
عليرضا تابش مدير عامل بنياد فارابي همواره تاکيد دارد که هدف اصلي اين بنياد در دولت تدبير و اميد، حمايت از فيلمسازان جسور، جوان و خلاق است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، عليرضا تابش در گفتوگو با روزنامه ابتکار درباره...
عليرضا تابش مدير عامل بنياد فارابي همواره تاکيد دارد که هدف اصلي اين بنياد در دولت تدبير و اميد، حمايت از فيلمسازان جسور، جوان و خلاق است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، عليرضا تابش در گفتوگو با روزنامه ابتکار درباره حمايتهاي دولتي از ژانرهايي نظير وحشت که در سينماي ايران مهجور مانده ميگويد: «براساس سياستها و مفاد طرح جامع سينماي ايران، تنوع محصولات سينمايي به معني گسترش حوزه مخاطبان و نهايتا توسعه بازار سينما خواهد بود. بنابراين فارابي در راستاي اين سياست از فيلمنامههاي جذاب، موثر و فرهنگي در ژانرهاي مهجور حمايت خواهد کرد. اما اين بدان معنا نيست که الزاما در همه فيلمهاي ژانرهايي که قبلا در آنها توليداتي وجود نداشته، سرمايهگذاري کند.» سينماي ايران را در حال حاضر چگونه ارزيابي ميکنيد؟ از چند زاويه ميتوان اين سوال را بررسي کرد. سينماي ايران دوره گذار را طى مى کند. ببينيد يک جامعه و يا يک صنعت در حال گذار ويژگيهاي خاص خودش را دارا است، چرا که به پايداري و ثباتي که بايد برسد هنوز نرسيده است. بنابراين ما در دوره خاصي از سينما قرار داريم که اين دوران بسيار مهم است. از اين نظر که سينما از دوره آنالوگ گذر کرده و وارد دوره ديجيتال شده اما همچنان بعضي از تصميمات و رفتارهاي توليدکنندگان سينماي ايران، به دوران سينماى آنالوگ تعلق دارد. نسل جديد مخاطبان سينما متفاوت هستند، نسل جديدى مصرف کننده سينما شده که ذائقه متفاوتتري نسبت به دوران گذشته دارد. از سويي ديگر آرام آرام نسلي از فيلمسازان و تهيهکنندگان وارد سينماي ايران شدهاند. به اضافه اينکه روند رشد تکنولوژيهاي جديد سينمايي بر اين هنر صنعت بسيار تاثيرگذار است. در حال حاضر با ايده اى خلاقانه و يک دوربين ديجيتال، تجهيزات و ادوات سبکتر ميتوان فيلمهاي اثرگذاري را توليد کرد. البته اين به اين معنا نيست که دوره فيلمهايي با پروداکشنهاي سنگين گذشته است، به هر حال در سينماي ايران و جهان به خصوص در فيلمهاي کوتاه، مستند و در مواردي از فيلمهاي داستاني، فضاي مينيمال بيش از گذشته مورد استقبال قرار مىگيرد. تمام اين نکات موارد تصويري، تحليلى از سينماي ايران است. به نظر بايد فارغ از اين بخشها، آيندهپژوهي در سينما را جدي گرفت. به گونهاي که در خلال برنامهريزي براي سينماي ايران در دورانِ گذار، افقهاي دوردست سينماي ايران را ترسيم کرد. در همين راستا، طرح جامع سينما در سازمان سينمايي با اين اهداف تدوين شده است. اميدوارم با همدلي، همراهي و همفکري اهالي سينما مخصوصا تهيهکنندگان و کارگردانها بتوانيم شاهد سينماي موفقتري باشيم. سينماي ايران يکي از دستاورهاي جمهوري اسلامي در 4 دهه اخير است و نگاه جهانيان را به کشور ما ايران تغيير داده است. ما در منطقهاي زندگي ميکنيم که جنگ، خشونت، وقايع متعدد سياسي، اقتصادي و بحرانهاي منطقهاي در فضاي پيراموني ما وجود دارند. اما تصويري که سينما و سينماگران ايران خلق کردهاند، تصويري پيشرو، سربلند و مقاوم است. به همين دليل مديون نويسندگان، کارگردانان و تهيهکنندگان خلاق و پيشرو سينماي ايران هستيم طرح جامع سينمايي در چه ابعادي برنامهريزي شده است و چه کساني در راستاي تدوين اين طرح همکاري کردهاند. از آنجايي که مديران سازمان هميشه توضيحات کلي درباره اين طرح دادهاند. کمي توضيح بدهيد که طرح جامع سينما از چه زماني اجرايي خواهد شد؟ البته ابعاد مختلف طرح جامع سينمايي را سازمان سينمايي تبيين ميکند. اما آنچه که مسلم است، اين طرح يک چشمانداز کلان است و قرار است برنامههاي اجرايي براساس اين طرح تدوين شود. بنابراين طرح جامع سينما را نبايد به مثابه يک آئيننامه اجرايي تلقي کرد که از زمان معيني اجراي آن شروع خواهد شد. بنياد سينمايي فارابي هم در حوزه سينماي حرفهاي لايههاي مرتبط با اين حوزه را طراحي و برنامه ريزي و اجرا خواهد کرد. طرح جامع همانطور که از نامش مشخص است يک ساله و شش ماهه اجرا نخواهد شد. از امسال شروع و در يک روند چند ساله بايد با کمک همه دستاندرکاران سينما، دولت، بخش خصوصي، اصناف و... به اجرا درآيد. سينماي مستقل تا امروز چه دستاوردهايي را به همراه داشته است؟ سينماي مستقل در بستر جريان تفکر درست و اصولي شکل گرفته است و نقطه مقابل جريان مسلط سينماى هاليوود است. فيلم مستقل از نظر فرم يا محتوا شناخته مىشود، سينماگران ميتوانند با ديدگاه خلاقانه فيلم بسازند اما به وسيله نهادهاي حامى سينما تامين بودجه شوند و اين همان ديدگاهي است که سينماگران مستقل تا امروز به درستي دنبال کردهاند. به همان اندازه که فيلم موفقي توليد شده است، مخاطبان را نيز جذب کردهاند. در سينماي ايران به لحاظ فکري، خوشبختانه جريانهاي متنوع سينمايي وجود دارند و ميتوانند در عرصههاي مختلف با دغدغههاي متفاوت فيلم بسازند. ضمناينکه بخشي از اين فيلمها در جامعه جهاني مورد توجه قرار گرفته است. هر روز در مهمترين جشنوارههاي جهان، سينماى ايران حضور دارد، پرچم ايران برافراشته است و فيلمهاي سينماي ايران باعث افتخار هستند. به نظر شما مهمترين دلايل پيشرفت سينماي نسل جديد چيست؟ به نظرم به دليل تنوع و تفاوت نگاه فيلمسازان ايراني است و فضاي فرهنگي که هنرمند ايرانى از متن آن برآمده است، همچنين روشنبيني و روشنفکري فيلمسازان ما و تنوع موضوعات و البته جسارتي که هنرمندان نسل نوى سينما دارند، بسيار تاثيرگذار است و اينها در قالب سينماي فرهنگى و مستند بروز پيدا کرده است. ميتوان گفت در بسياري از کشورهاي جهان اين نوع از سينما را نداريم. اهالي سينما و نهادهاي فرهنگي بايد تلاش کنند تا سينماى ايران به جز حضور موفق جشنوارهاى، در بازارهاي جهاني سهم بيشترى پيدا کند. سينماي ايران با گذشت سالها هنوز تک محصولي است يعني فيلمهاي ما اکثر قريب به اتفاق در ژانر اجتماعي ساخته ميشوند، در جريان گفتوگو با سينماگران، معتقدند که ساخت فيلمهايي نظير ژانر وحشت نياز به بودجه زيادي دارد. آيا بنياد سينمايي فارابي به عنوان حامي دولتي در راستاي حمايت از ژانرهاي جديد، اعلام آمادگي ميکند؟ براساس سياستها و مفاد طرح جامع سينماي ايران، تنوع محصولات سينمايي به معني گسترش حوزه مخاطبان و نهايتا توسعه بازار سينما خواهد بود. بنابراين فارابي در راستاي اين سياست از فيلمنامههاي جذاب، موثر و فرهنگي در ژانرهاي مهجور حمايت خواهد کرد. اما اين بدان معنا نيست که الزاما در همه فيلمهاي ژانرهايي که قبلا در آنها توليداتي وجود نداشته، سرمايهگذاري کند. حمايت فارابي معطوف به تنوع محصولات سينماي ايران و در يک مقياس کيفي خواهد بود. بنياد سينمايى فارابي چه برنامههايي براي حمايت از سينماي جوان و مستقل دارد؟ در سازمان سينمايى، بنياد سينمايي فارابي و ساير موسسات سينمايى در دولت تدبير و اميد فارغ از جناحگرايي از استعدادهاي جوان، خلاق و جسور حمايت شده است. ضمن اينکه اگر در مواردي مطلع شديم جريان فکرى و استعدادى وجود دارد، براي حمايت از آنها اعلام آمادگي کرديم. همه سلايق توانستهاند از حمايتهاي بنياد فارابى بهرهمند شوند. به خصوص در سه سال اخير، توجه ويژه و رويکرد اصلي ما به نسل نوي سينماي ايران (فيلم اولىها و فيلم دومىها) بوده است. بنياد فارابي جوانان با استعداد را به قدر توان و بضاعت خود مورد حمايت مادى و معنوى قرار داده است. در سه سال گذشته فارابى قريب به 45 فيلم کارگردانان فيلماولي را حمايت کرده است. بخشي از اين ظرفيت شامل بانوان فيلماولي بودند. ضمن اينکه از سياستهاي اصلي ما اين است که به جز کارگردانهاي اول، از گارگردانهايي که ميخواهند فيلم دومشان را بسازند، حمايت کنيم. سينماي ايران چشمانداز رو به رشدي دارد. نسلي که در جريان توليداتشان هستيم خلاق و دردمند و جسور و بالنده هستند. اميدوارم اين نسل در کنار پيشکسوتان سينما به پشتوانه فرهنگ و هنر غنى ايران، همچنين تسهيلات نهادهاي سينمايي، آينده سينماي ايران را به خوبي رقم بزند و از آثارشان در بازارهاي داخلي و خارجي استقبال بيشترى شود. در دولتهاي گذشته بنياد فارابي توليدات پرهزينه داشت که در گيشه توفيق چنداني نداشتند و حتي در عرصه بينالملل هم موفقيت چشمگيري نداشتند. يکي از اين فيلمها «راه آبى ابريشم» بود. به همين دليل اين قبيل از سرمايهگذاريهاي بنياد سينمايي فارابي طي سالهاي قبل موجب بياعتمادي شده است، شما به عنوان مديرعامل اين بنياد چه راهکاري براي بازگشت به دوران اوج فارابي (دهه ??) و همدلي با سينماگران در نظر داريد؟ مديريت سينما در دهه 60 مبتني بر نيازهاي باز تعريف سينما در اولين سالهاي پس از انقلاب بود و بر پايه همين نيازها، سياستها و روشهايي متناسب با تحقق آن اهداف اتخاذ شد. اکنون در آستانه آغاز پنجمين دهه انقلاب سينماي ايران دوره گذار را طي ميکند، بنياد سينمايي فارابي با نگاه به ضرورتهاي روز و نيازهاي آينده به توسعه صنعت سينماي ايران و گسترش ارتباط و تعامل با سينماگران ميانديشد. يکي از مهمترين اهداف طرح جامع سينما حرفهاي گرايي، تقويت فيلمنامه، تنوع و جذابيت در آثار سينمايي، کمک به صنعتي شدن سينماي ايران و گسترش بازارهاي داخلي و بينالمللي است و فارابي همين هدف را دنبال ميکند. شوراي معناگرا مجددا بعد از چندين مرتبه در طي سالهاي اخير، جلساتي تشکيل داده است، هدف اصلي اين شورا چيست؟ سوالي که در اين راستا بسياري از اهالي سينما و رسانه دارند اين است که جمهوري اسلامي در طي اين سه دهه همواره در حال توليد فيلمهاي معناگرا بوده است، مگر سينماي ايران به خصوص در بعد از انقلاب توليدات بيمعني داشته است؟ هدف اصلي شوراي تخصصي معناگرا تقويت و کمک به غناي اين گروه از فيلمهاست. اصطلاح معناگرا در مقابل بيمعني وضع نشده است. سينماي معناگرا در حقيقت اشاره به سينماي معنويتگرا دارد و به روايتها و داستانهايي ميپردازد که عالم را از منظري فراتر از ابعاد زندگي مادي و روزمره مورد توجه قرار ميدهد. توجه به اخلاق و معنويت در همه جاي دنيا و آثار هنري و فرهنگي يک نياز است که بشر امروز در عرصههاي مختلف کار، مديريت، زندگي و... به عنصر معنويت و اخلاق و ارزشهاي اخلاقي و ديني رغبت و ميل نشان ميدهد. سينماي فرهنگي ايران به دور از شعارزدگي براي اين حوزه حرفهاي بسياري دارد و مخاطبان داخلي و خارجي نگاهشان به اين نوع سينما مثبت و ارزشمند است.
فاطمه رنجانديش