
مدرسه ملي سينماي ايران نخستين گردهمايي دانشگاهيان و سينماگران را در محل مدرسه دارالفنون برگزار کرد. در ابتداي اين مراسم، دکتر روحالله حسيني، مدير مدرسه ملي سينماي ايران، ضمن خوشامدگويي به ميهمانها، از دستاندرکاران برگزاري اين همايش تشکر کرد و گفت: «ما...
مدرسه ملي سينماي ايران نخستين گردهمايي دانشگاهيان و سينماگران را در محل مدرسه دارالفنون برگزار کرد. در ابتداي اين مراسم، دکتر روحالله حسيني، مدير مدرسه ملي سينماي ايران، ضمن خوشامدگويي به ميهمانها، از دستاندرکاران برگزاري اين همايش تشکر کرد و گفت: «ما امروز گرد هم آمدهايم در اين محل نمادين، در اين نخستين دانشگاه در تاريخ مدرن ايرانزمين، که 166 سال قبل به دستان پرتوان اميرکبير داير شده است، براي اين که اجر بنهيم به مقام دانش و نظر از يکسو و عمل و هنر از سوي ديگر؛ و يادآوري کنيم که علم بيعمل، همانطور که عمل بدون پشتوانه علم و دانش، هر دو ناقص و نامطلوبند. گزارهاي که تاسيس مدرسه ملي سينماي ايران مبتني بر آن بوده و امروز، با حمايت و پشتيباني رييس محترم سازمان سينمايي، جناب آقاي حيدريان، که مبدع طرح ويژه کمک به دانشجويان سينما در دانشگاههاي مختلف براي توانمندتر شدن جهت ورود به فضاي حرفهاي و کار سينما، هستند، آغازگر راهي هستيم، که ميدانيم بدون کمک و ياري دانشگاه از يک سو و هنرمندان فعالان سينما از سوي ديگر، به سرانجام نخواهد رسيد». مسعود سفلايي هيئت علمي و مديرگروه سينماي دانشگاه سينما و تئاتر نيز اجراي چنين گردهمايي و ايجاد ارتباط بين سينماگران و دانشگاه و دانشجويان را ضروري دانست: «شايد در چندين سال گذشته اين اولين بار باشد که اهالي دانشکدههاي سينمايي را در کنار هم ميبينيم و از مدرسه ملي سينما بابت پايهريزي اين ايده تشکر ميکنم. درگير شدن دانشجويان سينما با فضاي حرفهاي سينما از دغدغههاي هميشگي ما بوده و کمبود آن حس ميشده است. ما جداي کار کردن حرفهاي، به حرفهاي فکر کردن و حرفهاي شدن در کنار همديگر هم احتياج داريم. اميدوارم که اين اتفاق به همت سازمان سينمايي، مدرسه ملي سينما و اهالي دانشگاه بيفتد». سپس، امير اثباتي که سمت دبير کارگروه اجرايي اين همايش را برعهده داشت در ابتدا درباره چراييِ طراحي و برگزاري آن گفت : «هدف مدرسه ملي سينما از اجراي چنين برنامهاي اين است که دانشجويان سينما بتوانند افق روشنتري از آينده حرفهاي خود ببينند و ترجيحاً زمينههاي کارآموزي دانشجويان را در سينماي حرفهاي فراهم کند. اين تفاهمنامهاي است که ميان مدرسه ملي سينما و خانه سينما به عنوان نماينده سينماگران بسته شده است». اين طراح صحنه و لباس برجسته در مورد رشتهها و حرفههايي که در روز همايش، سينماگران در مورد آن صحبت کردند توضيح داد: «عمدتاً در حوزههايي که در دانشگاه تدريس ميشوند امروز صحبت ميکنيم و بعضي از حِرف سينمايي که در دانشگاه درس داده نميشوند، مانند چهرهپردازي، موسيقي متن، منشي صحنه يا جلوههاي ويژه، امروز نمايندگانشان غايباند». سخنگوي اول از جمع سينماگران، جمال ساداتيان بود که تهيهکنندگي و توليد در سينما موضوع صحبتهايش بود: «به نظرم شما دانشجويان امروز کار سختتري داريد چون برخلاف گذشته، الان رقيبي چون سينماي آمريکا روي پرده سينماها داريد و فيلمهاي شما بايد بتواند با آنها رقابت کند. شمايي که وارد حوزه فيلمسازي ميشويد بايد آگاه باشيد که سينما حاشيههايي دارد که اگر درگير آنها بشويد از پيشرفت عقب ميمانيد. يک تهيهکننده از نظر من مانند يک مربي است که کنار زمين مينشيند اما آنقدر بايد به توانايي بازيکنانش داخل زمين مسلط باشد که بتواند هدايتشان کند و در نهايت منتج به نتيجهاي خوب شود. تهيهکننده بايد تمام حرف سينما را بشناسد و به کار گيرد. اگر بتواند قصه درستي انتخاب کند قدم اول را برداشته و سپس بايد کارگردان و در قدم اول بقيه عوامل را به عنوان يک تيم کنار هم جمع کند. اگر در فونداسيون اول که قصه است، درست انتخاب نکند، مثل يک ساختمان که بنيه قوي ندارد بعد از تحمل يک بار سنگين، خراب ميشود. شناخت رمان، معضلات اجتماعي و علوم انساني از ملزومات تهيهکنندگي است. تعداد علاقمندان به سينما بسيار زياد است اما تنها کساني به آن وارد ميشوند که ابتکار عمل و خلاقيت دارند». نقش نويسنده در پروسه خلاقه ساخته شدن فيلم، عنوان صحبتهاي سخنران بعدي همايش بود. مهران کاشاني فيلمنامهنويس به دانشجويان گفت: «در پروژه ساخت يک فيلم، فيلمنامه مقدم به همه مراحل ديگر فيلم است به لحاظ زماني. نبايد فراموش کرد که فيلمنامهنويس تنهاست و از هيچ، بايد دنيايي بسازد که بعدها خلق شود؛ بايد خوب ببيند و بشنود و آگاه به محيط اطراف و جامع به علوم انساني باشد. فراموش کنيد که ميتوان بدون مطالعه و تنها با اتکا به غريزه، فيلمنامهنويس خوبي شد. چراها را بداند نه چگونهها را. دانش فلسفه، روانشناسي، ادبيات از لازمههاي فيلمنامهنويسي است و بايد بتوانيد تلفيقي از آنها را در زندگي معمول و روزمره به کار ببريد. علوم ميانرشتهاي از اين نظر بسيار مفيد هستند. اگر فکر ميکنيد صرفا با ديدن هزار يا دوهزار فيلم ميتوانيد داستانگوي خوبي بشويد اشتباه ميکنيد؛ ما چندين برابر فيلم، موزيک گوش دادهايم اما آيا ميتوانيم يک قطعه موزيک بسازيم؟ فيلمنامهنويسي يک مهارت است. اگر به دنبال شهرت يا ثروت هستيد فيلمنامهنويسي اين را به شما نميدهد؛ سناريست آخرين کسي است که تجليل ميشود». رخشان بنياعتماد پشت ميکروفون از تجربيات خود طي سالهاي فيلمسازي و مصائب اين رشته با دانشجويان سخن گفت. اين کارگردان فيلمهاي اجتماعي سينما را نامحدود به کارگرداني و فيلمهاي داستاني دانست: «سينما هر روز تخصصيتر ميشود و حرفههاي جديدتري به آن اضافه ميشود. معتقدم ارزش کارها و تجربياتي که در اوايل کارم داشتم ابداً اهميتي کمتر از موفقيتي که اکنون طي اين سالها به دست آوردهام ندارند». اين فيلمساز تحسين شده، سينما را جدا از زرق و برقهايش قلمداد کرد: «سينما اين اخباري که ميشنويد رخشان بنياعتماد روي فرش قرمز جشنواره ونيز راه رفت، نيست. اگر هدفتان اين است پشت سر هم سرخورده ميشويد. سعي کنيد با خلاقيت براي خودتان فضا بسازيد تا ياد بگيريد و تجربه کنيد. انرژي خودتان را روي زمينهاي نگذاريد که خلاقيت کمتري در آن داريد. هميشه ميدويم تا به مسير برسيم ولي همه اندوختههاي شما در همين مسير به دست ميآيد. گول ابزار را نخوريد؛ ابزار، انديشه توليد نميکنند. پژوهش در سينما به معناي کيسيابي نيست. بايد درد بعضي چيزها را داشته باشيد تا بتوانيد آنها را فيلم کنيد. فيلمسازي با اين معنا، شناخت ميخواهد. فيلمساز صرفاً وظيفه تصويري کردن يک فيلم نامه را ندارد، فيلمنامه يک موجود زنده است که جهانش آدمهاي آن هستند با پسزمينههايشان. فيلمسازي فقط شناخت قاب و پشت دوربين ايستادن نيست، جان دوباره دميدن به يک فيلمنامه است. دنبال پول زياد براي فيلم ساختن نباشيد، بدون امکانات و با دوربينهاي ساده فيلم بسازيد.» امير اثباتي اينبار به عنوان نماينده صنف طراحي صحنه و لباس پشت ميکروفون قرار گرفت: «طراح صحنهاي که براي يک فيلم با 20 پرسوناژ طراحي لباس ميکند بايد به جاي همه آنها زندگي کند و خودش را جاي آنها قرار دهد. زماني من ميتوانم اينکار را انجام دهم که زبان سينما، نشانهشناسي، روانشناسي و جامعه شناسي بدانم. بايد تم و درونمايه اصلي فيلم را بدانم و متوجه باشم که از چه نگاهي قصه روايت ميشود. بايد بدانيم چطور لباس و صحنه به بيان درست فيلم و قصه کمک ميکند. شناخت از دوره زماني که فيلم به آن ميپردازد هم اهميت بالايي دارد. ساخت فيلمهاي تاريخي بدون طراحي صحنه و لباس اصلاً امکان پذير نيست. فيلمي که ساخته ميشود يک دروغ است که ما بايد ظاهر آن را به باورپذيرترين شکل ممکن آن دربياوريم. خانه اميرکبير يا خرمشهر زمان جنگ جوري بايد ساخته شود که باور کنيم واقعي هستند و متعلق به همان زمان. بدون طراحي درست لباس و صحنه شخصيت را باور نميکنيم». بعد از اثباتي، تورج منصوري فيلمبردار باسابقه کشورمان پس از بازگويي بخشي از خاطرات شخصياش از کارکردن با کارگردانان بنام ايراني حرفه خود را اينگونه معرفي کرد: «قبل از دانستن در مورد حرفههاي مختلف، اگر به لذتي که حرفههاي مختلف سينمايي دارند آگاه باشيد ممکن است راه خود را پيدا کنيد. اما بايد بدانيد وقتي وارد کار سينما ميشويد همه چيز خود از مال و خانواده و آبروي خود را گرو ميگذاريد و هرگز سينما را يک شغل ندانيد». منصوري سپس در مورد تخصص خود بيشتر توضيح داد:«در سينما، فيلمبردار چشم فيلمساز است و توانايي همه ديگر مشاغل سينما را به شما نشان ميدهد. خاطرم ميآيد در همکاري با رسول ملاقليپور، سکانسي را بايد در زندان فيلمبرداري ميکرديم که قرار بود آن را دکور بزنيم. اما بعد از بازديد از لوکيشنهاي زندان واقعي، تصميم گرفتم به خاطر بو و حال و هوايي که در آن لوکيشن واقعي بود، بعضي از صحنهها را در خود زندان فيلمبرداري کنيم. فيلمبردار بايد شم شناخت و القاي روح و بوي صحنه را داشته باشد». در ادامه مرتضي دلپاک همراه با اجراي يک پرفومنس که با استقبال دانشجويان مواجه شد حرفه طراحي صدا و اهميت آن را به دانشجويان معرفي کرد. پس از دلپاک، سپيده عبدالوهاب از تدوينگران جوان سينما و برنده سيمرغ بلورين، از تدوين به عنوان جذابترين حرفه سينما نام برد: «يک تدوين خوب ميتواند يک فيلم متوسط را به عالي، و يک تدوين بد، ميتواند يک فيلم عالي را به فيلم بد تبديل کند. تدوينگر انتخاب ميکند که تماشاگر چه چيز را ببيند و چه چيز را نبيند. در واقع حسِ در لحظهي تماشاچي را تدوينگر انتخاب ميکند. يک سو تفاهم در رابطه با حرفه تدوين وجود دارد که دانستن يک نرم افزار شما را تدوينگر ميکند که تصور کاملا اشتباهي است؛ شما حتي ميتوانيد دانش تدوين را داشته باشيد اما کار با ابزار آن را نه؛ که در اين صورت با يک اپراتور هم ميتوانيد کار کنيد. نکته آخر اين است که يک تدوينگر علي رغم کار بسيار مهمي که ميکند ممکن است شناخته نشود و مانند ديگر مشاغل سينما، قدرداني نشود». پايان بخش صحبت سينماگران، سخنان مصطفي احمدي رئيس اسبق انجمن برنامه ريزي و دستياري کارگردان بود که تجربيات خود را با دانشجويان مرور کرد: «دستياري کارگردان، که يک حرفه نامرئي حساب ميشود، از جذابترين حرفههاي دنياست و نتيجه نهايي يک فيلم هم تاثير زيادي به کار او دارد. استفاده حداکثري از زمان، مراقبت از رفاه و ايمني کل تيم فيلمبرداري، هدايت بازيگران پسزمينه، آناليز فيلمنامه، عمل به عنوان نقطه ارتباط بين کارگردان و بقيه عوامل، انجام وظايف اصلي در پيش توليد، بازبيني لوکيشن و حفظ ريتم گروه تنها بخشي از کارهاي دستياران کارگردان است. فيلمسازي عين سفر با يک کشتي است که اگر دستيار کارگردان، کارگردان را تشويق نکند، تهيهکننده را بياطلاع بگذارد يا گروه را ناراضي نگه دارد اين کشتي به مقصد نميرسد. براي کساني که از بيقراري و اضطراب رنج ميبرند اين بهترين حرفه است چون اضطراب به شما کمک ميکند تا هر فاجعه احتمالي را پيشبيني کنيد و بيقراري هم باعث ميشود تا هرچه سريعتر مشکلات را حل کنيد». نخستين همايش معرفي حرفههاي سينمايي به دانشجويان سينما، پنج شنبه 11 آبان با حضور سينماگران، مسئولين دانشکدههاي سينمايي، مدرسه ملي سينما و دانشجويان اين رشته برگزار شد. منبع: مدرسه ملي سينماي ايران