستان را پرورش میدهیم. اما در اینجا ما ماجرایی در دست نداشتیم و قرار هم نبود که فیلم، فیلم ماجراجویانهای باشد. در مراحل اولیه فیلمنامه درگیر موضوعاتی شدیم که به داستان آقای مستور برخوردیم. پیشنهاد یکی از دوستانم، حسین مُرکبی، بود. داشتم مشکل قصه را برایش تعریف میکردم که پیشنهاد خواندن قصه آقای مستور را داد. وقتی داستان را خواندم و در اتاق فکر مطرح کردم که داستان آقایمستور ایدهای دارد که به درد مشکل ما میخورد آقای توحیدی و آقای تراببیگی استقبال کردند و با کمک این ایده، هسته اصلی قصه پیدا شد و از این مرحله به بعد آقای مستور هم به اتاق فکر پیوست و مانند یک مشاور یا همراه با طبع بلند با ما همراهی کردند.
پگاه آهنگرانی گزینه اول برای ایفای نقش اصلی بود؟
اصولاً در سینمای ما هیچوقت گزینه اول برای نقشها ممکن نمیشود. اتفاقاً این فیلم از لحاظ انتخاب بازیگر فیلم ویژهای بود. ولی امروز فکر میکنم بهترین گزینه برای ایفای این نقش پگاه آهنگرانی بود؛ به این دلیل که او تاکنون در قالب مادر یا با بازی درونی دیده نشده بود. نکته دیگر این بود که قبلاً دو سه بار قرار بود با او کار کنم که بهخاطر مشکلات برنامهریزی نشده بود.
بهروز شعیبی درباره اینکه کار حرفهای را با دستیاری کارگردانی و بازیگری آغاز کرده است گفت: بهنظرم همه کارگردانها باید بازی و بازیگری را بشناسند. اوایل که با علاقه به بازیگری نقشهایی را بازی میکردم نمیدانستم که این تجربه بعداً چقدر بهکار من خواهد آمد. ولی الان آن تجربیات شده یکی از ابزارهای من در سر صحنه. مراقبت از بازی و بازیگر چیزی است که فقط درصورتی برایت پیش میآید که خودت بازی کرده باشی. مشابه این اتفاق را در کار کارگردانهایی میبینی که بازیگری کرده باشند؛ ممکن است در کار این قبیل کارگردانها، فیلمنامه و قصهها بیایراد نباشد یا میزانسن و دکوپاژ معمولی باشد، اما معمولاً بازی بازیگرانشان قابلقبول است. از اینرو بازیگری خیلی به من کمک کرد.
منبع: روزنامه همشهری، پنجشنبه 14 بهمن، شماره 152858