با استعانت از خداوند متعال فاز دوم حمایت از اقتباس ادبی در بنیاد سینمایی فارابی آغاز گردید.
آخرین خبرکسرا علیزاده از اردبیل (استان اردبیل) برنده مدال طلای المپیاد چهارم با اشاره به ریشه علاقهمندیاش به سینما گفت: من از کودکی بهخاطر اینکه پدر و مادر و خاله و داییهایم در سینما و فیلمسازی فعالیت داشتند، با دوربین و سینما آشنا شدم و از همان موقع بازیگری را شروع کردم. او افزود: در سومین المپیاد فیلمسازی نوجوانان، ایده من با نام ماهی قرمز پذیرفته شده بود. امسال در روزهای قرنطینه برای سرگرمی خودم با گوشی تصویرهایی از خودم ضبط کردم و خودم هم تدوین کردم. سه فیلم ساخته بودم که به خالهام نشان دادم و دو تا از آنها را انتخاب کرد تا به المپیاد بفرستد. او من را به گروه پرورش ایده که در انجمن سینمای جوانان اردبیل برای نوجوانان تشکیل داده بود، وارد کرد و چند تا هم ایده نوشتم که دو تا از آنها را انتخاب کرد و به همراه دو فیلمم به المپیاد فرستاد که از من، فیلم «من و تنهاییام» و ایده «تولد رستا» انتخاب شدند. علیزاده گفت: این دوره المپیاد بهخاطر شیوع کرونا، آنلاین برگزار شد و ما را گروهبندی کردند که من با گروه نقاب افتادم. منتور گروه آقای غلامرضا رمضانی و مربی ما آقای مهدی رضایی بود که خیلی چیزها از هر دو یاد گرفتم. همچنین از تجربیات همگروهیهایم که همگی از من بزرگتر بودند، خیلی استفاده کردم. او با اشاره به موفقیت این گروه در المپیاد چهارم ادامه داد: ایده یکی از همگروهیها را انتخاب کردیم، پرورش دادیم و گروه ما مدال طلای المپیاد را کسب کرد که خیلی خوشحال شدم. من در این المپیاد، یاد گرفتم که چطور از اطراف خودم سوژه پیدا کنم و چگونه آن را پرورش دهم تا تبدیل به یک فیلم خوب شود. علیزاده گفت: بهترین خاطره من از این المپیاد، لحظه اعلام مدال طلا برای گروه نقاب بود که مادرم خوشحالی من را ضبط کرد. آقای رمضانی در صفحه شخصی خودشان این خبر را منتشر کردند و اخبار سراسری جوانهها هم آن را پخش کرد. او گفت: من دوست دارم در آینده فیلمسازی را ادامه بدهم. حتی اگر بهعنوان شغل هم نباشد، در کنار شغل اصلیام حتما فیلمسازی خواهم کرد چون معتقدم با زبان فیلم میتوانیم خیلی راحت حرفهای خود را بزنیم و پیامهای مهم را به گوش دیگران برسانیم.
به گزارش ستاد اطلاعرسانی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، عارفه فلاح، از شهر میبد (استان یزد) و برنده مدال برنز این دوره، گفت: در این المپیاد، ابتدا بهخاطر علاقه خودم و همچنین به خاطر تشویقهای معلم کانونمان شرکت کردم که خودش در المپیادهای مختلفی مدال آورده بود و خیلی خیلی زیاد من را تشویق کرد. او با اشاره به کسب مدال برنز المپیاد چهارم در گروه حافظ گفت: واقعا خیلی خوشحال هستم چون تجربههای مهمی در این کلاسها و این رفتوآمدها کسب کردم. من خیلی خجالتی بودم اما رفتار آقای حسنپور و رفتار آقای تبریزی بینظیر و برادرانه بود؛ آنها خشک و رسمی نبودند، دستور نمیدادند و آرام بودند. این خیلی خوب بود و همین مساله، اعتماد به نفس من را بالا برد... من در جشنوارههای قبل شرکت نمیکردم، اعتماد به نفس نداشتم و کسی به من کمک نمیکرد. اما تجربه امسال انگیزهای شد که من در سال بعد هم در المپیاد شرکت کنم. فلاح گفت: تجربه دیگرم این بود که هم آقای تبریزی و هم آقای حسنپور به من گفتند که یک فیلمنامه یا یک ایده و هر چیزی را که به ذهنم میرسد، از اول تا آخرش را بنویسم؛ بعد شروع به یافتن اشکالات کار کردند تا با حل مشکلات، آن را تصحیح کنم. نه اینکه از اول خط به خط مدام متن را خط بزنیم و آن را درست کنیم. این واقعا به من خیلی کمک کرد چون ایدههای زیادی به ذهنم میآمد و آنها را همانطور دستنخورده رها میکردم یا مشکلاتش را برطرف نمیکردم و اصلا به درد نمیخورد.

به گزارش ستاد اطلاعرسانی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، «حنانه مرادیان» 17 ساله از اصفهان (استان اصفهان) در پی شرکت در سومین دوره المپیاد فیلمسازی نوجوانان، امسال هم با فیلم کوتاه «خورشید را دیدهای» در المپیاد چهارم شرکت کرد. او درباره حضور تازهاش گفت: امسال با گروه «مارول» رتبه سوم را برای یکی از ایدههایمان به دست آوردیم. تجربه خیلی خوبی برای بچههای نوجوان بود و همه ما توانستیم در کنار هنرمندان خوب کشورمان تجربه کسب کنیم.

به گزارش ستاد اطلاعرسانی جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، «محمدصدرا جمالی» 12 ساله از کرج (استان البرز) و برنده مدال نقره چهارمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان ایران در بخش ایده و از گروه «همسینمایی» گفت: من از 9 سالگی شروع به نوشتن کردم؛ اما بهدلیل کم بودن سن نمیتوانستم در المپیاد شرکت کنم. امسال فراخوان چهارمین المپیاد را در تلویزیون دیدم و تصمیم گرفتم در این رویداد شرکت کنم.

به گزارش ستاد اطلاعرسانی جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، زهرا محمودی، 12 ساله از چالوس (استان مازندران) برنده مدال برنز در المپیاد فیلمسازی نوجوانان، با اشاره به علاقهاش به فعالیتهای فرهنگی گفت: من از کودکی برای پر کردن اوقات فراغتم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دلگشا عضو شدم و از آنجا بود که انیمیشنسازی را یاد گرفتم و تداوم فعالیتهایم منجر به انیمیشن "قرمز، زرد، سبز" شد که امسال ساخته بودم و به بخش مسابقه المپیاد چهارم راه پیدا کرد و انتخاب شد. او با اشاره به کلاسهای مجازی چهارمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان کشور، گفت: از کلاسهای آنلاینی که برگزار شد، خیلی چیزها یاد گرفتم و تجربههای زیادی به دست آوردم. منتور و مربی خوبی که در گروه ما بود خیلی برای پیروزی ما، یاد گرفتن ایده، ایدهنویسی و فیلمسازی ما زحمت کشیدند و فکرها، ایدهها و اخلاقشان خیلی خوب بود. خوشحال شدم که با آنها آشنا شدم. محمودی گفت: به جز درسهای ایدهنویسی و فیلمسازی، با نرمافزارهای جدیدی که از آنها استفاده میشد، آشنا شدم. این یک افتخار است که من توانستم با نویسنده و کارگردانهای سینما صحبت کنم و از آنها درسهایی بیاموزم. اینکه در آینده هم این کار را ادامه بدهم یا نه، به آن فکر نکردهام، ولی حتما با کمک مربیها و بزرگان عزیز این انگیزه را پیداکردهام که این کار را ادامه بدهم. با گروهم (گروه حافظ)، مربیام آقای تبریزی و منتور گروه آقای حسنپور و همفکری همه ما در کنار هم، نتیجهاش این شد که مدال برنز را به دست آوردیم. او در پایان گفت: از همه از کسانی که من را حمایت کردند و با سینما آشنا کردند، از مربیهای کانون که خیلی برایم زحمت کشیدند. از کارگردانان و نویسندگان بزرگی به سوالهای ما جواب دادند و از خانوادهام تشکر میکنم. خیلی سخت بود وقتهایی که پشت گوشی (موبایل) مینشستم و تا عصر کلاس داشتم و بعضی وقتها اینترنت قطع میشد و خسته میشدم؛ ولی باز هم خانوادهام بودند که به من انرژی میدادند و از آنها روحیه میگرفتم و در کلاسها شرکت میکردم. امیدوارم که اینها همیشه در خاطراتم بماند.

«طرح حمایت بنیاد سینمایی فارابی از تولید فیلم اقتباسی» برای دومین بار در سال ۹۹ فراخوان داد .

عضو شورای شهر تهران در تذکری خطاب به معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران تاکید کرد که از ظرفیت جشنواره فیلم کودک که در شرایط کرونا با شیوه خاصی برگزار شد برای رشد تربیتی دانش آموزان در منازل استفاده کند.

حبیب ایلبیگی گفت: طرح حمایت بنیاد سینمایی فارابی از تولید فیلم اقتباسی پایان یافته نیست و به زودی شرایط دوره بعدی (فراخوان دوم) اعلام خواهد شد و تهیهکنندگان محترم سینما، میتوانند بر اساس این فراخوان، آثار مدنظرشان را ارائه دهند .

در دوران دفاع مقدس مردم از همه شهرهای این مرز و بوم درگیر جنگ بودند و در خلق حماسههای مختلف تاریخ این کشور سهم داشتند. فیلم «مهران» درباره شهری است که در مرکز کشور قرار دارد و شاید در نگاه اول به طور مستقیم درگیر دفاعمقدس نباشد، اما جنگ، تأثیرات آن و مشارکتهای اجتماعی را نمیتوان دربارهاش نادیده گرفت. داستان فیلم «مهران» در تابستان سال ۶۵ میگذرد. شهر مهران اشغال شده و یک خانواده کُرد جنگزده وارد شهر یزد میشوند و پسربچه ۱۲ساله یزدی با نام مهران، میزبان این خانواده است .
