بنياد سينمايي فارابي گزارش عملکرد «شوراي تخصصي سينماي اجتماعي» را که با هدف ايجاد گفتمان در فضاي سينماي اجتماعي و ايجاد رويکرد مسئولانه به کاهش آسيبهاي اجتماعي تشکيل شده است، اعلام کرد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، از آنجا که بيشترين حجم توليدات سينماي ايران به فيلمها و مضامين مرتبط با سينماي اجتماعي اختصاص دارد، شوراي تخصصي بنياد سينمايي فارابي ضمن بررسي و تعيين موضوعات اساسي و اولويتهاي راهبردي در سينماي اجتماعي با رويکرد پرداختن به مسائل و آسيبهاي اجتماعي و با هدف ايجاد گفتمان براي رسيدن به يک فهم مشترک و مؤثر در زمينه پيشگيري و کاهش آسيبهاي اجتماعي در کشور آغاز به کار کرد. بر اين اساس و پس از برگزاري جلسات متعدد کارشناسي و تخصصي در شوراي اجتماعي بنياد سينمايي فارابي در سال 96 و بر پايه دادههاي سازمان بهزيستي، وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعي، نظريات جامعهشناختي و با تکيه بر گزارش «اطلس مسائل اجتماعي در ايران» مسائل و آسيبهاي مهم اجتماعي در کشور مورد بررسي و تحليل کارشناسانه قرار گرفت تا از بازنمايي آسيبها بتوان توجه عموم را به سمت راهکارهاي کاهش خسارتها سوق داد، تا از طريق تعامل و گفتوگو ميان هنرمندان فعال و دغدغهمند در اين عرصه با مديران سازمانهاي مرتبط با آسيبها و مسائل اجتماعي در حوزه توليد اين گروه از فيلمها و نيز در مسير توسعه و پيشرفت اين سينما، گامهاي مؤثر، هدفمند و نتيجهبخشي برداشته شود. از آنجا که تحقق جامعه توسعه يافته در ساية شناخت تهديدات، چالشها، آسيبها و مسائل اجتماعي هر جامعه امکانپذير است؛ پس ابتدا بايد از مسائل و آسيبهايي که بنيان خانواده و اجتماع را مورد تهديد جدي قرار ميدهند، شناخت کافي حاصل شود تا با راهکارهاي مرتبط با هر آسيب (از طريق پيشگيري و يا مقابله) بتوان احتمال خسارتهاي جبرانناپذير را کاهش داد. يکي از عوامل تأثيرگذار در اين زمينه، اقدامات فرهنگي، و يکي از مهمترين فرصتها در عرصة فرهنگي سينماست. در جلسات مختلف اين شورا در نيمه دوم سال گذشته، سه بخش «آسيبهاي اجتماعي»، «راهکارهاي کاهش آسيبها»، «بازتاب امر اجتماعي در سينما» مورد بحث و بررسي قرار گرفت، همچنين به اقدامات بنياد سينمايي فارابي در حوزه سينماي اجتماعي پرداخته شد. در بخش «آسيبهاي اجتماعي» به موضوعاتي از جمله طلاق، اعتياد، نزاع، سرقت، ساير جرايم خشن، همسر آزاري، کودک آزاري، بازماندگي از تحصيل، خودکشي پرداخته شد که از آسيبهاي مهم اجتماعي کشور محسوب ميشوند. اين آسيبها به عنوان اولويتهاي موضوعي شوراي اجتماعي بنياد سينمايي فارابي براي توليد و رسيدن به چند اثر ارزشمند در سال 97 در دستور کار قرار گرفت. در بخش «راهکارهاي کاهش آسيبها»، مهارتهاي «مهرورزي و عشقورزي»، «شکيبايي»، «صدق در تعاملات اجتماعي و فردي» و «حقوق اجتماعي» مورد بحث و بررسي قرار گرفت. بر پايه مطالعات و بررسيهاي کارشناسي در حوزه آسيبهاي اجتماعي چنانچه در بازنمايي مصلحانه آسيبها علاوه بر کاهش خسارات جبرانناپذير به اجتماع و خانوادهها، با ديدي مصلحانه و از روي دردمندي، مهارت اجتماعي مرتبط با هر آسيب اجتماعي نيز بازگو شود، به يک سطح تراز دست خواهيم يافت. البته عليرغم اينکه يک فيلم اجتماعي رويکرد آموزشِ مهارتهاي اجتماعي را ندارد ولي اين قابليت را دارد که به يک راه حل درست و قابل قبول براي مسئله فيلم تبديل شود. در خصوص «بازتاب امر اجتماعي در سينما»، پس از شناسايي و تحليل مهمترين مسائل در زمينة حقوق اجتماعي و نيز آموزش مهارتهاي اجتماعي ذيربط، به فهرست مهمترين اولويتهاي سينماي اجتماعي دست خواهيم يافت و تنها با چنين رويکردي، اصلاحِ «امر اجتماعي» که يکي از مهمترين اولويتهاي راهبردي حوزه سينماي اجتماعي است محقق خواهد شد. شايان ذکر است يکي از شروط اساسي ارتقاء کمي و کيفي سينماي اجتماعي تعامل و گفتوگوي سينماگران با صاحبنظران، جامعهشناسان و کارشناسان ديني در حوزه اجتماعي است که به عنوان يک راهبرد مؤثر و ضروري براي سال 97 در دستور کار اين شورا قرار دارد. همچنين براساس اين گزارش، بنياد سينمايي فارابي در دو بخش حمايت از توليد و حمايت از تحقيق و نگارش فيلمنامه برنامههايي را در دستور کار قرار داده است. گفتني است؛ از جمله راهبردهاي اصلي بنياد سينمايي فارابي در حوزه فيلمنامهنويسي دستيابي به فيلمنامههاي جذاب، مؤثر و استاندارد است. بنياد سينمايي فارابي براي حمايت از تحقيق و نگارش فيلمنامه در حوزه فيلمنامهنويسي نيز علاوه بر بسترسازي، تعامل و گفتوگو ميان فيلمسازان، مديران ذيربط، جامعهشناسان و... گامهاي عملي براي ارائه خدمات مشاورهاي و تخصصي نگارشي در مورد چند پروژه را از سال گذشته آغاز کرده و در سال جاري نيز ادامه خواهد داشت. «شوراي تخصصي سينماي اجتماعي» بنياد سينمايي فارابي از شهريور سال 96 با حضور تني چند از صاحبنظران و کارشناسان حوزههاي رسانه، روانشناسي و جامعهشناسي، سينماگران شاخص و فعال در سينماي اجتماعي و نيز کارشناسان ذيربط آغاز به کار کرده است.
آخرین خبرکارشناسان و اساتيد دانشگاه و سينماگران در نشست انتخابات و سينما با اشاره به تأثيرپذيري سينما از سياست يادآوري کردند که در سالهاي اخير عرصه انتخابات کشورمان به فضاي سينمايي و نمايشي نزديک شده است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، نشست انتخابات و سينما صبح دوشنبه با حضور اساتيد و کارشناسان دکتر ناصر هاديان از اساتيد دانشگاه تهران، محمد مهدي عسگرپور کارگردان و نويسنده سينما، دکتر محمدهادي کريمي کارگردان و نويسنده سينما و دکتر يوسف مولايي استاد حقوق بينالملل، الهه کولايي نماينده اسبق مجلس شوراي اسلامي و دکتر مجيد حسيني در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد.

کارشناسان و اساتيد دانشگاه و سينماگران در نشست انتخابات و سينما با اشاره به تأثيرپذيري سينما از سياست يادآوري کردند که در سالهاي اخير عرصه انتخابات کشورمان به فضاي سينمايي و نمايشي نزديک شده است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، نشست انتخابات و سينما صبح دوشنبه با حضور اساتيد و کارشناسان دکتر ناصر هاديان از اساتيد دانشگاه تهران، محمد مهدي عسگرپور کارگردان و نويسنده سينما، دکتر محمدهادي کريمي کارگردان و نويسنده سينما و دکتر يوسف مولايي استاد حقوق بينالملل، الهه کولايي نماينده اسبق مجلس شوراي اسلامي و دکتر مجيد حسيني در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد.
رئيس سازمان سينمايي درباره مأموريت بنياد سينمايي فارابي گفت: بنياد سينمايي فارابي بايد به سمت تأمين نياز فکري و فرهنگي ما برود. يعني خدماتي ارائه کند که ما در حوزه فيلمنامه به بالاترين جاي ممکن برسيم. در فاصله انجام اين گفتوگو و چاپ آن وقايع زيادي در عرصه سياستگذاري سينما اتفاق افتاد؛ از جمله تغييرات در بخش بينالملل فارابي، شکلگيري شوراي عالي بينالملل سينما و نحوه وامدهي به فيلمها که هر يک از اينها ميتواند مبناي يک گفتوگوي مستقل باشند. با وجود ضيق وقت مهندس حيدريان، گفتوگوي پيشرو را به مسائل مبتلابه سينما اختصاص داديم و بحثهاي بعدي را به آينده نزديک موکول کرديم. اگر بخواهيم از رويدادهاي مهم سينمايي نام ببريم، بدونشک ميتوان از برپايي دو جشنواره ملي و جهاني فيلم فجر نام برد. به نظرم درباره جشنواره جهاني بايد در فرصتي ديگر به آن بپردازيم. چون اخيرا کانون کارگردانان و جامعه صنفي تهيهکنندگان و همينطور انجمن منتقدان سينما خانه سينما خواستار ادغام بخش جهاني و ملي شدهاند. اما بحث مهم ديگرم درباره شکل برگزاري جشنواره ملي فيلم فجر است. حالا که سه ماه از برپايي آن گذشته، بهتر ميتوان درباره آن اظهارنظر کرد. همانطور که ميدانيد اين جشنواره با پشتوانه 36 سال تجربه بايد به مرحله پختگي رسيده باشد. اما به نظر ميرسد که جشنواره همچنان در مرحله آزمون و خطا به سر ميبرد! به طوري که هنوز نتوانسته مطالبات طيفهاي مختلف با گرايشهاي متفاوت اهالي سينما را برآورده کند. شايد اين مسئله به ساختار اصلي اين جشنواره برميگردد؛ الان کار به جايي رسيده که برخيها براي جشنواره خط و نشان ميکشند و حتي خبر از انشعاب اين جشنواره ميدهند. تحليل شما از اين وضعيت چيست؟ جشنواره ميتواند تنها يک رويداد براي مقطعي از سال باشد، همچون رويدادهاي مناسبتي ديگر؛ اما برخي از رويدادها تخصصياند و فرايندي دارند که در قله آن جشنواره و مراسمي برپا ميشود. جشنواره فيلم فجر هم از اين جنس است که به توليدات يک سال سينماي ايران ميپردازد. از سالهاي اول دهه 60 که جشنواره فيلم فجر راه افتاد، نگاه اصلي اين بود که نقش اساسي در توليد فيلمها ايفا کند... . خب همين جا سخن شما را قطع ميکنم. در اوايل دهه 60 اين رويکرد کاملا طبيعي بود. چون سينماي پس از انقلاب نياز به موتور محرکي داشت تا توليداتي با محتواي انقلابي داشته باشد. اما اين رويکرد در زمان فعلي کاملا کارکرد خود را از دست داده است؟ به اين گفته شما هم خواهم رسيد. به مرور وجه ملي جشنواره فيلم فجر در بيشتر سالها غالب شد و در برخي سالها هم وجه بينالمللي آن که درنهايت اين دو کاملا از هم مجزا شدند. نتيجه اينکه جشنواره ملي يک کارکرد مشخص پيدا کرد و جشنواره بينالمللي هم نياز به آداب و رسومي ديگر که بايد متناسب با جشنوارههاي بينالمللي باشد، پيدا کرد. براي رفع معضلي که شما به آن اشاره کرديد، امسال يک برنامه جامع براي جشنواره ملي فجر نوشتيم و مشخص کرديم که اساسا در دنيا در حوزه سمعي - بصري در چه جايگاهي هستيم و بايد به کجا برويم. در اين مسير به فضاي سايبري هم رسيديم. خب فضاي سايبري مختصاتي را اعمال ميکند که در دنيا مهم است و ما هم نسبت به آن وظيفه ملي داريم. هرچند برخي از مديران و کارشناسان تنها نگاه سرگرمي به حوزه تصوير و سينما دارند و نه نگاه ژرفنگر. در برنامه اهداف جشنواره؛ اين جشنواره به عنوان يکي از حلقههاي زنجيره سيستم سينما ديده شده است. بنابراين جشنواره، محلي است که بايد سينماي ايران را به استانداردها نزديکتر کند. تا جايي که تأکيد ميکنيم، سينما حرفهاي است و محل کارآموزي نيست. سينما براي اينکه بتواند درصد بيشتري از مردم را راضي نگه دارد، در جشنواره بايد گوناگوني و تنوع محصولات را رعايت کند. بنابراين جشنواره بايد کاملا حرفهاي و تخصصي باشد. امسال شروع اين تغييرات به نفع اين اهداف بود. پس هرچيزي که جشنواره را به سمت غيرحرفهايبودن پيش ميبرد، متوقف و قطعا اصلاح ميشود. پس سطح توقعات و استانداردها را بالا برديم. به همين دليل در جشنواره امسال تأکيد کرديم که حداکثر 22 فيلم انتخاب شود. هرچند هيئت انتخاب دستبازتر عمل کردند وگرنه ميتوانست 22 فيلم هم نباشد. معنا و حاصل اين تغيير اين است که مردم، منتقدان و سينماگران بالفعل و بالقوه با گزينشي از مجموعه صدوچندفيلمي که ثبتنام کردند يا 74 فيلمي که توسط هيئت انتخاب ديده شد 22 فيلم که حرفهايتر و متنوعتر در ژانرهاي مختلف بود را انتخاب کردند. پس پيام اول اين است که سينماگران عزيز، اين کف انتظارات ماست. اين 22 فيلم نشاندهنده اين هستند که کارهاي ديگر اگر از اينها ضعيفتر باشند حذف خواهند شد. در جشنواره تلاش شد که تنوعي از موضوعات حتما حضور داشته باشد؛ يعني کمدي، سياسي، حوزه مقاومت يا جنگي و اجتماعي و... . به نکته ديگري هم توجه شد و اينکه از نظر ما سينما مؤثرترين و مهمترين قالب حرفزدن درباره منافع ملي است. پس در فيلمها بايد نقد باشد. اصلا سينماي ما بايد منتقد باشد. چون سينماي خنثي به کار ما نميآيد. اما منتقدي که در داخل کشور باشد و در چارچوب منافع ملي نقد کند. منتقدي که بنبستي برايش وجود ندارد. اما معنايش اين نيست که حتما راه را هم نشان دهد؛ چراکه ما نميتوانيم در سينما در همه حوزهها متخصص باشيم. در نتيجه در قدم اول تلاش شد که اين تغييرات ما را به اهداف جشنواره نزديکتر کند. من متوجه دغدغههاي شما هستم که در درازمدت آن را دنبال ميکنيد، اما انتقادهايي هم به بخش انتخاب وارد بود که چرا يکسري فيلمهاي خوب را کنار گذاشته و اساسا سؤال اين است که جشنواره فجر «جشن» است يا «جشنواره»؟ اگر جشني شبيه مراسم «اسکار» است پس بايد متخصصان هر حرفه درباره آن بخش نظر دهند؛ اگر ميخواهد مثل «کن» يک «جشنواره» باشد، پس ديگر بخشهاي فني محلي از اعراب ندارند. ديگر اينکه در همه جاي دنيا جشنواره در زمان و مکان مشخص براي تعدادي از افراد معين برگزار ميشود، هميشه هم هر جشنواره يک کنجکاوي را ايجاد ميکند که پس از برگزاري آنها که شرکت نکردهاند به سراغش بروند؛ اما براي جشنواره فيلم فجر چرا شعبههاي مختلف داريم در ساير شهرها؟ اين کار به نظر ميرسد غلط است! جشنواره يک تعريف و کارکرد دارد و هر جشنوارهاي را در ارتباط با مأموريت خودش بايد تعقيب کرد. جشنواره بينالمللي فيلم فجر بايد تمام مختصات يک جشنواره را تأمين کند؛ يعني مسابقه باشد، داورهاي بينالمللي و جاي ثابتي داشته باشد و ديگر چند شعبهاي هم معنايي ندارد! اولا جشنواره ملي ما يک مسابقه است، امسال هم وجه رقابتياش روشنتر شد. دوم اينکه رويکردش تعقيبکردن منافع سينماي ماست و براي رسيدن به درجه «الف» داريم تلاش ميکنيم. کارکرد ديگر آن، اين است که در «دهه فجر» برگزار ميشود و نميتوان حالت جشنبودن آن را کمرنگ کرد؛ اما متأسفانه خيلي از افراد دارند ناسپاسي ميکنند، چراکه جشنواره فجر دارد در ايام مبارک فجر جور افراد ديگري را ميکشد که نميتوانند در آن ايام جشنوارهاي درست برگزار کنند! شما بهتر ميدانيد که سينما تنها فعاليت ميداني است که در دهه فجر برگزار ميشود و مردم تا نيمههاي شب به سينماها ميروند تا فيلم ببينند و بانشاط باشند. ضمن اينکه خود سينما هم يکي از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي محسوب ميشود؛ بنابراين بايد قدردان اين سينما بود که هر دو روز يک بار جايزه بينالمللي دريافت ميکند. سينماگران ايران با توقعات پايين، حوزههاي ديگر را در عرصههاي بينالمللي نمايندگي ميکنند. اين در حالي است که مردم نميتوانند با دستاوردهاي ديگر حوزهها ارتباط برقرار کنند! منظور شما تلويزيون است ديگر؟ بههرحال کارکردهاي سينما و جشنوارههاي فيلم فجر اين مأموريت را درست انجام ميدهند. بحث ديگر ما اين است که در جشنواره فجر به سمت عدالت فرهنگي هم برويم. در نتيجه بايد «توليد» و مهمتر از آن «توزيع» عادلانه فرهنگي در همهجاي کشورمان صورت پذيرد. تا کي ميتوانيم دنبال سانتراليسم فرهنگي (تمرکزگرايي) باشيم؟ درحاليکه در دنياي امروز هر نفر درعينحال که مصرفکننده است، توليدکننده هم هست. فضاي سايبري هم چنين فرصتي را در اختيار همه قرار ميدهد؛ بنابراين اگر ما خوراک فرهنگي براي مردم آماده نکنيم و امکانات لازم را بهطور عادلانه در اختيار مردم قرار ندهيم، عرصه را بيبروبرگرد واگذار کردهايم! بنابراين ما براي تأمين عدالت فرهنگي بايد بتوانيم عادلانه همه مردم را به توليدکننده تبديل کنيم. پس ناگزيريد که استراتژي برگزاري همزمان جشنواره فيلم فجر در تهران و شهرهاي ديگر را ادامه دهيد؟ ناگزيريم چنين کنيم، چون دنياي امروز، پيشرفت تکنولوژي ارتباطات و سيطره فضاي مجازي ما را مجبور کرده است. براي تحقق اين امر هم فرصتهاي آموزشهاي مجازي را فراهم ميکنيم؛ بنابراين ما جشنواره را به 31 استان بردهايم تا فضاي کشور توليدي- فرهنگي شود. بنابراين ميتوان گفت جشنواره فيلم فجر به هيچ جشن و جشنوارهاي در جهان شبيه نيست و مدلي است مختص کشورمان ايران؟ بله، درواقع اين عدالت فرهنگي در جشنواره از طريق خانه سينما، مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و انيميشن، انجمن سينماي جوانان، بنياد سينمايي فارابي و... محقق ميشود. ما در کل کشور 60 دفتر سينماي جوان داريم که تا سال آينده بايد 60 دفتر ديگر هم اضافه شود. يا قرار است شعبات خانه سينما در کل کشور را راهاندازي کنيم؛ مثلا آقاي شهسواري که الان مديرعامل خانه سينما هستند، از اين به بعد بايد مديرعامل «خانه سينماي ايران» شوند يا ديگر يک فيلمبردار در بوشهر نبايد براي رفع مشکلات صنفياش از آنجا به تهران کوچ کند. خب اين نگاه کاملا منطقي و ناقد تمرکزگرايي است؛ يعني شما ميخواهيد نهادهاي مدني بيشتر تقويت شود تا دخالت دولت کمتر شود؟ اصلا «نهادهاي مدني» همينجا معنا پيدا ميکند. پس ما بهدنبال آن هستيم که تاجاييکه مخاطب داشته باشيم، فضاي کشور را فرهنگي کنيم؛ جلوهگاه اين فرهنگيشدن يکي جشنواره و ديگري در شعبات «خانه سينما» و امثال آن است مثل «خانه مستند». براي «موزه سينما» هم ميخواهيم شعبه راهاندازي کنيم، بناست در استان فارس، مشهد و منطقه آزاد اروند يک مکان قديمي که نشانههاي فرهنگ ايران را دارد، به اين کار اختصاص دهند. ما ميراثدار فرهنگ و هنر ايران هستيم، پس بايد نشانههايش را در آن منطقه و شهر مثل جوايز و اسناد، کپي برابر اصل کنيم و به نمايش درآوريم يا اسناد و دستنوشتههاي ديگر. تا مردم همان شهر يا منطقه سابقه حضور سينما را متوجه شوند و از شرايط کنوني و جوايز بينالمللي هم اطلاع پيدا کنند. فراواني و تنوع اين موضوعات گفتمان فرهنگي ايجاد ميکند. به نظرم اين دوره انتقال است که بايد مردم را از اين مسير بگذرانيم تا به شرايط آتي برسند که انشاءالله وضعيت بهتر خواهد شد. همانطور که ميدانيد بهاصطلاح کفگير سينماي داستاني هم به ته ديگ خورده و چندان خلاقيت ندارد اما خوشبختانه در ادارات تحت نظر سازمان سينمايي مثل مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي که اخيرا انيميشن هم به آن پيوسته، شاهد کارهاي خوبي هستيم و خوشبختانه شاهد شکوفايي در فيلمهاي مستند و در عرصه فيلم کوتاه هستيم. طبعا چنين جاهايي اعتبارات و بودجه آنها بايد در سال جديد افزايش پيدا کند. درعينحال در جاهايي مثل «مدرسه ملي سينما» خروجي موفقآميزي نداشته؛ چرا «مدرسه ملي تعطيل نميشود؟ در برنامه جامع آمده که آموزش نيروي انساني به اين شکل کار ما نيست و دانشگاهها بايد به اين کار بپردازند. در نتيجه با اين نگاه وجود «مدرسه ملي سينما» ضروري نيست اما فاصله دستاندرکاران فعال ما با اتفاقي که در فيلمسازي در دنيا ميافتد، زياد است و اين فاصله را بايد مدرسه پر کند. در اين مسير وظيفه «خانه سينما» چيست؟ «خانه سينما» اگر بتواند وظايف صنفي خود را هم انجام بدهد، خيلي خوب عمل کرده است. «خانه سينما» بايد صنف مسئول تربيت کند. مثلا تهيهکننده واقعي کيست و... و به احوال تمام نيروهايش رسيدگي کند. چون در تجاريترين نوع نگاه اگر مثلا دستيار فيلمبردار هم حالش خوب نباشد، به توليد يک فيلم ضرر ميزند. پس «خانه سينما» بايد صنوف حرفهاي و مسئول را ايجاد و حمايت کند و البته اصليترين همکار مدرسه هم خواهد بود. درحالحاضر مأموريت بنياد سينمايي فارابي بايد چه باشد؟ بنياد سينمايي فارابي بايد به سمت تأمين نياز فکري و فرهنگي ما برود. يعني خدماتي ارائه کند که ما در حوزه فيلمنامه به بالاترين جاي ممکن برسيم. فيلمنامههاي امروز ما دو ايراد دارند؛ يکي جوهره اصلي آن است که درام بايد اطراف آن شکل بگيرد و ديگري ساختار درام است که متأسفانه هر دو مشکل دارند. ضمن اينکه سينما بايد ژانرها و موضوعات مختلف را درخود جاي دهد که اينها خود به خود شکل نميگيرد و بايد به آن توجه شود. خودتان ديديد که در دو سالي که اين موضوعات رها شد، چه فيلمهايي روي پرده سينما آمدند! پس يک جايي بايد به روش فرهنگي، سينما را به رشد و ارتقا برساند و آن جا بنياد سينمايي فارابي است. بحث بازآموزي حرفهايهاي سينما يا حرفهايکردن سينما به جهت تخصصي، کار جايي است که بتواند به طور علمي انجام دهد يا با مراکز علمي دنيا ارتباط برقرار کند. «مدرسه ملي سينما» بايد چنين جايي باشد؛ چراکه به نظر ميرسد دانشگاهها در حوزه سينما به قدر کفايت خروجي مفيدي نداشتهاند!. يعني ميخواهيد «مدرسه ملي سينما» را با مأموريت جديد احيا کنيد؟ بسياري از کارهايي را که انجام شده من هم مثل شما قبول ندارم و حذفش کرديم. تکليف گروه «هنر و تجربه» چه ميشود؟ آيا وظايفش را تغيير ميدهيد يا به همان روش قبلي ادامه ميدهيد؟ گروه «هنر و تجربه» به يک دليل تأسيس شد. ما تعداد زيادي فيلم داشتيم که امکان اکران عمومي نداشتند. اينجا شکل گرفت تا با حمايت دولت امکان اکران اين نوع فيلمها فراهم شود. اين انتظار حداقلي است اما ادامهاش ميتواند سينما را منحرف کند! چطور؟ ببينيد سرمايههايي را که صرف توليدات شخصي و بهاصطلاح راضيکردن خود فيلمساز ميشود، بدون اينکه توجهي به هنر داشته باشد، کنار ميگذاريم. چون اين راه غلطي است! وجود يک هيئت علمي که سينما، رسانه و بيان تصويري را بشناسند، بايد سبب شوند که فيلمهاي سينماي تجربي ساخته شوند. جريان اصلي در مسير خودش پيش ميرود. اگر ما نتوانيم در حوزه هنر و تجربه يعني تجربيات جديد خلاقانه و بيان هنري تازه دستاوردي داشته باشيم، اصل ماجرا را که سينمايي خلاق و بهروز است، از دست خواهيم داد. بنابراين گروه «هنر و تجربه» باقي ميماند اما با مأموريت اصوليتر. اما خوب ميدانيد که در همه جاي دنيا بخش تجربي هنر را دولتها حمايت ميکنند؟ بله پس براي سينما ضروري است و بايد حمايت شود. ما هم حمايت ميکنيم. ضمنا که در استانهاي مختلف براي اينکه گفتمان فرهنگي و هنري ايجاد شود، پاتوق هنري راهاندازي ميکنيم و کارشناسهاي هنري هر استان را جمع ميکنيم تا کمک به ايجاد اين گفتمان شود. همه اينها مجموعهاي از حمايتها است که بايد انجام شود. هجمههاي اخير به خانه سينما را چگونه تحليل ميکنيد؟ بيشتر از اين تهاجمات را حاصل تمريننکردن ما در کلاننگري، ترجيح منافع جمع به فرد و دورانديشي به جاي امروزنگري ميدانم. خانه سينما بهعنوان مجمع صنوف سينمايي بهترين کالبد براي همين رويکرد و کلاننگرانه است که عرض کردم. مراقبت در ايجاد و استقرار صنوفي که حرفهايبودن سينما و امنيت شغلي را تضمين کند با فعاليت خانه سينمايي که فراگير باشد، به دست خواهد آمد.بههرحال ضمانت سلامت هر مجموعه در شفافيت عملکردها و نظارت مستمر، حاصل ميشود؛ خانه سينما هم براي نظارت قاعدتا يک سازوکار حقوقي دارد که بهتر است گزارشهايش را منتشر کند و ساير تصميمات نيز اطلاعرساني صنفي و عمومي شود.

به منظور عرضه فيلمهاي ايراني و مذاکرات با خريداران فيلم و برنامهريزان جشنوارههاي بينالمللي چتر سينماي ايران با همت بنياد سينمايي فارابي در بازار هفتاد و يکمين دوره جشنواره فيلم کن برپا شده است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، چتر سينماي ايران از نقطه آغاز، محلي براي حمايت از بخشهاي فعال در زمينه عرضه بينالمللي فيلمهاي ايراني بوده است. در طول سالهاي متمادي، امکانات زير چتر سينماي ايران به شرکتها و سازمانهاي فعال در اين حوزه اختصاص داده شده است که امروز بسياري از اين شرکتها با اتکا به روابط حرفهاي تثبيت شده و با گسترش دامنه فعاليتهاي بينالمللي، توانستهاند در بازار فيلم کن غرفههايي مستقل در اختيار داشته باشند. امسال در چتر سينماي ايران شرکتهاي الي ايميج، هنر هفتم، پرشيا فيلم، اير ايميج، بنياد سينمايي فارابي، مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و گروه هنر و تجربه حضور دارند. امور بينالملل بنياد سينمايي فارابي علاوه بر مذاکرات با خريداران فيلم و برنامهريزان جشنوارههاي بينالمللي و عرضه فيلمهاي ايراني، به مذاکرات و پيگيريهاي مرتبط با جشنواره جهاني فيلم فجر نيز پرداخته است.

به منظور عرضه فيلمهاي ايراني و مذاکرات با خريداران فيلم و برنامهريزان جشنوارههاي بينالمللي چتر سينماي ايران با همت بنياد سينمايي فارابي در بازار هفتاد و يکمين دوره جشنواره فيلم کن برپا شده است. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، چتر سينماي ايران از نقطه آغاز، محلي براي حمايت از بخشهاي فعال در زمينه عرضه بينالمللي فيلمهاي ايراني بوده است. در طول سالهاي متمادي، امکانات زير چتر سينماي ايران به شرکتها و سازمانهاي فعال در اين حوزه اختصاص داده شده است که امروز بسياري از اين شرکتها با اتکا به روابط حرفهاي تثبيت شده و با گسترش دامنه فعاليتهاي بينالمللي، توانستهاند در بازار فيلم کن غرفههايي مستقل در اختيار داشته باشند. امسال در چتر سينماي ايران شرکتهاي الي ايميج، هنر هفتم، پرشيا فيلم، اير ايميج، بنياد سينمايي فارابي، مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و گروه هنر و تجربه حضور دارند. امور بينالملل بنياد سينمايي فارابي علاوه بر مذاکرات با خريداران فيلم و برنامهريزان جشنوارههاي بينالمللي و عرضه فيلمهاي ايراني، به مذاکرات و پيگيريهاي مرتبط با جشنواره جهاني فيلم فجر نيز پرداخته است.

دومين نشست تخصصي «جايگاه پژوهش در سينماي بعد از انقلاب» روز دوشنبه 24 ارديبهشت در پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماري جهاد دانشگاهي برگزار خواهد شد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، دومين نشست «جايگاه پژوهش در سينماي بعد از انقلاب» با حضور صاحب نظران، مسئولان، تهيه کنندگان و منتقدان سينما برگزار ميشود. اين نشست با همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، بنياد سينمايي فارابي، معاونت پژوهش و فناوري واحد علوم و تحقيقات و پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماري جهاد دانشگاهي، دوشنبه 24 ارديبهشت از ساعت 14 تا 16، در تالار انديشه به نشاني خيابان انقلاب، بين خيابان فلسطين و وليعصر (عج)، نبش خيابان ظفر جنوبي، پژوهشکده فرهنگ، هنر و معماري جهاد دانشگاهي برگزار ميشود. ورود براي عموم علاقهمندان به اين نشست آزاد است.

گفتوگو با داوود قهردار، مولف مجموعه تصويري سينماهاي تهران (روزنامه فرهيختگان) داوود قهردار از عکاسان باسابقه کشور است که چند سالي است تمام زمان خود را براي جمعآوري و عکاسي يک مجموعه نفيس از سينماهاي تهران گذاشته و حالا کار او رو به اتمام است. او با سختيها و مشقتهاي بسياري به سراغ بخش زيادي از سينماهاي کشور رفته که حالا يا مخروبهاند يا متروکه. فعاليتهايش بهانهاي بود تا با او به گفتوگو بنشينيم و بدانيم مجموعهاش در چه حال است. او اما ناراحت از آن است که ما قدر ميراثمان را نميدانيم.

«رائد فريدزاده» معاون جديد امور بينالملل فارابي و همچنين از اعضاي شوراي عالي بينالملل سينماي ايران درباره تشکيل اين شورا به «صبحنو» گفت: قرار است که انشاءالله نخستين جلسه اين شورا شنبه آينده برگزار شود. قطعاً در آن جلسه تمام مسائل و راهبردها تبيين خواهد شد و اينکه آيا قرار است مسير گذشته طي شود يا ريلگذاري جديدي صورت بگيرد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، فريدزاده درباره مسووليتهاي اين شورا بيان کرد: طبيعتاً مواردي است که در حکم اعضا هم ذکر شده است. براساس برنامه جامع سينماي ايران و به شکلي خاص قرار است وظيفه هماهنگي و نظارتي بينالملل به بنياد سينمايي فارابي منتقل شود. دبيرخانه شوراي بينالملل هم ذيل معاونت بينالملل بنياد فارابي عمل خواهد کرد. معاون امور بينالملل فارابي با اشاره به اقدامات مديران قبلي اين معاونت توضيح داد: سابقه و تجارب 20سال مديريت آقاي اسفندياري در معاونت بينالملل فارابي امر گرانبهايي است. آقاي اسفندياري و همکاران فارابي زحمات بسياري متحمل شدهاند. اين تلاشها قطعاً مورد توجه همگان خواهد بود. بخش زيادي از سينماي ايران با نام فارابي و دوستاني ميشناسند که دراين عرصه مشغول هستند. اين تلاشها از دوران آقاي بهشتي که در ابتداي تأسيس بنياد بود شروع، در دوره آقاي شجاع نوري ادامه و نهايتاً به مدت 20سال در دوره آقاي اسفندياري استمرار يافت. اقدامات زيادي در اين دوران صورت گرفته که شايد برخي از اين تلاشها آشکار نشده باشد. براي به ثمر رسيدن اين تلاشها، آدمهاي زيادي فعال بودهاند. وي ادامه داد: باتوجه به شرايط امروز سينماي ايران که ماحصل زحمات افراد زيادي است، حوزههايي مدنظر مسوولان سازمان سينمايي است که امروز بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرد. يکي از آن حوزهها عرصه بينالمللي است؛ عرصه تجارت بينالملل و عرضه محصولات سينماي ايران به بازارهاي جهاني موضوعات اين حوزه است. چگونگي رسيدن سينماي ايران به سهمش در اين حوزه از جمله مسائلي است که نيازمند تدبير و تأمل است. استفاده از حوزههايي که باتوجه به فناوريهاي نوين ايجاد شده براي ما با اهميت است. فريدزاده با اشاره به حساس بودن بوميسازي درعرصه فرهنگ، افزود: قطعاً هرکشوري لازم است که از تجربيات ديگران استفاده کند. اما به نظرم عبارت «بومي سازي» کمي خطرناک است؛ خصوصاً وقتي اين عبارت در عرصه فرهنگ بخواهد استفاده شود. اينکه در حوزه خاصي مثل سينما بگوييم آنها چه کردهاند، ما نيز همان را انجام دهيم، کار درستي نيست. آنها براساس مقتضيات فرهنگي، سياسي، اجتماعي و تاريخي خودشان مسيري را شروع کردهاند. البته بازهم تاکيد ميکنم که حتماً بايد از تجربيات ديگران استفاده شود اما بومي سازي به اين معنا که عيناً همان مسير را طي کنيم امر درستي نيست. رائد فريدزاده در پايان گفت: نکته مهم فرا گرفتن زبان جهاني سينماست. بايد همه ما اين را ياد بگيريم. البته چگونگي آموزش و يادگيري اين مساله، موضوع مفصلي است. منبع: روزنامه صبح نو، شماره 468
