
مدير پيشين فيلمخانه ملي ايران با اشاره به رنجهايي که در طول ?? سال براي متقاعد کردن مديران مختلف در جهت حفظ فيلمهاي سينماي ايران برده است، ميگويد: حالا که آن دوران سپري شده، منتظريم ببينيم آقاي حيدريان که با سينما و...
مدير پيشين فيلمخانه ملي ايران با اشاره به رنجهايي که در طول ?? سال براي متقاعد کردن مديران مختلف در جهت حفظ فيلمهاي سينماي ايران برده است، ميگويد: حالا که آن دوران سپري شده، منتظريم ببينيم آقاي حيدريان که با سينما و وضعيت فيلمخانه آشنايي زيادي دارد، چه گلي بر سر ميراث تصويري کشور ميزند. به گزارش ايسنا، محمدحسن خوشنويس که از سال ???? و به مدت بيش از ?? سال مديريت فيلمخانه ملي ايران را برعهده داشت، با وزيران و معاونان سينمايي متعددي در طول سالهاي کاري خود همکاري کرد و جالب است که در سير تغيير و تحولات، او فقط نظارهگر جابهجاييها بود تا اينکه در سال ???? و در دوران رياست جواد شمقدري بر سازمان سينمايي جاي خود را به لادن طاهري داد. خوشنويس که اين روزها در يک مرکز پژوهشي مشغول فعاليتهاي تحقيقاتي است و البته همچنان با فيلمخانه ارتباط دارد و گاهي براي مشورت در جلسات هم حضور پيدا ميکند، در تمام سالهاي مديريت خود چندان اهل گفتوگو نبوده و تنها يک مصاحبه با ايسنا داشته که در آنها نسبت به وضعيت حفظ و نگهداري فيلمهاي قديمي و جديد به اهالي سينما هشدار داده و همچنين ماوقعي را از ساختمان فيلمخانه ملي ايران نقل کرده بود؛ ساختماني که خوشنويس در سال ???? گفته بود براساس اعلام مسئولان بخش طرحهاي عمراني احتمالا يک سال بعد در اختيار فيلمخانه قرار ميگيرد اما ?? سال گذشته و هنوز خبري نشده است. اين مدير فرهنگي به تازگي و به مناسبت روز ملي سينما در نوزدهمين جشن سينماي ايران مورد تقدير قرار گرفت و همين موضوع بهانهاي شد تا گفتوگويي با اين مدير فرهنگي داشته باشيم، گفتوگويي که اين بار شرايط هشدار جدي در آن وجود نداشت اما بيشتر، دغدغه از وضعيت ساختمان فيلمخانه و تجهيزاتاش و انتظارات از مديران فعلي سازمان سينمايي در آن پررنگ بود. خوشنويس در اين گفتوگو ابتدا درباره حضور طولاني مدت خود در فيلمخانه ملي ايران بيان کرد: واقعيت اين است که وقتي کسي وارد کار فرهنگي وارد ميشود براي تمام عمر وارد اين حوزه شده چون استمرار در اين کار يکي از الزامات است و من هم اگرچه الان به طور دائم در فيلمخانه نيستم، اما همچنان ارتباط دارم.
استمرار فعاليت، يکي از شانسهاي فيلمخانه او با اشاره به حضور لادن طاهري در جايگاه مديريت فيلمخانه ملي ايران که قبلا با او همکاري ميکرد، افزود: الان هم خدا را شکر که خانم طاهري در آنجا حضور دارد و او هم پس از سالها استمرار به اينجا رسيده است. يادم ميآيد وقتي ايشان اولين بار به فيلمخانه آمد خانم جواني بود که تازه فارغ التحصيل شده و هنوز ازدواج نکرده بود، اما الان فرزندشان سال پنجم رشته پزشکي است و اصلا يکي از شانسهاي ما در فيلمخانه همين است که اين مسير استمرار پيدا کرده است. وقتي آقاي شمقدري در سازمان بود هم همين استدلال را براي ايشان مطرح کردم که پذيرفتند و کار با خانم طاهري ادامه پيدا کرد.
وقتي فيلمخانهاي وجود نداشت وي با بيان اينکه «مديران بعدي به خصوص آقاي حيدريان که از قبل آشنايي داشتند، اجازه دادند اين روند ادامه پيدا کند» به زمان شروع کار خود در فيلمخانه اشاره و اظهار کرد: من خرداد سال ?? از طرف آقاي فخرالدين انوار دعوت شدم تا فيلمخانه ملي ايران را بسازيم. آن زمان اصلا چيزي در جايگاه فيلمخانه ملي ايران وجود نداشت و کارهايي هم که قبل از انقلاب انجام شده بود، بسيار مهجور بودند. وقتي کار را شروع کرديم يک فهرست با ??? تا ??? فيلم داشتيم که شامل فيلمهاي مختلفي از جمله ?? ميليمتري هم ميشد و همان ابتدا تلاش کرديم اولين کارمان اين باشد که آثار سينماي ملي ايران را پيدا کنيم که تعدادي از آنها در دسترس نبود چون مثلا در زمان نمايش پشت پروژکتورها سوخته يا به طريقي ديگر از بين رفته بودند. او گفت: بسياري از فيلمهاي آغازين سينمايي ايران از جنس نيترات سلولز بودند که وقتي از بين ميروند چيزي از آنها باقي نميماند، يعني اگر بخواهم واضح توضيح دهم ميتوانم توپهاي پينگپنگ را مثال بزنم که وقتي آن را کبريت بزنند بدون آنکه خاکستري از آن باقي بماند آتش ميگيرد و از بين ميرود. اين در شرايطي است که هيچ وسيلهاي هم براي خاموش کردن آن وجود ندارد و ما با اين حال تلاش کرديم اين فيلمهاي نيتراته را که در اختيار داشتيم به مواد ماندگارتري تبديل کنيم. ضمن اينکه اسناد و عکسهاي فيلمها را هم سالها آهسته جمعآوري و در هرجايي لازم بود خريداري کرديم. خوشنويس افزود: به همين دليل است که الان ايران در ميان کل کشورهاي دنيا به لحاظ آمار فيلمهاي ملي خود يکي از بالاترين رتبهها و غنيترين آرشيوها را در اختيار دارد به ويژه آنکه در کشورهايي که صاحب سينما هستند، حجم عظيمي از فيلمهايشان از نيترات بوده و از بين رفته ولي ما بيش از ?? درصد آثار سينماي ملي خود را توانستيم جمعآوري و نگهداري کنيم که اين باعث افتخار است. وي با تاکيد براينکه فيلمخانه ملي ايران حافظه تصويري کشور است و بايد هميشه مورد مراقبت جدي قرار داشته باشد، يادآور شد: ايران جزو کشورهايي است که از سالهاي دور عضو فدراسيون بينالمللي آرشيو فيلم (فياف) بوده، اما در مقطعي به دليل نبود شرايط مناسب از اين فدراسيون اخراج شد که با پيگيري دوباره و رسيدگي به فيلمها و بازسازي آنها دوباره عضويت ايران پذيرفته شد و الان هم فدراسيون مثل آژانس بينالمللي هستهاي مدام از کشورها براي رعايت استانداردها گزارش ميگيرد.
فيلمهاي قديمياي که پيدا شدند خوشنويس که در سالهاي حضورش در سينما دورههاي آموزشي مرتبط با نگهداري فيلم را در خارج از کشور گذرانده است، درباره اينکه در زمان شروع کار در فيلمخانه چه فيلمهايي در ليست موجود نبوده که به دنبالش بودند، گفت: «حاج آقا اکتور سينما» از جمله فيلمهايي بود که به دنبالش بوديم و همکاران قبلي ما آنها را بهدست آوردهاند يا در گوشهو کنار بهدست آورديم مانند «مادر» دکتر کوشان، «بيژن و منيژه»، «خانه خدا» و «آغامحمدخان قاجار» يا برخي را هم با اعتماد سينماگران يا مجموعهداران در اختيار گرفتيم چون آنها هم ميدانستند وضعيت نگهداري فيلمها در فيلمخانه بهتر است تا شرايط نگهداري در خانه، گرما و حتي گرد و خاک که جزو دشمنان فيلم هستند.
دو محل تهران که مشکلشان حل نميشود مدير پيشين فيلمخانه ملي ايران با ابراز اميدواري از اينکه هرچه زودتر شرايط انتقال فيلمخانه به ساختمان جديد در باغ فردوس فراهم شود، بيان کرد: انگار دو محل در تهران هستند که قرار نيست مشکلشان حل شود، يکي مصلي و ديگري فيلمخانه ملي ايران، چون همين فيلمخانه بيش از هفده، هجده سال است که از طرح هاي ملي محسوب ميشود، معاونان و وزرا ميآيند و ميروند و ما در هر دوره ابراز اميدواري کردهايم که در زمان يکي از آنها انتقال به ساختمان جديد انجام شود، اما هنوز اتفاقي نيفتاده است. او در پاسخ به اينکه در سال ?? گفته بود احتمالا سال بعد يعني سال ?? فيلمخانه به ساختمان جديد منتقل ميشود و حالا که پس از ?? سال هنوز اين کار انجام نشده برچه اساسي آن صحبت مطرح شده بود؟ گفت: من هرچه ميگفتم براساس نظر و گزارش دفتر طرحهاي عمراني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود، البته گاهي هم اظهارنظرهايي ميشود بلکه باعث تحرک برخي مسئولان شود تا پيگيري جديتري براي رفع موانع پيشرفت کار انجام دهند. با اين حال در دوره آقاي شمقدري بيش از ?? درصد ساختمان آماده شده بود ولي همچنان اين ساختمان گرفتار بودجه و مسائل ديگر است. به همين دليل فکر مي کنم شايد مجبور شويم دست تمنا به سوي شهرداري تهران و اقاي نجفي (شهردار) دراز کنيم که کمک کند تا اين ساختمان تمام شود.

فيلمها منتظر ما نميشوند وي خاطرنشان کرد: فيلمخانه ملي ايران به عنوان يک ميراث به تمام مردم ايران تعلق دارد و فيلمسازان حاصل عمر خود را به اينجا تحويل ميدهند. در اين راستا اهالي رسانه هم بايد کمک کنند تا زودتر تکليف اين ساختمان مشخص شود چون اگرچه مديريت کشور مشکلات مالي سنگين دارد، ولي فيلمها اجازه نميدهند يا صبر نميکنند که مشکلات رفع شود و بعد به آنها رسيدگي کنيم. يک حلقه فيلم از آن لحظهاي که از کارخانه خارج ميشود مرگش شروع ميشود و کاري که ما ميتوانيم بکنيم اين است که روند اين مرگ را کُند کنيم و به تاخير بيندازيم. خوشنويس اضافه کرد: اين مسئله در دستور اصلي فيلمخانه ملي ايران است که حتي يک فريم از هيچ فيلمي نبايد از بين برود و در تمام اين سالها اجازه نداديم حتي يک فريم از بين برود، اين کار فقط توسط من و در دوره حضورم در فيلمخانه انجام نشده بلکه همچنان ادامه دارد و تمام کساني که در آنجا مشغول کار هستند چنين تاکيدي دارند، بنابراين به طور صريح به تمام فيلمسازان ميگويم که اگر آثارشان را به فيلمخانه دادهاند، در اين سي و چند سال ذرهاي کاهش به لحاظ فيزيکي به فيلمشان وارد نشده هرچند آسيبهاي شيميايي در اختيار ما نيست.
از ساختمان جديد فيلمخانه تا نياز به تجهيزات وي درباره اينکه گاهي انتقاداتي نسبت به مکان جديد فيلمخانه مطرح ميشود و آيا خودش شخصا ساختمان باغ فردوس را محلي مناسب براي آرشيو فيلم ميداند؟ توضيح داد: اتفاقا تنها نکته مثبت ساختمان جديد همين موقعيتاش بود، هرچند براي اين مکان حق انتخاب نداشتيم و طراحي معماري اوليه هم توسط آقاي صفامنش که خودش دغدغه ميراث فرهنگي نيز دارد، انجام شد چرا که تاکيد داشتيم به عمارت تاريخي باغ فردوس آسيبي نرسد. اصلا اينکه ساختمان در زير زمين احداث شد به دليل وجود مدرسه آل احمد بود که گفتند نميتوانيد ساختمان بلندتري بسازيد چون حريم آن را از بين ميبرد و جالب است که ما پس از بررسيها و نظرات مشاورين ساختمان را به شکلي ديگري ساختيم اما آخر سر مدرسه را خراب کردند و به جاي آن بنايي نو ساختند و با اين کارشان فقط در احداث فيلمخانه تعويق و تاخير ايجاد کردند. با اين حال باز هم تاکيد ميکنم آرشيوهاي ملي بهتر است در چنين موقعيتهايي قرار گيرند که با اتفاقات مختلفي مثل بمباران، زلزله و سيل آسيب نبينند و اصطلاحا ميگويند کشورها هر ??? سال يک بار آرشيو ميسازند. او با اشاره به اينکه شايد تا سه چهار ماه آينده ساختمان جديد تحويل داده شود، گفت: البته اين را نبايد فراموش کرد که نکته مهم بعدي پس از ساختمان، تجهيزات فيلمخانه است و از اين جهت امکانات زيادي لازم است، چون زماني ما اين بحث را پيگيري ميکرديم که هنوز به عصر ديجيتال وارد نشده بوديم ولي در همان حدي هم که تاکيد داشتيم اتفاقي نيفتاد. ضمن اينکه هر مادهاي شرايط خاص خود را براي نگهداري دارد و الان که فيلمها ديجيتالي شدهاند کلا همه چيز تغيير کرده است و احتياج به تجهيزات جديد و به روزي داريم. خوشنويس ادامه داد: با ديجيتالي شدن تصاوير فرايند بازآفريني آثار که پروسهاي بسيار طولاني و دقيق دارد، سريعتر انجام ميشود که البته همين هم بسيار پرهزينه است. با اين حال در تمام اين سالها تلاش ما اين بوده تا اين مسئله (مرمت و بازآفريني آثار ديجيتال) در بخش خصوصي ترويج شود که در حال حاضر سه چهار شرکت اين کار را انجام ميدهند و در اين بخش به امکانات خارج از کشور نياز نداريم. او با اشاره به تعطيلي لابراتوارها گفت: پس از ديجيتالي شدن سينما اين لابراتوارها فعاليت چنداني نداشتند و فيلمخانه ملي ايران تلاش کرد آنچه آنها در اختيار داشتند را به محل فيلمخانه منتقل کند و همين باعث شده در سالهاي اخير فضا براي نگهداري آثار نسبت به گذشته کمتر و ضرورت انتقال سريعتر به ساختمان جديد بيشتر حس شود.
پيدا شدن فيلمهاي قديمي اين مدير باسابقه فرهنگي در بخشي از اين گفتوگو درباره فيلمهايي که پيدا شدند آن برايش خاطرهانگيز بوده يا تلاشها براي يافتنش نتيجهاي نداده است، گفت: زماني يکسري فيلم مستند را پيدا کرديم که در قوطيهايي با نامهاي اشتباه قرار داشتند و بررسي هر کدام از آنها ما را با فيلمهايي روبرو ميکرد که انتظار نداشتيم. مثل ماجراي سفارت امريکا شده بود که کاغذها را خرد کرده بودند و از چسباندن آنها اطلاعاتي کشف ميشد، ما نيز در مواردي با چنين شرايطي مشابه روبرو بوديم. وي افزود: در اين بين برخي دستگاههاي ديگر هم مثل کانون پرورش فکري يا تلويزيون فيلمهايي را داشتند اما کم لطفي ميکردند تا نسخهاي را به فيلمخانه بدهند. اين در حالي است که ما در تمام اين سالها گفتهايم چراغ فيلمخانه ملي ايران براي علاقمندان و فيلمسازان سبز است و فقط اگر بحث تجاري مطرح باشد که چراغ قرمز است و شرايط ويژه خود را دارد. حتي گاهي کساني ميآيند و ميگويند يک کپي از فلان فيلم را به ما بدهيد و به نظر ميرسد اين رويه را از تلويزيون ياد گرفتهاند در حالي که ما فقط ممکن است با اجازه مکتوب صاحب فيلم، يک اثر را به طور کامل در اختيار پژوهشگر قرار دهيم و فيلمخانه نه تنها از اثر هنري بلکه از صاحب هنر هم دفاع ميکند.
آدمهاي فيلمخانه خاص هستند محمد حسن خوشنويس در بخش پاياني گفتوگويش با ايسنا در پاسخ به اينکه با توجه به پايههايي که در فيلمخانه ملي ايران نهادينه شده، آينده آن را چطور ميبيند؟ گفت: آدمهايي که در فيلمخانه کار ميکنند، آدمهايي خاص هستند و اصلا کساني که در اين جا کار ميکنند بايد عاشق کارشان باشند چون اگر اين عشق و احترام به آنچه در فيلمخانه با آن سر و کار داريم وجود نداشته باشد نميشود کارها را پيش برد. خيلي از کساني که الان در فيلمخانه مشغول هستند آموزش ديده و دورههاي خاصي از زندگي خود را در فيلمخانه گذراندهاند. اينها با فيلمها زندگي کرده و تلاش کردهاند اطلاعات درستي از فيلمها آرشيو شود. زحمت همين دوستان بوده که گاهي برخي فيلمسازان باور نميکنند آثارشان در فيلمخانه نگهداري شده باشد يا اصلا هنوز باقي باشد چون فکر ميکردند آثارشان از بين رفته است. وي گفت: بزرگترين گرفتاري ما در سالهاي قبل يک گرفتاري فرهنگي بود که بدانيم ميراث تصويري ما چرا بايد حفظ شود! عدهاي در اوايل انقلاب فکر ميکردند که مثلا تخت جمشيد بايد خراب شود، اما الان همه نسبت به آن حساس هستند و به ويژه نسل جوان حساسيتهاي خود را نسبت به ميراث فرهنگياش دارد. اين فيلمهاي قديمي هم چنين شرايطي دارند و حتي براي تحقيقات مردمنگاري هم بسيار مناسب هستند چون شايد در هيچ جاي ديگري نتوان آنچه براي اين تحقيقات لازم است مثل پوشش مردم، خيابانبنديها و حتي آب و هوا را به دست آورد.
ناگفتههايي از ?? سال رنج و زحمت در فيلمخانه خوشنويس خاطرنشان کرد: بنابراين مواد تصويري حافظه بصري اين سرزمين و به نوعي هويت ما محسوب مي شوند، اما متاسفانه با وجود ارزش بالاي اين آثار براي ما بسيار سخت بوده که برخي مسئولان را در طول اين سالها متقاعد کنيم که اين آثار بايد حفظ شوند چرا که براي همه سوال بوده چرا بايد اين همه هزينه کنيم تا فيلمها نگهداري يا بازسازي شوند. به همين دليل در اين سالها خيلي زحمت کشيديم، عذاب کشيديم، رنج ديديم، حرف زديم و آدمهايي را واسطه کرديم تا به آنها بقبولانيم که اين هزينهها لازم است. وي افزود: الحمدالله آن دوران الان سپري شده و با رسيدگيهايي که شده وضعيت بهتر است و با وجود رنجهايي که در اين سي سال بردم توانستيم اين اسناد تصويري را زنده کنيم و با افتخار ميگويم که يکي از بزرگترين مجموعههاي ملي را در دنيا در اختيار داريم و در منطقه با فاصله زيادي از کشورها جلوتر هستيم و اين اتفاق از اين جهت هم حائز اهميت است که خيلي گفته ميشد ايرانيها بعد از انقلاب فيلمهايشان را از بين بردند، ولي ما هيچ چيزي را از دست نداديم و حتي قطعاتي را از بين آثار سوزانده شده يا از بين رفته توانستيم به دست آوريم و يکي دو کپي از آنها را نگهداري کنيم.
انتظار از محمدمهدي حيدريان او در آخر گفت: برخي از مديراني که بعد از آقاي انوار به معاونت سينمايي آمدند، به فيلمخانه بسيار بيتوجه بودند و بعضي ديگر بيشتر متوجه اهميت آن بودند. يعني معاونان و وزراي مختلفي که آمدند و رفتند گاهي کم و گاهي زياد به اين مجموعه نظر داشتند در حالي که جالب است بگويم در سينما اگر چه انتقاداتي نسبت به دوره آقاي شمقدري هست اما اتفاقاً دوره مديريت ايشان از دورههايي بود که به فيلمخانه ملي توجه شد، چون خودش فيلمساز بود. وقتي براي اولين بار به فيلمخانه آمد سراغ فيلمهاي خود را گرفت و اين کار برايش اهميت داشت، اما منتظريم ببينيم حالا که آقاي حيدريان به سازمان سينمايي آمده و از قديم آشنايي خوبي با اين حوزه دارد، چه گلي به سر ميراث تصويري کشور ميزند! گفتوگو از پرستو فرهادي