
نشست ارائه آثار و داوري بخش ايده جشنواره «کودکآنلاين» از 7:30 تا 16 امروز شنبه 18 اسفند ماه در سالن ياس باشگاه پيام وزارت ارتباطات برگزار شد. به گزارش ستاد خبري جشنواره فيلم کوتاه و وبسري کودکآنلاين، در ابتداي اين نشست «محمد...
نشست ارائه آثار و داوري بخش ايده جشنواره «کودکآنلاين» از 7:30 تا 16 امروز شنبه 18 اسفند ماه در سالن ياس باشگاه پيام وزارت ارتباطات برگزار شد. به گزارش ستاد خبري جشنواره فيلم کوتاه و وبسري کودکآنلاين، در ابتداي اين نشست «محمد ابوالحسني» رئيس شتابدهنده و عضو هيأت داوران با اشاره به لزوم اهميتبخشي به ايده همه علاقهمندان و متخصصان براي ارتقاي توليد وبسري در کشور گفت: بارها در سفرهاي مختلفي که به شهرهاي ايران داشتهام، با اين روبهرو شدهام که ايده زياد است و همواره اين پرسش وجود دارد که چگونه اين ايدهها بايد به اجرا دربيايد؟ خيليها به من ميگفتند که شما رانت و پول در دست داريد و به اين دليل در اجرا فعال هستيد اما واقعا هيچکدام از اين مسائل مطرح نيست. او گفت: کودکآنلاين بستري را فراهم کرده تا هرکس ايدهاي دارد بتواند آن را بسازد. ابوالحسني با اشاره به اهميت توجه به وبسري گفت: بازارهاي بزرگي داريم و ميتوانيم از آن سهم بگيريم. بازار تبليغات به وبسري سهم داده است و بعضي موسسات هستند که تبليغ ميکنند و ميتوانيم از آن سهم بگيريم. او گفت: سهم ما از بازار سرگرمي و آموزش، 30 درصد است و تأکيد ما بر فعاليت در حوزه وبسري به اين خاطر است که بتوانيم به درستي براي گروههاي سني مختلف کودک نوجوان از رسانههاي نوين استفاده کنيم. ابوالحسني گفت: روي کوتاه بودن زمان وبسريها اصرار داريم. ما انتشارات تلويزيوني نداريم و رسانههاي جديد داريم. در مورد نوع کسب و کارهايي که قرار است اتفاق بيفتد بايد دقت کنيم. ديرينديرين چرا موفق شده است؟ چون کسب و کاري به توليد رسيده است. بايد کسبوکاري فکر کرد. اهميت توليد يک چهارم قضيه است و بيش از اين، بقيه گروه توليد، انتشار، مارکتينگ و بازاريابي مهم است. ما اگر توانستيم با بازاريابي درست درآمد کسب کنيم، اين محصول تفکر کسب و کار و توسعه بود. ميخواهيم اين چهار گروه را ايجاد کنيم و ايدهها به کسب و کار تبديل شود. او گفت: در جشنوارههاي ديگر غالبا بعد از انتخاب آثار کار تمام شده است اما اينجا، کار ما تازه شروع ميشود. در واقع ما نماينده شتاب دهنده آوردهايم که به کار شتاب دهد. عضو هيأت داوري بخش ايده جشنواره کودکآنلاين گفت: ما بايد بتوانيم با انتخاب درست از بازارهاي تبليغات، سرگرمي و آموزش سهم ببريم. ما ميتوانيم امکان انتشار در يوتيوب داشته باشيم. کارها بهتر است براي کودکان شاد و مفرح و سرگرمکننده باشد. ترجيح ميدهيم کارها، فقط لبخند ايجاد کند و ترجيحا پيامي بدهد که ميتواند هرنوعي باشد. کارها بايد کاراکترمحور باشند که اگر کاراکترهايش را دربياوريم، امکان ساخت گيم وجود داشته باشيم. امکان ادامهدار بودن يکي از شاخصهها است. کارها بهتر است خيلي پيچيده نباشند، اما قابل توليد باشند و ما بتوانيم آن را به پلتفورم تبديل کنيم. او ادامه داد: ما دنبال ايجاد کسب و کاريم. طرحهاي انتخاب شده را وارد مرحله توليد ميکنيم. بعضي از طرحها مجري طرح دارند و برخي امکان توليد ندارند. ما افرادي را که حرفهاي سالها انيميشن ساختهاند، مجري طرح ميکنيم . 15 منتور تخصصي داريم و اينها به بحث هنري فيلمنامه، توليد و... کمک ميکنند. مثلا ميگويد چطور درآمد داشته باشيد و تجاريسازي کنيد. اينها کمک ميکند پول درآوريد. براي ساخت 10 قسمت از کار کمک ميکنيم و قرار نيست در اين قسمتها کسي سود کند و سود از درآمدي که ايجاد ميشود به دست ميآيد. او در ادامه با اشاره به پرسشهايي که در بايد صاحبان 44 ايده نشست ارائه و داوري به آنها پاسخ بدهند، گفت: ما توليد را در قالب يک تيم ديدهايم و آنهايي که ايده فقط دادند، بايد تيم داشته باشند تا کارشان عملي شود. آنهايي که ميتوانند مجري طرح باشد، موضوعشان متفاوت است. در بخش ديگري از اين نشست، صادق زنگنه عضو شوراي سياستگذاري جشنواره طي سخناني خطاب به صاحبان ايدهها اظهار داشت: از بين 600 ايدهاي که به جشنواره آمد، شما انتخاب شديد و تا چندساعت آينده 20 نفر از بين شما برگزيده ميشوند اما اين داستان همين جا تمام نميشود و با حمايت بخش خصوصي در حوزههاي ديگر ادامه پيدا خواهد کرد. او گفت: تقريبا همه ايدهها برايم جذاب بود اما من متوجه شدم که خيلي از دوستان با وبسري آشنا نبودند و کارشان بيشتر تلويزيوني بود و براي وب طراحي نشده بود اما حتما براي سالهاي آينده ايدهها به نحو بهتري ارائه ميشود و جوايز بيشتري خواهيم داشت. زنگنه گفت: تقريبا همه ايدهها برايم جذاب بود، اما ايراد اين بود که قابليت ارائه در وب نداشتند. در بخش پاياني اين مراسم پس از ارائه هر اثر توسط صاحبان ايده و بحث پيرامون آن، صاحبان 44 ايده آراي خود را به صندوق انداختند و هيأت داوران نماينده شتاب دهنده براي انتخاب 20 اثر نهايي وارد شور شدند.
\*گزيدهاي از ارائه ايدهها توسط صاحبان اثر در ادامه هر يک از صاحبان ايده در حضور داوران به معرفي اثر خود پرداختند و به سئوالات داوران پاسخ دادند که گزيدهاي از اين بخش در ادامه ميآيد: \*اميرمشهدي عباس/ آرزوهاي بزرگ: در «آرزوي بزرگ» کودک 7 تا 12 ساله به جاي پدر و مادر و...سرکار ميرود و شغل آنها را تجربه ميکند. گروه فيلمبرداري با کودک به محل کار مثلا پدر کودک ميرود و خانواده بچه نقشها را بازي مي کنند. مخاطب با فضاي فانتزي با سختي و شگفتي شغل آشنا ميشود و به شغل خانواده افتخار ميکند. ما آدمهايي را دور و برمان داريم که ميگويند بچهام بازيگر است. با ايده ما، استعدادهاي بازيگري در قالب يک وبسري ديده ميشوند دغدغه شغل در ذهنها تجربه ميشود. هر قسمت از اين برنامه بين 4 تا 5 دقيقه ميتواند باشد. \*محمدصادق لواساني/ آقاي اُه: دوسال قبل کارگاه انتقال تجربي داشتيم و با آقاي ابوالحسني راجع به فيلم کوتاه 100 ثانيهاي بحث کرديم و در مورد مجموعههايي که به تعداد بالا توليد کنيم. پاتوق را مطرح کرديم که در 10 قسمت آماده پخش شد. «آقاي اُه» بعد از چندين طرحي که کار شد، بحث اوليهاش آماده شد و در ابتدا نميدانستيم کاراکتر اين فضا مناسب کودک است يا نه. دو فيلمنامه مناسب کودک و براي بزرگسال نوشتيم. 6 کار ساخته شد که هرکدام 1 و نيم دقيقه بودند. کار را به چند جشنواره خارجي داديم و ديديم مجموعه با رويکرد کودک بازتاب بهتري داشت اما انيميشن بزرگسال ما کمتر مورد استقبال قرار گرفت. ما براي «آقاي اُه» سه بحث را مورد توجه قرار داديم و از آنجا که پروزه خصوصي است سعي کرديم سراغ يک تيم جوان و کم هزينه برويم. «آقاي اُه» داستان يک دايناسور است و بدمن قصه انساني است که خرابکاري مي کند و ماجرا در عصر حجر ميگذرد. \*پوريا عبداللهي چهاردانگه/بازنوازي و تصويرگري آهنگهاي کلاسيک جهان: ما فقط سبک کلاسيک را در نظر نداريم و در نهايت موسيقيهايي را درنظر ميگيريم که حافظه موسيقايي کره زمين هستند و کاراکترها را برهمين اساس طراحي کردهايم. گروه ما محدود است و ميخواهيم پيوندي بين انيميشن و موسيقي برقرار کنيم. سن مخاطب ما بين 10 تا 14 سال است. ما اگر حافظه موسيقي کلاسيک را جلو ببريم به موسيقي نواحي و ملل هم ميتوانيم راه پيدا کنيم. ما مي خواهيم مثلا موسيقي باخ را که سنگين است، شادتر اجرا کنيم. اين اثر قصه کودکي است که با اصوات و حس ماجرا پيوند دارد. \*اسدالله ديانتي/ بوگولو: ايده ما زندگي جنها در آينه است. ما دو سيزن هم توليد کردهايم. کاراکتر بو، گو و لو را داريم. بو، کوچک مغز متفکر گروه است. گو پرخور و لو شخصيت احمق گروه است. شخصيت جنبي ديگر پيرمردي ست که سه شخصيت اصلي با او در چالش هستند و اين سه جن بدجنسي جنها و ديوهايي را که تا به حال معرفي شدهاند، ندارند. آنها براي پيرمرد موانعي ايجاد نمي کنند، حتي کمکش ميکنند و حتي در دوران بيماري پيرمرد را مداوا ميکنند و... گربه اي هم در قصه داريم و پيرزني که سگ دارد و پيرمرد عاشق زن است. هرآيتم ما 4 دقيقه است. قابليت تجاري پروژه فرازماني و فرامکاني. آنها ديالوگي ندارند پس در بازار خارجي راحتتر منتشر ميشود. در مورد گيم هم قابليت دارد و پخش در بستر وي.او.دي هم ممکن است. \*ميثم زيدي/ به همين سادگي: من روي مسئله تربيتي کودک و نوجوان کارم را متمرکز کردهام. خانوادهاي را ميبينيم که کودک و نوجوان دارند و اين قصه ميتواند تا بينهايت ادامه پيدا کند. اين ايده قابليت پخش در يوتوب دارد. اسپاسنرها ميتوانند کمپانيهاي مربوط به غذاي کودک، لباس کودک، شبکههاي خارجي و ايرانيان مقيم خارج از کشور از کار استقبال ميکنند و مخاطب اين وبسري، هم کودک و هم نوجوان است. \*اميرمهدي انصاري/ پشيمان: همه ما با مفهوم پشيماني آشنا هستيم و آنقدر ان را لمس کرديم که ماجرا بيش از حد لوث شده. ما تصميم گرفتيم معناي ديگري به آن بدهيم و تغييرات را از خودتان آغاز کنيم و کلمه پشيمان را بار ديگر تعريف کردهايم. پشيم به معناي مو درآوردن و بر وزن فعيل ميشود کسي که موزياد درآورده. پشيمان را از اينجا به بعد پشمالوها تعريف ميکنيم. تصميم ما اين است دنيايي از پشمالوها بسازيم. شخصيتهاي ما همه پرمو هستند و پشيمان شخصيت اصلي ما است. او پيري است که در زندگي کارهاي زيادي کرده امروز به پشيماني رسيده است. پشمگين شخصيت ديگري است و خشمش لب پشمشه و از هرچيزي عصباني ميشود. پشمچين را داريم که موهايش دائم ميريزد. پشمينه همسر پشيمان است. پشتپشيمان به دليل پشتوانه محکم، هرکاري از دستش برمي آيد. پشي مام مادر پشيمان هستند و... ماجرا اينطور شروع شد که چند قسمت ساختيم و مسيرداستاننويسي را تست زديم که به استقلال توليدي برسيم و براي جشنواره هم ارسال کرديم و امروز به اين نتيجه رسيديم که موزيکال کار کنيم. قصهها سرگرمکننده و سياسي، اجتماعي است و بچهها با موسيقي همراه ميشوند و اين وبسري براي بچه ها هم راوي حقايق جامعه است. \*مهدي شاه پيري/ پوفتق: موضوعات اين وبسري براي کودکان 5 سال به بالا جذاب است. در اين مجموعه مردي علمستيز به اسنم جلبک خان را ميبينيم که سراغ ساختمان دانشمندان ميرود و ازآنها ياري ميگيرد. او اشتباهات علمي دارد و مثلا ميخواهد فرمولي را از بين ببرد و... به غير از جلبک خان دانشمندان ديگري هم وجود دارند. ساختمان دانشمندان نه قصر قصههاي تکراري است نه پيچيده، بلکه شبيه ساختمانهاي واقعي است و ويژگيهاي خاصي هم دارد. هرکدام از دانشمندان از نظر ظاهري ويژگيهاي منحصر به فردي دارند. \*ايمان محمداميني/ پيت و بومبو: ايده من برگرفته از داستان معروف رابينسون کروزوئه است. او ميخواهد از جزيره فرار کند. تايم 1 تا 3 دقيقه براي آن درنظر دارم. اکشن است و ديالوگي نداريم و بار حرکتها به دوش انيماتورها ميافتد. بازاري که براي ارائهاش درنظر گرفتهام، يوتوب است. اگر بازخورد خوبي داشته باشد، براي بازارهاي مديا و... ميتوان اقدام کرد. \* نيما ميربابايي/ تنها ماموت دنيا: من 10 سال است که انيميشن کار ميکنم. قصه من در مورد انقراض است. از زمان ظهور تا منقرض شدن 10هزار سال طول ميکشد و کاري که ما با طبيعت کردهايم، همين است. قصه ما در مورد ماموتي است که براي بچهها شعر ميگويد. او و ساير موجودات منقرض شده با ايجاد فهم براي بچهها جلوي انقراض را ميگيرند. ماموت تنها در فضاي شهري زندگي ميکند و به صورت پنهاني با چند حيوان ديگر تلاش ميکند جلوي انقراض ساير حيوانات را بگيرد. \* رضا باباخانلو/ توتو، گمشدهاي در زمان و مکان: قصه ما در مورد سرعت بالاي پيشرفت تکنولوژيِ و تأثيرات آن است. توتو نوجواني 13 ساله به اسم تورج است که فکر ميکند ميتواند ماشين زمان درست کند. همه او را مسخره ميکنند. توتو دستگاهي دارد که در زمان حرکت ميکند و هدف اين است که به کودک و نوجوان آموزش بدهيم، اما مستقيم نباشد. ما ميخواهيم آنچه مي گوييم درست باشد به اين دليل که بايد به تاريخ وفادار بود و کيفيت بالاي اثر هم برايم مهم است. ما شخصيتهايي را تعريف نميکنيم که مثل هري پاتر شود و شخصيتهايي مثل کلاه قرمزي را کم داريم. من شخصيت قصه را اينطور ميخواهم ارائه دهم که بتواند درآمدزايي کند و بين همه جا بيفتد. \*رامين کرمي/ توفان (سياهپوش): ما علاوه برقصه اين انيميشن به گيم آن هم فکر کردهايم. سياه پوش ما شب رو است و در شب مبارزه ميکند. ما بعد از گيم فکر کرديم از کار ميتوانيم فيگور اکشن بسازيم. ما محدوده و جغرافيايي انتخاب کرديم که در محدوده خاورميانه رخ داده است و کمک ميکند از نظر بصري جذابيت بيشتري ايجاد کند و با توجه به تجربه خارج از کشور فکر ميکنم جذابيت کافي دارد. ما ميخواهيم با کاميک شروع کنيم و وقتي جاافتادند سراغ سريال و سينمايي انيميشن ميرويم. \* حرف حساب/ اعظم مهدوي: اين اثر مجموعهاي مستند است. والدين و فرزندان با يکديگر در مورد خيلي مسائل مهم صحبت ميکنند و خودشان را به چالش ميکشند. من ميخواهم در اين وبسري آدمهاي واقعي با هم بحث کنند. بچهها خيلي حرف دارند که ميتوانند در موردشان بحث کنند. \*دارالوحوش /مهدي شاهپيري: ماجراهاي اين مجموعه درمورد يک مدرسه حيوانات است. آنها با هم اختلاف ظاهر و سليقه دارند، اما يک ويژگي منحصربه فرد دارند و آن اينکه همه معتقدند انسانها درموردشان اشتباه فکر ميکنند و وحشي نيستند. تازه فکر ميکنند خيلي متمدنتر هستند. عکسي روي ديوار کلاس دارند و آموزشهايي ميبينند. شخصيتهاي انيميشن به اين ترتيب هستند؛ معلم بزي است که ريش دارد و عينک ميزند. دم کلفت ژن خوب دارد و خيلي اتفاقي پدرش در جنگل بروبيايي دارد و خز بچه پايين شهري است. هيچکس آفتاب پرستي است که مدام تغيير رنگ ميدهد. ناصر، خنگ بالفطره است و از وضعيت خود راضي است. خالمنخالي هم يک بچه يوزپلنگ است. \*وريا نيکمنش و مريم هاشمنژاد/ چلديو: اين ايده به ذهن ما رسيد که قصهاي در مورد ديوها بسازيم. ما ميخواهيم شخصيتهاي خودمان را به صورت جهاني معرفي کنيم و به سبک خودمان برسيم. ما زياد روي ديوها کار نکردهايم و دوست داشتيم از قابليت قصههاي آنها استفاده کنيم. ماهها تحقيق کرديم و ديديم 70 ديو داريم و که اسامي جالبي دارند. 40 ديو را که خصوصيات بارزي دارند، درنظر گرفتيم و ديديم ديوها جاي کار زيادي دارند. مثل هيچ ديو، ديو آز، آندرا ديو، ديوهاي نر و ماده. ديوهايي که زن و شوهر باشند و... مثل مادر فولادزره! هرکدام از ديوها، خصوصياتي دارند که اسامي مناسب با آن گرفتهاند. سري اول اين وبسري 40 قسمت است و هربار ديوي را معرفي ميکنيم و درامي شکل مي گيرد که ناشي از خصوصيات ديو است. \*پريسا شمس/ خبيثهاي قطب شمال: هدفم اين بود که شخصيتهاي اين وبسري همه شر باشند و مدام درگيري يک سري شر کنار هم را ببينيم. در همين بين ترانهاي شنيدم که فضاي قطب را تداعي مي کرد و حس کردم قطب چقدر مکان عجيبي است. موجودات قطب خاص هستند و گرمايش زمين و محيط زيست هم در نظرم بود. يکي از شخصيتهاي من جغدي است که يک چشم دارد. اين جغد سيريناپذير است و موشي هم همراه او است. جغد و موش به تنها نقطه سالم قطب ميروند که يک خانه سالمندان است و پنگوئني درآن زندگي ميکند. ميگوي ايراني تنها موجود مثبت انيميشن است و بهشدت خودش را مثل ايرانيها، با شرايط وفق ميدهد. داستان را اسلپاستيک ميبينم و بيشتر سرگرمکننده است. \*وحيد گلستان/ خورهها: اين اثر وبسري مستند و براي فضاي اينترنت است. «خورهها» مشخصا براي نوجوانان است. ما هرهفته يک استريم از يک خوره ميبينيم. نوجوانان زياد به سمت خوره چيزي شدن ميروند. ما ميخواهيم 20 ساعت بدون وقفه زندگي يک خوره را ببينيم. استريمها در همه جاي دنيا اين کار را شروع کردهاند و درسايت آپارات هم استريمها وجود دارند. لايفاستايل خورهها با ديگران فرق دارد. هدف کار ما آشکار نيست و به نظر ميرسد صرفا براي سرگرمي است. مخاطب ميتواند در توليد محتوا دخالت کند و در ساعات مشخصي به صورت صدا يا ويدئو وارد زندگي خورهها شود. \*مرتضي جذاب/ خوشحالش کن: ايده طرح من اين است که کودکي با کمک شخص ديگر براي خوشحال کردن يک نفر اقداماتي ميکند. طرح مستند است. شخصي را که تولدش نزديکتر است، کمک ميکنيم تا هديهاش را تهيه کنيم. اين هديه اصلا هزينهبردار نيست و کودک در روز تولد کادوي خود را ميدهد. ما کار طنز نميکنيم و دنبال نوعي فرحبخشي هستيم که حس پايدارتري دارد. امتيازات ديگري که اين کار دارد، بحث روانشناسي است و باتوجه به افسردگي و مشکلات روحي در جامعه کمک زيادي به مخاطب ميکند. از نظر گستردگي مخاطب، جامعه هدف ما کودکان مقاطع مختلف سني است و محدوديت جغرافيايي هم ندارد و به فضاي وب نزديک است. \* سميه قاسمي/ دختران بسکتبال: اين اثر داستان دختري است که به دليل قد بلندش در بين دوستانش احساس بدي دارد و وقتي بسکتبال را دنبال ميکند تا جام جهاني هم ميرود. سبک ساخت اين کار اهميت دارد. برعکس باقي انيميشنهاي وبسري که سعي ميکنند کوتاه باشند، ما ميخواستيم بلند و سينمايي کار کنيم. نوع ساخت ساده است و بچهها راحتتر با آن ارتباط برقرار ميکنند. ما براي اين کار در نظر داريم که اپليکيشن داشته باشيم و همزمان فضاي اينترنتي هم باشد. نظرات افراد را هم ميتوانيم در نظر بگيريم. نوجوانان مخاطب ما هستند، اما به دليل هيجان موجود در اين وبسري، همه گروهها ميتوانند مخاطبش باشد. \*پوپک کفيلي/ دفتر سياستگذاري در امور داخلي: اين اثر يک اثر رئال است با پنج تا شش نفر کودک کمتر از سن دبستان که در دو پارت اتفاق ميافتد. پارت اول گفتگوي کودکان در خصوص چالش و سئوال اصلي هر قسمت است. پارت دوم و اصلي در مورد گفتگوي کودکان در شوراي سياستگذاري براي جواب دادن به اين سئوالها و چالشها است. توليد اين وبسري از آنجا که کودکان قابليتهاي زيادي براي حضور در اين وبسري دارند ميتواند جذاب و توليد آن توام با تداوم باشد. \* دوقلوهاي خل و چل /سيدنويد سيدعلياکبر: خل و چل شخصيتهاي دوقولويي هستند که تفاوتهايي باهم دارند. يکي مغزمتفکراست و يکي خنگ است. آنها فکر ميکنند آدم به درد نميخورد و دائم درگير اين مسئله هستند. به اين دليل که خل و چل هستند، زبان خاص خودشان را هم دارند و با مدل مشخصي حرف ميزنند. من اين مجموعه را به شکل کتاب دو جلدي درآوردم که در مدت يک سال خوب فروخته است. ژانر وحشت هم در اين بين هست يا ژانر پليسي معمايي، مادرانه و احساسي و...تکنيک کارم هم ميتواند انيميشن باشد هم عروسکي. بيشتر قصهها در خانه ميگذرد و دو کاراکتر در فضاي مينيمال کارهايي را انجام ميدهند. \*سيد محمدباقر اميرواقفي/ ديروز چه خبر: توليد طنز صوتي روي ويدئوهاي سلبريتيها در اينستاگرام يک روش است و هدف ما اين است که نسبت به رفتار سلبريتيها فرهنگ سازي کنيم. اگر خوب است اشاعه پيدا کند اگر نه تصحيح شود بدون اينکه به کسي بربخورد. کاراکترهاي ما صوتي است و دوستان پيشنهاد دادند آدم واقعي جلوي دوربين نياورديد که احتمال سلبريتي شدن اينجا هم وجود دارد. در آپارات فعاليت کردهايم اما در يوتوب هنوز زياد شناخته شده نيستيم. بازديدهايمان زياد است. \*سعيد ترخاني/ رباتها: درشهر رباتها زماني که همه انرژي خود را از باد ميگرفتند با کشف نفت همه چيز عوض شد. رباتهاي الکتريکي ديگر باارزش نيستند. استفاده بيش از حد از نفت محيط زيست را آلوده کرد. همه چيز زير سر ربات است. يک ربات پير هم هست که همه را راهنمايي ميکند و سه شخصيت هم داريم که آنها هم ربات هستند. ما سعي کرديم حداکثر استفاده را ار فضاهاي مختلف ببريم و به همه آنها فکرکردهايم. \*کوروش مشهدي/ سال صفر: چندسال پيش ايده اين وبسري در ذهن ما شکل گرفت. قصه در مورد چند جوان است. پايلوت هم ساختيم و طرح کامل آماده است. هر قسمت موضوعي خاص دارد. مثلا يک بار موجودي فضايي به زمين ميآيد يا قصه ضحاک را عنوان ميکنيم و... ما تريلري را که نمايش داديم، خيلي زود و کمهزينه ساختيم و ميتوانيم از نظر جلوههاي بصري خيلي قويتر هم کار کنيم. \*رضا احمدياري/ سبزيجات خنگول: «سبزيجات خنگول» ايده وبسري دارد، کاراکترهايش سبزيجات هستند و يک انيميشن اسلپاستيک است. روندي داستاني داريم و زمان هر قصه يک دقيقه است. مثلا در يک قصه، وقتي سبزيجات به ملاقات يکي از دوستهايشان ميروند، خرابکاريهايي ميکنند که سبب ميشود خودشان هم در بيمارستان بستري شوند. ما سن دبستان حدودا 9 تا 12 سال را مناسب اين کارميدانيم. فضا ساده و بيکلام است تا بتواند ارتباط وسيعتري داشته باشد. هزينه توليد اين اثر کم است و به تبليغات آنلاين و مسابقات آنلاين فکرکردهايم. فکر ميکنم ميتوان از روي اين انيميشن بازي هم ساخت. \*شروين فضلعليزاده/ ستون هما: بچهها از فضاي زندگي واقعي دور شدهاند و خلاق و فعال نيستند. نميتوان از بچهها تبلت و... را گرفت و بايد خلاقيت آنها را در اين راستا پرورش داد. در داستان ما دو پسربچه هستند و گربهاي وجود دارد. مادر بين عالم تخيل و واقعيت قرار دارد و خرده داستانهايي گذاشتهايم که کار کشش کافي داشته باشد. ما با چند پخشکننده بينالمللي صحبت کرديم و پيشنهادهايي براي جذابيت بيشتر به ما دادند و گفتند بهتر است ديالوگها کم باشد و ما هم روي اثر کار ميکنيم. اين داستان ميتواند دنباله دار باشد و به مرور به نتيجه دلخواه برسيم. \*فهميه عباسي/ سلو: در فضايي که داستان در آن روايت ميشود، کاراکترهايي را نشان ميدهد که افراد به وبها و فضاي مجازي معتادند و بچهاي را ميبينيم که از اين وضعيت خسته شده است و دوستش سلو به او کمک ميکند که دستوري در برنامهنويسي است. وبها و برنامهها همه داراي کاراکتر هستند. مثلا در يک قسمت وارد فضاي گوگل ميشود و ميبينيم که چطور با معايب و مزاياي فضاي مجازي آشنا ميشود.علاوه برقصه معرفي اپ و وبهاي دنيا راداريم. همچنين پدربزرگي در قصه هست که به کودک ياد ميدهد چطور وقتش را بدون فضاي مجازي پرکند. من فکر ميکنم بچهها خيلي درگير وب هستند و بايد بدانند پشت آن چه خبر است. \* مريم سليمي/ سنگ ملل: داستان از آن جايي شروع ميشود که دنيا در مرز نابودي است و پيرمردي ميآيد به يک خواهر و برادر دوقلو ميگويد دنيا در حال پايان است و به شما سنگي ميدهم و اگر تکههاي ديگر را پيدا کنيد، دنيا نجات پيدا ميکند. اين دو بچه با سرزمينهاي مختلف و آداب و رسوم گوناگون آشنا ميشوند و اين آشنايي و تقابل فرهنگها براي سطح بينالملل جالب است. کاراکترهاي اصلي خواهر و برادري دوقلو هستند که هردو خيلي خلاق هستند و کاراکترهايشان را طراحي کردهام. \*داوود ضامني/ شطرنج: من به دنبال توليد 40 فيلم کوتاه درمورد بچههايي بودم که مبتلا به سرظان خون هستند. تجربه آنها را از زندگي، مرگ و خدا ميخواستم به تصوير بشکم. سال 1393 فرزند اول من که 8 ساله بود مبتل به سرطان خون شد و من به جهت درمان دخترم با خانوادههاي زيادي که فرزندانشان مبتلا بودند، آشنا شدم. من با صدمات سرطان آشنا شدم. من سالهاي زيادي است که کار پژوهشي ميکنم اما احساس کردم متن نميتواند درونمايه تجربه سختيهاي زندگي چنين بچههايي را به تصوير بکشد. من فکر کردم اگر فيلمهاي کوتاهي 3تا4 دقيقهاي که مستند است و شخصيت اصلي آن بچههاي مبتلا هستند، بسازيم ميتوانيم حرفهاي زيادي بزنيم. مرگ، زندگي و خدا موضوعي است که همه انسانها درطول زندگي به آن فکر ميکنند. ما تشنه مسائل روحي و رواني هستيم و از 40فيلم کوتاهي که ساخته شده، مي توان کولاژِ تهيه و پخش کرد. \*بهناد نکويي/ سفررانا: داستان ما هر سيزن 13 قسمت ميشود. سفر رانا داستان بچههايي است که براي ساخت شيريني و کيک به مناطق مختلف ميروند و به معرفي غذاهاي آن مناطق ميپردازند. دو شخصيت رانا و رايا دو دوست هستند و سفرشان به شرايط بستگي دارد و در مناطق گوناگون جابه جا ميشوند. آنها در آخر آنها به سرآشپرمعروف ميرسند. \*سعيد ترخاني/ غاز کارآگاه: در دهکدهاي نزديک به جنگل حيواناتي باهم زندگي ميکنند. آلپو هميشه نقشهاي براي خرابکاري دارد. از وقتي غاز در معجون افتاده تواناييهايي پيدا کرده است و همين باعث اتفاقات خنده دارد ميشود و... ما با تکنيک ديگري نمونهاي را ساختهايم. در نمونه جديد کار بدون ديالوگ است و ظرفيتهاي بينالمللي دارد. نمونه قبلي توليد شده و ايده اين بود که بين پيام بازرگانيهاي تلويزيون پخش شود... \*فربد احمدجو/ قصههاي سلفي: محتواي اين مجموعه قصه کودکان مختلف در نقاط مختلف کشور است که به روش سلفي گرفته شده است. با توجه به اينکه بستر ارائه فضاي مجازي است، ميتوانيم از امکانات آن فضا استفاده کنيم. رده سني اين وبسري ب و ج و بزرگسال است و در آن، ما کودکاني را که در منطقه خودشان کارهايي انجام دادهاند و به موفقيت رسيدهاند، مطرح ميکنيم. \*اعظم مهدوي/ کله شکم و شکم کله: من نويسنده کودک و نوجوانم. ايده شکم کله وکله شکم اينطور است که شکم کله مدام ميخورد و کله شکم برعکس است و مدام فکر ميکند و فکرش غذا است. اين دو کاراکتر هميشه باهم بحث ميکنند و ماجراي اين دو شخصيت هميشه پيرامون غذا است. \* سيدنويد سيدعلي اکبر/ مامان طوطي و بچه طوطي: بچهاي است که هرچه ميشوند را مدام تکرار ميکند. بچه و مادر بحثهايي پيرامون مسائل ساده دارند که تکرار ميشود. ميتوان درمورد هر سوژهاي اين کار را انجام داد. \* اعظم مهدوي/ گوشت و پياز ودمبه: داستان در مورد سه کاراکتر گوشت و پياز و دمبه است که مدام در حال ماجراجويي و رقم زدن اتفاقاتي هستند. سنين 10تا 15سال ممکن است اين ايده را بپسندند. \*فرهاد عليزاده/ ماجراهاي شهر الفبا: داستان در مورد حرف الفبا است و داستان پسرکي است که وارد دنياي الفبا ميشود. اين داستان قابليت آموزش الفباي فارسي در داخل و خارج از کشور را دارد. 38 قسمت فيلمنامه کامل شده و متخصصان آموزش و پرورش آن را اصلاح کردهاند و دربارهشان نکات آموزشي گفتهاند. ما 20 قسمت استوري برد و 5 قسمت کامپوزيت آماده داريم. سه فضاي مختلف اجرايي داريم. نشانهها سه بعدي هستند، ساير عناصر هم به همين ترتيب طراحي و ساخته شدهاند. \*اعظم مهدوي/ ما يازده نفر: اين ايده درباره جايگاه دو که هميشه خالي است نوشته شده و هرکس به اين جايگاه ميرود، جاي خودش خالي ميشود و اين به هم ريختن نظم جامعه را نشان ميدهد. بيهودگي که عمل آنها دارد، ما را ميخنداند و بيشترديالوگمحور بودن سوژه برايم مهم است. \*عزيزالله اسماعيلي خوشمردان/ ننجون: طرحي که من ارائه کردم، کاراکترمحور است و ما قصههاي مادربزرگها را به ياد داريم. پيشينه سنتي ايراني مادربزرگها ميتواند تاثيرگزاري زيادي روي مخاطب داشته باشد. اين شخصيت براي هرکدام از ما تداعي کننده ننجون است که همه دوستش دارند و براي او احترام قائل هستند. ننجون ما ظاهري سنتي دارد و با چادر گل گلي و در خانه قديمي زندگي ميکند. او علاوه بر اينها از تکنولوژي روز بهره ميگيرد و... طراحي چهره، ژستها و... همراه با موسيقي مناسب، ننجون را به برندي منحصربه فرد تبديل ميکند. او براي انکه مخاطب را مجاب به دنبال کردن کند، بايد تضادهايي داشته باشد. مادربزرگ ميتواند پيرزني باشد که صحبتهايش مهربانانه باشد يا برعکس مادربزرگي که حرفهاي مدرني ميزند و ... \*مرجان پورغلامحسين/ هتل پنج ستاره شادماني: اين داستان در مورد پيرمرد صاحب هتل ورشکستهاي است که نوهاش را وارد هتل ميکند و نوه ميفهمد که اشياي داخل هتل جاندارند. آيتمها 4 دقيقهاي هستند و تکنيک کار تلفيق عروسک و انسان با هم است. \*محسن شيري/ ايربراش: شخصيت اين اثر ابزاري است که از بدنه خودش به وجود آمده است. من اين اتود را 16 سال پيش کار کردهام و باز هم پايش مي ايستم. اين شخصيت گاهي ميبازد و شکست ميخورد و گاهي پيروز ميشود. سطل رنگ استعاره از عقل است. ما صبر و تظاهر را در اين اثر مي بينيم که دو مبحث فراموش شده است. زبان اين طرح تصويرش است و صدا ندارد. وابسته به جريانات زودگذر نيست و مي توانيم تا صبح قصه بگوييم. شخصيت خيلي بکر است. \*محمد عرشيا/ ديجيتيم: توکوساتسو از دهه 50 شروع به توليد شده و بيشتر در ژاپن و چين توليد شدهاند. همه نوجوانان ميتوانند در اين سبک بگنجند و بازه گستردهاي دارد و حتي بازيها را در برميگيرد. بيشتر در اين سالها تحقيق کردهام و به نظرم مکان عرضه اين نوع کار، تمام فضاهاي مجازي است.