
افتتاحيه سي و ششمين جشنواره فيلم فجرعصر امروز پنچشنبه 12بهمن در مرکز همايش هاي برج ميلاد برگزار شد. به گزارش ستاد خبري جشنواره فيلم فجر، در ابتداي اين مراسم که با تلاوت آياتي از قرآن مجيد و سرود ملي جمهوري اسلامي ايران...
افتتاحيه سي و ششمين جشنواره فيلم فجرعصر امروز پنچشنبه 12بهمن در مرکز همايش هاي برج ميلاد برگزار شد. به گزارش ستاد خبري جشنواره فيلم فجر، در ابتداي اين مراسم که با تلاوت آياتي از قرآن مجيد و سرود ملي جمهوري اسلامي ايران در مرکز همايشهاي برج ميلاد آغاز شد، احسان کرمي مجري مراسم، بعد از پخش نماهنگي پيرامون ايام فاطميه روي سن آمد و در ادامه، ابراهيم داروغهزاده دبير جشنواره گفت: «جشنواره ملي فجر که هر سال ميبينيم باشکوهتر برگزار ميشود، در واقع اداي دين به انقلاب و آرمانهاي آن مثل عدالت، حقمداري و... است. همانطور که سينما حقش را به نظام ادا ميکند، اميدوارم ما هم در خدمت نظام باشيم. من مراسم افتتاحيه را به روح شهداي هشت سال دفاع مقدس که از ايران و آرمانهاي انقلاب دفاع کردند، تقديم ميکنم. جاي آنها خالي است ولي ياد آنها در اذهان ما جاودان خواهد بود».

احسان کرمي بعد از سخنراني کوتاه ابراهيم داروغهزاده دبير جشنواره، ضمن تسليت به خانواده حادثه سانچي و همدردي با زلزلهزدگان کشور، از همه هنرمندان دعوت کرد تا عيد نوروز با جمعآوري کمکهاي مالي به مردم آسيبديده ياري برسانند. در ادامه کليپي در مورد هيات انتخاب جشنواره بخش شد و در ادامه، مجري برنامه براي مسعود کيميايي، ناصر تقوايي، جمشيد مشايخي، الناز شاکردوست، عزتاله انتظامي و... آرزوي سلامتي کرد و کليپي هم در رابطه با هنرمنداني که در سال 96 از دنيا رفتند، پخش شد. در بخش نکوداشت علي معلم، از پيشکسوتان برگزارگننده جشنهاي سينما و تلويزيون، کليپي از گفتههاي او پيرامون علاقهاش به جشنهاي سينمايي و ارتباط هنرمندان با يکديگر پخش شد. احسان کرمي در ادامه از سيدعباس صالحي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، ابراهيم داروغهزاده دبير جشنواره، فرشته طائرپور و محمدمهدي حيدريان و آذر معماريان و فرزندان مرحوم علي معلم دعوت کرد تا براي نکوداشت او به صحنه بيايند. معماريان در مورد علي معلم گفت: «تحصيل عشق و رندي آسان نمود اول، جانم بسوخت اول در کسب اين فضايل». فرزند مرحوم معلم گفت: «من عذرخواهي ميکنم که حالم بد شد. فکر مي کردم چطور ممکن است که بتوانم تحمل کنم نبود پدر را در طول برگزاري جشنواره، اما به نظرم هميشه بايد به يک جمله او فکر کنم که مي گفت بايد مسيرم را ادامه دهيد. خوشحالم که اهالي سينما همچنان پشت هم ايستاده اند و هيچ کس در ايران نمي تواند اتحادشان را به هم بزند».

دکتر سيد عباس صالحي در ادامه افزود: «ماه بهمن براي ما ياد آور دو چيز است؛ جشن انقلاب اسلامي ايران و جشن سينماي ايران. من اين ايام را به خانواده نجيب و بزرگ سينما تبريک مي گويم. سينمايي که در چهار دهه گذشته فرصتي ساخت براي بلند آوازي نام ايران با فيلم هاي فراواني که ساخته شد. با حضور موفق جهاني که پديد آمد، با نسلهاي متوالي که به فضاي سينماي ايران افزوده شد، سينمايي که هنوز فرا راه خود حرکت ميکند و به پيش ميتازد؛ هم براي اينکه سفير فرهنگي هنري ايران در جهان باشد پيشتاز گفت و گوي جهاني ايران باتمام دنيا باشد هم بر اي اينکه نشان دهد ميتوان سينماي انساني، متفکرانه، شاعرانه و قصه دار داشت. همانطوري که ادبيات ايراني در قله خويش اين ترکيب چهارگانه را باهم دارد. هم انساني، هم شاعرانه، هم متفکرانه و هم قصه دارد. بزرگاني مثل فردوسي در شاهنامه، نظاميها، مولاناها و دهها متفکر، شاعر و انسان قصه ساز ايراني که ادبيات ايران را ساختهاند. امروز هم سينماي ما با اين چهار وجه پيش ميرود. به افتخار آينده سينماي ايران». در ادامه مراسم بعد از سخنراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، کليپ بزرگداشت محمد علي نجفي کارگردان پيشکسوت و اولين مدير سينمايي کشورپخش شد. ابراهيم حقيقي و منوچهر شاهسواري براي اهداي لوح تقدير به نجفي به صحنه آمدند. محمدعلي نجفي گفت: «47سال پيش زماني که در محافل مذهبي و خانواده هاي مذهبي کمتر مي شد از سينما صحبت کرد من با دو يار؛ همسرم و مهندس فخرالدين انوار توانستم حرفم را در مورد سينما بزنم. ما به طور جد مسئله نمايش را پي گرفتيم و حتي در حسينيه ارشاد و... کار کرديم. من در کنار او و با بهره گيري از مشورت هايش، نمايشنامه سربداران را نوشتيم و با هم کار کرديم. به خوبي خاطرم هست که نمايش از چند تابلو تشکيل مي شد و موسيقي در بين تابلوها پخش مي کرديم. ما براي اولين بار در يک مکان مذهبي، موسيقي پخش کرديم. يک شب در بين تابلوها که چراغ خاموش مي شد و موسيقي پخش مي کرديم، يک نفر از بين تماشاچي ها بلند شد و گفت: «کوروش آسوده بخواب که ما بيداريم و اين همان سالي بود که شاه هم گفت کوروش آسوده بخواب که ما بيداريم». به خوبي يادم هست که انوار دستش را روي سر گذاشت و گفت و چه خواهد شد؟! گفتم به نظرم نمايش مان موفق شد، اما ما نتوانستيم به کارمان ادامه دهيم. تصميم گرفتيم مسئله سينما را جدي بگيريم و تا پيروزي انقلاب پيش رفتيم و همراهان من مسئوليت هايي را در سينما برعهده گرفتند. متشکرم از فخرالدين انوار که هنوز هست و سينما هم هنوز هست. از همراهي او سپاسگزارم». دومين بزرگداشت در مراسم افتتاحيه سي و ششمين جشنواره فيلم فجر به منوچهر اسماعيلي صداپيشه و گوينده پيشکسوت اختصاص يافت که بعد از پخش کليپي از خاطرات او و صحبت هايش درباره شروع به کاردر سينما، سعيد راد و ابوالحسن تهامي به صحنه آمدند تا از او تقدير کنند. منوچهر اسماعيلي گفت: «در همه فيلم ها به شما سلام کردم امشب جواب داديد. جا دراد من هم به سهم خودم از علي معلم ياد کنم که يک سال از رحلت او مي گذرد و به همسر و خانواده محترم او تسليت مي گويم. حال خوشي ندارم و بعد از ديدن اين صحنهها، قبول کنيد که توان ايستادن ندارم». ابوالحسن تهامي درباره منوچهر اسماعيلي گفت: «استاد منوچهر اسماعيلي از نوابغ کارهنري ايران هستند. از آغازي که پا به هنر يا فن دوبلاژ گذاشتند من افتخار داشتم که 60 سال در کنار او باشم و از او بياموزم. دو هنرمند بزرگ جهاني ويليام هولدن شگفتزده شد که صداي خودش را ميشنيد که صحبت ميکند... اسماعيلي به دوبله ايران شخصيت داد و اولين کسي بود که قدر هنرش را ميدانست و خودش و هنرش را ارزان نميفروخت. سعيد راد هم در مورد اسماعيلي گفت: «با شنيدن اين صحبتها و ديدن اين کليپ، من به گذشته رفتم و ذوقزده شدم. دوراني که سينماي ما صدا سر صحنه نبود و ما مجبور بوديم فيلمها را در اتاق دوبله صدا گذاري کنيم. من جوياي نام بودم و چند ماهي صبر کردم تا دوبله ياد بگيرم و خودم به جاي نقشهايي که بازي مي کردم، صحبت کنم، اما ديدم دنياي دوبلاژ، دنياي ديگري است و آدمهاي با جنم ميتوانند اين کار را انجام دهند. من وقتي ميديدم منوچهر اسماعيلي قرار است به جاي من صحبت کند؛ خوابم نميبرد. او به جاي من در فيلمهاي بزرگي مثل عقابها صداپيشگي کرد. اسماعيلي را با کلمه نميشود ستايش کرد و عناوين عاليجناب و سرور خيلي براي او کم است. براي منوچهر اسماعيلي به خاطر قدمت و شکوهش يک دقيقه بايستيد و دست بزنيد. بعد از اين مراسم بزرگداشت، نماهنگ مشهور «اي ايران» که اعضاي خانه سينما آن را خوانده بودند، براي حضار پخش شد. سپس ابراهيم حقيقي، سيف اله صمديان و ميثم مولايي؛ از هيات داوران بخش مسابقه تبليغات به صحنه آمدند تا جايزه بهترين، نامواره، پوستر و آنونس را اهدا کنند.

در بخش نامواره از بين نامزدهاي اين بخش (مسعود رفيع زاده براي فيلم «خفگي»، اميرشيبان خاقاني براي فيلم «رگ خواب») ديپلم افتخار طراحي نامواره يا لوگو تقديم شد به محمد روح الامين براي فيلمهاي «رگ خواب» و «خفگي» نامزدهاي بهترين عکس، جواد جلالي براي فيلم «پريناز»، سيد عبدالحسن نواب موسوي براي فيلم «تيک آف»، علي نيک رفتار براي عکس فيلم «زادبوم»، اميد صالحي براي فيلم «مالاريا» معرفي شدند و سيمرغ بلورين بهترين عکس به جواد جلالي براي فيلم «پريناز» تقديم شد. نامزدهاي بهترين پوستر احسان رضازاده براي فيلم «آوانتاژ»، محمد روح اللميني براي فيلم «رگ خواب»، حامد مسعودي فر براي فيلم «ماهي»، احسان برابادي براي فيلم «نگار»، بابک يادگاريان براي فيلم «هجوم» معرفي شدند و هيات داوران سيمرغ بلورين براي طراحي بهترين پوستر به بابک يادگاريان براي فيلم «هجوم» اهدا کردند. سيمرغ بلورين بهترين آنونس هم به مسعود رفيعزاده براي فيلم «خفگي» تقديم شد. بعد از اهداي جوايز، گروه موسيقي «سپنتا» براي اجراي چند قطعه به صحنه آمدند. در ادامه فيلم کوتاهي ساخته مجيد توکلي درباره اکبرعبدي پخش شد. محمدرضا فروتن، مسعود ده نمکي، بهرام بدخشاني و رسول صدرعاملي براي بزرگداشت اکبرعبدي به صحنه آمدند. اکبر عبدي از احمدرضا معتمدي خواست تا به صحنه بيايد. صدرعاملي در مورد عبدي گفت: «او نشان داد مي توان بازيگر بود و مولف هم بود. او در تمام کارهايي که انجام داده چيزي اضافه کرد و او هيچگاه اداي چيزي را در نياورد. او نقش ها را طوري بازي کرد که ما باور کرديم. او خودش را به ما تحميل کرد و وما چارهاي نداشتيم جز اينکه او را دوست داشته باشيم». معتمدي گفت: «به عنوان کسي که بيش از 30 سال در سينما تدريس کردم و با استاد علي نصيريان، سعيد پورصميمي، پرويز پرستويي، مهدي هاشمي، فرامرز قريبيان، نيکي کريمي، مريلا زارعي و.. کار کردم به جرات از طرف همه آنهايي که با عبدي کار کردهاند، ميگويم، عبدي پر ظرفيتترين و پر ظرافتترين نقاش سينماي ايران است. او را ميتوان يک نابغه در تصويرگري فيزيک و ميميک دانست. او براي ما سرمايه و ثروتي ملي است و بايد ارزش او را فراتر از ايران بدانيم». اکبرعبدي گفت: «من شانس بزرگي آوردم که با علي حاتمي، ناصر تقوايي، داوود ميرباقري و... کار کردهام. جالب ابنجاست که با تنها کارگرداني که در 6 اثر همکاري داشتم مسعود دهنمکي بوده است.» مسعود دهنمکي هم در مورد عبدي توضيح داد: «به نظرم بايد از همسر او تجليل ميشد. ما با او کار کردهايم و ميدانيم که همسرش از دست عبدي چه کشيده است. کساني که ميخواهند با اکبرعبدي کار کنند، بايد رضايت همسرش را بگيرند. آقاي عبدي و شريفي نيا مثل تام و جري هستند و نبايد دعواهاي آنها را جدي گرفت و بدون هم نميتوانند کار کنند. خيلي از آدمها مشهور هستند خيليها محبوب هستند؛ عبدي هم محبوب است، هم مشهور». محمدرضا فروتن در ادامه گفت: «بزرگان در سينما بسيارند و من به دو نفراز آنها خيلي ارادت دارم. يکي خسرو شکسيبايي که او برايم عشق بود و دومين فرد اکبر عبدي است که نبوغ او حيرت همه را برانگيخته است. او در سينماي ما معجزه کرده و همه اين را ميدانند. جدا از نبوغ خدادادي که خداوند به او داده او واقعا عاشق کارش است. بخشي از خصوصيات عبدي که من دوست دارم، خوش قلبي مهرباني و صفاي دل اوست. او هميشه به ديگران کمک مي کند و موثر بوده. عبدي با انسانهاي زيادي همدردي کرده و افتخار ميکنم اين اخبار را از او ميشونم. اکبر عبدي در ادامه افزود: «به همه حضار شببهخير ميگويم. ايام فاطميه را تسليت مي گويم. همسرمن هم سيد است. او گفت: بهتر است بر گردم به بحث سلبريتيها که در فيلم مجيد توکلي گفتم، با همسرم به توافق جدي رسيدم. از مردم عزيز تشکر مي کنم که حتي فيلم هاي مزخرفي که بازي کردم ديديد و هيچي نگفتيد. از وزيرفرهگ و ارشاد اسلامي، دوستان و همکارانش، از همه مسئولان تشکر مي کنم. با همه عزيزاني که در حوادث چند وقت اخير از دست داديم همدردي ميکنم. از خدا تشکر مي کنم. عزتي که خدا بخ انسان دهد قابل مقايسه با هيچ چيز نيست. من بچه نازي آباد کجا در کنار منوچهر اسماعيلي بزرگ براي من بزرگداشت گرفتند. بايد براي او بزرگذاشت ميگرفتند. اسماعيلي، فرشچيان سينما است. سينما 50 درصد صدا و 50 درصد تصوير است. در فيلم «مادر» او به جاي من درست مثل خودم حرف زد . البته در فيلم «مادر» جاي 4 نفر ديگر يعني جمشيد آريا، محمدعلي کشاورز، من ومحمود بصيري صداپيشگي کرد. در فيلم هزار دستان، دزد عروسکها و... هم او معجزه کرد. او در واقع کاستيهاي من را با صداي مخملي خود پر کرده و حضورمن را دو برابر جلوه داد. اميدوارم هرکس هدف درستي دارد، سلامت باشد. براي آقاي سينماي ايران؛ انتظامي، مشايخي، نصيريان، کشاورز، شهلا رياحي، ناصر تقوايي، احمد پژمان که قرار بود اينجا باشد و نشد، آرزوي سلامتي ميکنم. من دياليز شدم و قرنطينه بودم خوب ميدانم بيماري چيست و برايشان آرزوي صحت دارم. همسر عبدي هم در اين بزرگداشت به صحنه آمد و اکبرعبدي دست او را بوسيد. در پايان احسان کرمي بازهم ضرورت کمک و همراهي هنرمندان با زلزلهزدگان کرمانشاه را يادآوري کرد.
