
نشست پرسش و پاسخ فيلم «ماهورا» با حضور حميد زرگرنژاد؛ کارگردان، عليرضا جلالي؛ تهيهکننده، مرتضي غفوري؛ مدير فيلمبرداري، کاوه ايماني؛ تدوينگر، ستار اورکي؛ آهنگساز، آرش قاسمي؛ صداگذار، ساعد سهيلي، بهاره کيانافشار، کامران تفتي و مهدي صبايي؛ بازيگران با اجراي محمود گبرلو امشب...
نشست پرسش و پاسخ فيلم «ماهورا» با حضور حميد زرگرنژاد؛ کارگردان، عليرضا جلالي؛ تهيهکننده، مرتضي غفوري؛ مدير فيلمبرداري، کاوه ايماني؛ تدوينگر، ستار اورکي؛ آهنگساز، آرش قاسمي؛ صداگذار، ساعد سهيلي، بهاره کيانافشار، کامران تفتي و مهدي صبايي؛ بازيگران با اجراي محمود گبرلو امشب پنجشنبه نوزدهم بهمنماه در پرديس سينما گالري ملت برگزار شد. همچنين در جايگاه مرحوم حميد آخوندي؛ ديگر تهيهکننده اين فيلم سينمايي عکسي از ايشان قرار داده شده بود. در ابتداي نشست گبرلو از حاضران در جلسه خواست که يک دقيقه بايستند و فاتحهاي براي اين تهيهکننده بفرستند. زرگرنژاد با بيان اينکه ساخت «ماهورا» براي من خيلي سخت بود گفت: اين فيلم بر اساس يک مستند ساخته شد و نگارش فيلمنامه آن چهار سال زمان برد. جلالي با گراميداشت ياد مرحوم آخوندي گفت: ايشان براي اين کار زحمات زيادي کشيدند و در حال حاضر نيستند که نتيجه زحماتشان را ببينند. همکاران من براي ساخت اين فيلم زحمت زيادي کشيدند و ما در طول فيلمبرداري يا درون آب بوديم و يا روي آب. کاوه ايماني درباره تدوين اين فيلم توضيح داد: من تدوين اين کار را به همراه خانم قاجاريه کار کردم .من 58 فيلم سينمايي کار کرده ام و ده سال قبل فيلم روز سوم را تدوين کردم اما اين فيلم ده برابر روز سوم سخت بود. اورکي درباره ساخت موسيقي فيلم توضيح داد:من در آن جغرافيا بزرگ شده ام و خيلي خوشحالم موسيقي اين فيلم به من رسيد. من با اين جغرافيا مانوس بودم و نغمه هاي دروني ام را در اين فيلم آورده ام. بهاره کيان افشار بيان داشت: از نبودن پدر عزيزي که در اين فيلم همراه ما بود و امروز نيست دلگيرم. حضور در اين فيلم را هرچند کوتاه مغتنم ميدانم. کامران تفتي نيز گفت: در مورد فيلم خودمان حرف زدن جايز نيست. من قبل از صحبت درباره ماهورا از دو فيلمي که ديدم تعريف مي کنم. «تنگه ابوقريب» که اشکم را درآورد و «مغزهاي کوچک زنگ زده». برخي آدمها به دليل اينکه اول جنگ حضور داشتند و برخي که پايان جنگ بودند اسمشان از قلم افتاده است. همينکه آقاي زرگرنژاد سراغ کساني رفت که ناديده گرفته شده اند بس بود که در اين فيلم حضور داشته باشم. ما در شرايط هيچ چيزي نداشتن اين فيلم را ساختيم و حتي به ما يک فشنگ ندادند. ساعد سهيلي درباره حضور در اين فيلم گفت: من سرم درد مي کند براي بازي در کارهاي سخت ولي فکر نمي کردم اين کار تا اين اندازه سخت باشد. خيلي خوشحال بودم که با چنين گروهي کار کردم. زرگرنژاد درباره چرايي ساخت چنين فيلمي توضيح داد: من مستندي به نام «حلقه در خاک» دراين روستا ساخته بودم و هميشه فکر مي کردم پتانسيل ساخت يک فيلم سينمايي بلند را دارد. از آنجا که نگه داشتن مخاطب براي يک فيلم 90 دقيقهاي مشکل است با وسواس فيلمنامه آن را نوشتم. کارگردان «ماهورا» در پاسخ به اينکه آيا عشق جاري در فيلم نيز واقعي بود گفت: اين بخش داستان تخيل من بود که به قصه اضافه شد. ساعد سهيلي درباره لهجهاش در اين فيلم گفت: من درمورد اين لهجه تعصب دارم و مطمئنم که درست است. من سه مشاور داشتم و سه ماه درآنجا زندگي کردم. من با همين لهجه در آنجا صحبت مي کردم حتي بوميان آنجا باور مي کردند لهجه من را و من صد در صد کارم را درست انجام دادم. اورکي نيز در ادامه توضيح داد: در خوزستان هر طايفهاي لهجه خاص خودش را دارد. اگر بين لهجه آقاي تفتي و ساعد سهيلي تفاوت وجود دارد به اين دليل است. زرگرنژاد درباره تکخواني زن در فيلم گفت: يکي از چيزهاي مهمي که در هور براي شکار مرغابي مهم است است صداي زيباست. مرغابي پرنده چموشي است و گرفتن اين پرنده تنها با خواندن آواز امکان خواهد داشت. براي اين آواز تمرينهاي زيادي انجام داديم. مهدي صبايي نيز درباره لهجههاي فيلم گفت: من خودم کرد زبان هستم. کردي گويشهاي متفاوت دارد و نميتوان گفت کدام درست صحبت مي کنند. درباره لهجه خوزستاني نيز همينگونه است. جلالي نيز گفت: ساعد براي اين کار بسيار زحمت کشيد. هدفون در گوشش بود و فقط لهجه را تمرين ميکرد و من به او تبريک ميگويم. کارگردان «ماهورا» در پاسخ به تشابه اين فيلم با «عقابها» بيان داشت: من حتي سقوط هواپيما را نشان ندادم. بيشتر يک لباس و بهانهاي بود. اينکه يک هواپيما سقوط ميکند، زياد در سينماي ايران پرداخت نشده و تنها يک فيلم «عقابها» بوده به همين دليل آن فيلم را براي شما تداعي ميکند. تهيهکننده فيلم درباره پرداختن به اين موضوع بيان داشت: مظلوميت يک طايفه را نشان دادن که کسي به آنها نگفته بجنگند و خودشان احساس تکليف کردند قابل تقدير است. متاسفم که تاکنون اين قوم ديده نشدهاند و به آنها پرداخته نشده است و درود ميفرستم به شهدايشان. زرگرنژاد در توضيح اين نقد که ترکيب فارسي و عربي در عشيرهها وجود ندارد توضيح داد: من خوزستاني هستم و مردمي که ميبينم اينچنين صحبت ميکنند؛ همچنين مشاوران ما اين ترکيب را تاييد کردند. کارگردان «ماهورا» در پاسخ به اين سئوال که آيا اين فيلم حديث نفس شما بود گفت: قطعا اين فيلم گوشهاي از علايق من بوده است اما همه آنچه که ميخواهم روي پرده سينما ببينم نيست و به دنبالش هستم. کارگردان «ماهورا» در پاسخ به اين سئوال که آيا اين فيلم حديث نفس شما بود گفت: قطعا اين فيلم گوشهاي از علايق من بوده است اما همه آنچه که مي خواهم روي پرده سينما ببينم نيست و به دنبالش هستم. کيان افشار نيز در اين باره گفت: من وقتي رفتم با آقاي زرگرنژاد براي اين کار صحبت کنم احوالي را دريدم که در هيچ کارگردان ديگري نديده بودم و فکر مي کنم اين فيلم احوالات دروني ايشان بوده است. جلالي درباره بازي بازيگران گفت: زماني که ساعد از درون آب بيرون ميآمد بغلش ميکردم و گريه ميکردم. خانم کيانافشار نيز بازي زيرپوستي سختي در اين فيلم داشتند. بسياري در آنجا در خوزستان تحريمم کرده بودند و فکر ميکردند فيلمي ميسازيم که ضد آنهاست. در سينماي ما اتفاقات خوبي افتاده است. امسال فيلم هاي دفاع مقدسي خوبي داريم و اين افتخار سينماي ايران است.