
احمد مسجدجامعي در اولين نشست فرهنگي اجتماعي «شب يزد» با موضوع تعامل جهاني که با ميزباني خانه فرهنگ صدوقي برگزار شده بود گفت: سينما در معرفي شهرهاي تاريخي و باستاني نقش بسيار اساسي را دارد. موضوع و لوکيشن خيلي از آثار سينمايى...
احمد مسجدجامعي در اولين نشست فرهنگي اجتماعي «شب يزد» با موضوع تعامل جهاني که با ميزباني خانه فرهنگ صدوقي برگزار شده بود گفت: سينما در معرفي شهرهاي تاريخي و باستاني نقش بسيار اساسي را دارد. موضوع و لوکيشن خيلي از آثار سينمايى ميتواند در همين شهر يزد باشد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، عضو شوراي شهر تهران با توجه به نقش سينما در معرفي معماري و سنتهاي شهرها افزود: لوکيشن خيلي از آثار سينمايي ميتواند در شهر يزد باشد و بسياري از داستانها مثل شب چله و نوروز و محرّم ميتواند در يزد روايت شود. همين نمونه و نشانههايي که شما داريد، با خواهرخواندگيهايي که شهر يزد در اين سو و آن سوي جهان دارد، ميتوانيد نمادهايي از تاريخ و هويت شهر يزد را آنجا بگذاريد، ميتوانيد فناورى و معمارى بادگيرهاي يزد را ثبت کنيد. الان تلاش براي ثبت بادگيرهاي ايران دارد در کشورهاي ديگري صورت ميگيرد. شما ميدانيد بسياري از ميراث فرهنگي و تاريخي ما توسط ديگران ثبت شده و چنين اتفاقي دارد الان راجع به بادگيرهاي يزد ميافتد. جاي ديگري دارد براي اين ميراث، پرونده تشکيل ميدهد و آنها را ميخواهد به ثبت برساند؛ بنابراين ساخت و معرفي اين نمادها، ايجاد فضاهاي گفتوگوي متقابل با صاحب نظران بسيار بسيار مهم است. وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي تاکيد کرد: در معرفىِ بهتر يزد بايد در بستر رسانههاي جديد و رسانههاي مجازي هم کار کرد. در همين مدتي که شهر يزد به عنوان يک مجموعه تاريخى و جهاني ثبت شده، توجه به يزد در فضاي مجازي بسيار بسيار زياد شده و اطلاعات راجع به يزد و درخواست براي سفر به يزد و کار در يزد افزايش يافته؛ حالا يک بخشي از آن سفر است، اخبار و گزارشهاي فرهنگي يزد در شبكههاى اجتماعى بسيار افزايش پيدا کرده و اينها در فضاى رسانه مهم است و بايد تقويت شود. اين چهره فرهنگي تاکيد کرد: خوشبختانه سينماي ايران به اين شهر توجه داشته است كه بايد تقويت شود و اين مقدمهاي خواهد بود براي ورود سينماي جهان به اين شهر، بايد توجه سينماي جهان به ارزشهاى يزد جلب شود و ارزشهاي آييني، ايراني، تاريخى، فرهنگي يزد در سينما مورد توجه قرارگيرد. آنهم در اين شهر که ميتوان آن را شهر کيمياگران ناميد؛ شهري که از خشت، بهترين دستاوردها را ميسازد، شهري که از قطره قطره آب بهترين استفاده را ميکند و شهري که در نهاد خودش مدنيت را پرورانده، تجربه کرده، بسط داده و همچنان ميتواند در عرصه جهاني افتخاري براي اين سرزمين و اين آيين و اين فرهنگ باشد. مسجدجامعي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ثبت جهاني يزد گفت: ثبت جهاني شهر يزد برآمده از مجموع ميراث رسيده به ماست؛ که ميراث معنوي يزد بخشي از آن است. در يزد روحيه همکاري و مشارکت بالاست، يک بخشي از آن برمي گردد به انزواي جغرافيايي يزد؛ يعني يزد در دل کوير است، اين در دل کوير بودن از يک طرف آرامش و امنيتي را ايجاد کرده، دسترسي به آن دشوار بوده، از طرفي زندگي در اين جغرافيا، لوازم خودش را دارد. از جمله لوازمش اين همکاريهاي نزديکي است که با هم بوده است. اين هم باز يک وجه مدني است، يعني مشارکت با يکديگر براي حل مسائل و مشکلات. مسجدجامعي خاطرنشان کرد: نکته اصلي اين است که تعامل جهاني به اين معنا نيست که از ظرفيتهاي خودمان بگذريم. اتفاقا به اين معنا است که بر ظرفيتهاي خودمان پافشاري کنيم و از آنها صيانت و در عين حال آنها را روزآمد کنيم. نميشود در دنياي امروز از ظرفيتهاي جديد استفاده نکرد. مسجد جامعي با اشاره به پيشينه لقب دارالعباده يزد اظهار داشت: بايد پرسيد منشأ اين لقب از کجاست و از چه موقعي يزد را دارالعباده ميگويند؟ مگر شهرهايى مثل کاشان، قم، مشهد و اصفهان دارالعباده نبوده اند؟ شايد به دليل حضور بزرگان و سلوكشان در يزد بوده است. به نظرم اين بزرگان سلوكى داشتند که خاص يزد بوده و آن «عبد بودن» را مختص يک قشر خاص نميدانستند که بگويند فقط براي ما، يعني «ما» را وسيع ميگرفتند، يزد دارالعباده براي همه بوده است. وي با اشاره به برخي خاطرات درباره رفتار روحانيون يزدي با شهروندان غيرمسلمان گفت: بزرگان يزد همه را بنده خدا ميدانستند و خودشان را در برابر بندگان خدا مسئول ميدانستهاند. اين نکته ويژهاي است؛ که بروز و ظهورش در يزد بيشتر بوده است. وي افزود: اين رفتاري است که ما امروز به عنوان يک رفتار مدني و اخلاقي به آن نياز داريم، همه گروهها را در نظر گرفتن و احترام به همه آنها لازم است. وي افزود: در گذشته در عين حفظ فاصله، احترام همديگر را دارند اين خود يک فهم مدني و مشارکت براي حل مسائل روزمره است. مثلا در يزد براي اينکه حريم شرعي را در آب انبارها رعايت کنند، يک مخزن مشترک آب بوده ولي براي اديان مختلف دسترسيهاي متنوع داشته است. عضو شوراي اسلامى شهر تهران خاطرنشان کرد: تا پيش از اين به شهرهاي کويري به عنوان شهرهاى داراي نقص و کمبود ديده ميشد؛ اما امروز اينکه شهر يزد شهر جزو ميراث جهاني ثبت شده، اتفاقا به خاطر اين تفاوتها بوده است. امروز معلوم شده كه زندگي کويري مثبت است و نقطه مزيت شهر يزد، بودنش در قلب کوير است. شهري که اقتصاد ويژه خودش را دارد. اقتصاد مقاومتي كه تجلي و تجسم آن در همين رفتارهاي مردم يزد است. در يزد با خشت خانه ميسازند، با خشت يک سبک معماري و شهرسازي طراحي ميشود، يعني از يک محصول بومي استفاده كاربردى ميشود. اين نکته خيلي ارزشمندي است؛ يعني در روح معماري ايراني، براي زندگي امروزي از مصالح و محصولات محلي استفاده ميشود. وي گفت: مزيتي که معماري کوير در نسبت با آفتاب تعريف کرده، حتي آب را در سايه از جايي به جايي هدايت ميکند، از خود آب، سرماي آب و طراوت آب استفاده ميکند؛ اين مسئله بسيار مهمي است، در حقيقت اين معماري، نقاط قوت يزد است. من نميدانم چرا اين شهر معماري اش را حفظ کرده، ولي شما بدانيد سرمايه بزرگي طى سالهاى متمادى حفظ شده است. مسجدجامعى در ادامه با اشاره به معماري سنتي و مصالح آن اظهار داشت: آنهايي که در تهران بودهاند ميدانند، هيچ چيز از آن معماري شکوهمند در شهر تاريخى تهران باقي نمانده است. وقتي از تعامل جهاني حرف ميزنيم معنايش اين نيست که همه چيزمان بايد شبيه جهان باشد. اتفاقا يزدىها بايد ظرفيتهاي خود را حفظ کنند. من روي اين خيلي تاکيد دارم، چون در تهران واقعا از اين نگاه به اصطلاح متجدد و نوکيسه، آسيب جدي ديدهايم؛ بازار تهران را مالها (مجتمع هاي تجاري) بر باد دادند و همانهايي بر باد دادند که دائما به ظاهر بر شعار اقتصاد مقاومتي تاکيد ميکردند. مگر ميشود در اين مالهايي که مرکز برندهاي خارجي است، از اقتصاد مقاومتي سخن گفت، ولي بازار تهران که مرکز محصولات داخلى است و قرنها سابقه و قدمت دارد، اين آسيب جدى را ببيند، بعد شما مرتب بگوييد ما ميخواهيم اقتصاد مقاومتي را حفظ کنيم؛ آخر اينها با هم تطبيق ميکند؟ اينکه ما بتوانيم ظرفيتهاي خودمان را بشناسيم و به اين ظرفيتها پايبند باشيم و اين ظرفيتها را روزآمد کنيم، رمز و راز ماندگاري يزد به عنوان يک شهر جهاني است. اگر پاريس هم ثبت جهاني شده، به خاطر اين است که در معمارى اجازه نميدهند يک آجر را در اين شهر جابجا کنند، به خاطر اينکه هويت پاريس يعني اين آجرها. وي افزود: توجه به هويت به معناي استفاده نکردن از ظرفيتهاي جديد نيست. شما در کنار همين پاريس تاريخى، پاريس سالهاى2000 و قرن 21 كه مدرن است را هم داريد. بالاخره زندگي متحول ميشود و نيازهاي جديد مطرح ميشود، ولي اين نيازهاي جديد را در همه جاي دنيا به آن فرم و قالب ميدهند که اين فرهنگ و آداب و اصول و سنتهايشان را حفظ و البته روزآمد کنند. در ايران «سنت» و «روزآمدى» ظاهرا با هم جمع نشود، ولي واقعيتش اين است که در دنيا با هم جمع شده و ميتواند وضعيت يکپارچهاي را به وجود بياورد. وي تاکيد کرد: تعامل جهاني اين است که شما ظرفيت خودتان را عرضه کنيد. روي اين مسئله هم تاکيد دارم و از اين ذوق زدگيها و تهران زدگيهايي که در كشور به وجود ميآيد هم نگران هستم؛ شما که نميدانيد در تهران نميشود نفس کشيد، يعني چه. شما نميدانيد در تهراني که وجب به وجش يک معناي نهفتهاي داشته، طبيعت ويژه خودش را داشته، اگر پونکي داشته در آن گياه پونهاي بوده، اگر ونکي داشته، درخت ون بوده، اگر نارمکي بوده، انارستان بوده؛ اينطور سابقه که اصلا هيچ چيزي از آنها باقي نمانده، ديگر قناتي در تهران باقي نمانده، درختي باقي نمانده و من نگران هستم که جاذبه اين ساختمانهاي بلند و زرق و برقها به ما آسيب بزند و اين يک توجه ويژهاي ميخواهد. ما ميتوانيم همه اين ظرفيتها را داشته باشيم. قطعا بخشي از شهر ما بايد اين ظرفيتهاي خانههاي بزرگ را هم داشته باشد، مجتمعهاى تجارى را هم داشته باشد. همه اينها يک برنامه و قاعده دارد. عمدهاش اين است که ما هويت و ظرفيت خودمان را بتوانيم حفظ کنيم. حالا اين ظرفيت يک معنايي هم دارد؛ مثلا الان بحث اين ميشود که بازار تهران را حفظ کنيم، ولي بازار تهران که صرف اين كالبد و فيزيک نيست، بازار تهران چيزهاي ديگري هم در خودش دارد، يعني يک نوع پيوستگي بين اقتصاد و فرهنگ و اجتماع هم بوده است. همين حوزه اقتصادي، فرهنگ متناسب با خودش را هم داشته، مدارسش هم آنجا بوده، مساجدش هم آنجا بوده، صندوقهاي خيريهاش هم آنجا بوده، بانکهايش هم آنجا بوده؛ اينها از همديگر پشتيباني ميکرده و آن روحي است که بايد در فضاى شهرى حاکم باشد، اين پيوستگي که بايد حاکم باشد. فرهنگ يزد، بازار، مسجد، غذا و لباسش هم ميشود. وي ادامه داد: من در يکي از اين سفرها با مسئول گردشگري ايتاليا، ديداري داشتم او ميگفت اين اروپاييها که ميآيند ايران، خيلي دوست دارند زنهايشان با لباسهاي زن ايراني عکس يادگاري داشته باشند. حتي با همين چادرهاي سياه يکدست دوست دارند عکس يادگاري داشته باشند و برايشان يک تجربه جديد است. وي با اشاره به خاطرهاي از سفر توريست هاي خارجي به تهران در ايام محرم گفت: آنها از قبل ثبت نام کرده و رزرو کرده بودند تا رسم و رسومات مذهبي ما را ببينند. باور کنيد اينها خيلي در جهان برد دارد. ميدانستم اين آيين ها خيلي جاذبه دارد که منشأ مهرباني، خويشاوندي، ايثار، همدلي و گفتگو شود. اين همان ميراث يزد است. در اينها خيلي ارزشهاي معنوي و فرهنگي نهفته است. مسجدجامعي تاکيد کرد: اولين مسئله در تعامل جهاني اين است که اگر ما بخواهيم به گردشگري، به تعامل جهان، به تبادل و گفتگو توجه کنيم، اول بدانيم چه داريم و به آن چيزي که داريم، اطمينان داشته باشيم و بدانيم آن چيزي که ما داريم، ارزشهاي ويژه خودش را دارد و مزيت نسبي ما، توجهمان به همينها است و بعد از اين ميتوانيم زمينه اين تعامل و گفتگو را فراهم کنيم و بسياري اين مسئله ميتواند مورد توجه باشد. به هيچ وجه در اين تعاملات منتظر اينکه دولت ها يک معجزهاي کنند، نباشيد. ذات کار، کار دولتي نيست، ذات کار، کار مدني است. مگر فرهنگ يزد، مگر توسط همين مردم حفظ نشد؟ مگر عزاداري سيدالشهدا (ع) مربوط به اين دولت و آن دولت است؟ ما هيئتهايي داريم صد و چند سال عمرشان است. دولت ها رفتهاند؛اما نهادهاى دينى و مدنى با كاركردها و اثرگذارى شان ماندهاند. در حقيقت ما بايد يک جور فرهنگ سازي کنيم، اگر مردم يزد حساس باشند نسبت به ميراث فرهنگي خودشان، نسبت به اين آثار ارزشمند خودشان، اين به نظرم مهمترين پشتوانه است که هر دولتي خودش را با اين تطبيق ميدهد؛ بنابراين يکي از اولين کارها، فرهنگ سازي است. براي اين فرهنگ سازي، ابزارهاي جديد ميتواند خيلي مهم باشد. وي با اشاره به قرابت مردم يزد و مجارستان گفت: در مجارستان يک علاقه عجيبي نسبت به يزديها است و تبار خودشان را يزدي مى دانند. من در شهر ياسپرين بودم، ولي فکر ميکنم که مثلا چه آثاري از يزد آنجا است؟ چه گفتگويي بين ما و آنها انجام شده است؟ يا شبه قاره كه با يزد ارتباط تاريخي دارد، شبه قاره، يعني مقصودم اين كشورهاست هند، بنگلادش، پاکستان و تا آن سو، ظرفيت يزديها در آن كشورها بسيار مهم است، شخصيتهاي عرفاني آنجا از قرن ششم و هفتم تبارشان به يزديها ميرسد. اتفاقا از تجار يزد هم بودند. اينها با تجارت خودشان، فرهنگ را ميبردند. اين نبوده که فرهنگ منهاي تجارت باشد. تجارت و اقتصاد و فرهنگ با همديگر آميخته بوده و اصلا ويژگي يزديها اين بوده که با تلاش و بردبارى، اينها را با همديگر در همه جاي اين عالم بردند. درکتاب «پارسي گويان شبه قاره» كه سه جلد است. ببينيد چقدر يزدي در بين اين شاعران پيدا ميشود. مسجدجامعي گفت: اين ظرفيت تعاملي در يزد بسيار بالا بوده است. يکي از ويژگيهاي يزد، اين بوده که ظرفيت تعامل جهاني را داشته است و يزديها از گروههايي بودند که در آنجا بسيار تاثيرگذار بودند، هنوز هم تشکلهايشان در شهرهاى هند برپاست. حالا چه در قالب زرتشتيان و پارسيان و چه در قالب تجار مسلمان، آنجا که راه تجارت را هموار کردند؛ يعني اين ظرفيت را دارند، شايد هم اين قوه تعاملي که در شهر خودشان دارند که با اقوام و گروههاي مختلف و همشهرياني که دينهاي ديگر دارند و ميتوانند کار کنند، همين روحيه در هند هم وجود دارد. شايد اين روحيه در حقيقت روحيهاي است که همديگر را پشتيباني ميکنند و اين ظرفيتي است که يزديها ميتوانند به طور خاص داشته باشند و از تجربيات متقابل استفاده کنند. منبع: خانه فرهنگ صدوقي