هفته فرهنگي ايران با نمايش فيلم «حوض نقاشي» در پودگوريتسا پايتخت مونتهنگرو، آغاز به كار كرد. به گزارش ادارهكل روابط عمومي و اطلاعرساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، «هفته فرهنگي ايران» با نمايش فيلم «حوض نقاشي» به کارگرداني مازيار ميري، (11 آبانماه) با حضور محسن سليماني، وابسته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در صربستان، زوران ششکيچ، رييس فرهنگسراي بودتوموويچ، رايزنان فرهنگي مقيم و جمعي از هنردوستان و اهالي سينماي مونتهنگرو در فرهنگسراي کيتس بودُ توموويچ پودگوريتسا پايتخت مونتهنگرو، آغاز به كار كرد. اين مراسم با سرود جمهوري اسلامي ايران با ترجمه به زبان محلي و سرود جمهوري مونته نگرو و پخش فيلم کوتاهي درباره دستاوردهاي امروز ايران آغاز شد. سليماني در سخناني، با اذعان اينكه فرهنگ و هنر زبان مشترک همه ملتهاست گفت: کشورها با داد و ستد فرهنگ و هنر ميتوانند از دستاوردهاي زيباي هنري يکديگر لذت ببرند. وابسته فرهنگي كشورمان در بلگراد با اشاره به روابط رو به گسترش فرهنگي ايران و مونته نگرو گفت: ما اوايل امسال در نمايشگاه کتاب مونته نگرو آثاري از ايران عرضه كرديم و اكنون گلچيني از بهترين فيلمهاي سينمايي ايران و نقاشيهاي مينياتور استاد فرشچيان، از بزرگترين نقاشان ايران به همراه تصاويري از جلوههاي ايرانزمين براي ملت هنردوست مونته نگرو به نمايش گذاشتيم. وي به دستاوردهاي سينماي ايران در سطح جهاني اشاره كرد و گفت: سينماي ايران داراي ارزشهاي اخلاقي و اسلامي است كه در آن، روابط انسانها در زيباترين شکل نمايشي و هنري ارايه ميشود و اين همان راز پيشتازي سينماي ايران در جهان است. آثار استاد فرشچيان سرشار از پيامهاي معنوي است زوران ششکيچ، رييس فرهنگسراي بودتوموويچ در سخناني، با اشاره به نمايش فيلمهاي درخشان ايران و مينياتورهاي استاد فرشچيان اظهار كرد: استاد محمود فرشچيان، نقاش مينياتور مشهور صحنه بينالملل و خالق آثار ارزنده مينياتور ايراني است و اين نمايشگاه بخشي از آثار هنري او را دربرگرفته که سرشار از پيامهاي معنوي و روحاني است. وي افزود: آثار استاد فرشچيان الهامگرفته از منابع مذهبي و اشعار عرفاني شُعراي ايراني است. نمايشگاه تصاوير اين هنرمند را عکسهايي از ايران امروز نيز، کامل و غنيتر کرده است. رييس فرهنگسراي بودتوموويچ به نمايش فيلمهاي ايراني در مونته نگرو اشاره و بر ضرورت توسعه همكاريهاي دوجانبه بين دو كشور، تأكيد كرد. ايران با آنچه رسانههاي غرب ميگويند، متفاوت است سعاد شابوتيچ، کارگردان جوان مونتهنگرو در سخنان خود، ضمن بيان خاطرات سفر خود به ايران گفت: در سفري که به ايران داشتم، دريافتم كه مردم اين كشور با ساير کشورها دوستانه رفتار ميکنند. در واقع ايران با آنچه رسانههاي غرب ميگويند، متفاوت است. وي با اشاره به نمايش 5 فيلم ايراني در جشنواره فيلم «هرتس نووگ مونته» اظهار كرد: در نظر دارم ايران را به مردم صربستان معرفي كنم؛ چراكه ايران ريشهدارترين فرهنگ آسيايي و بزرگترين دستاوردهاي فرهنگي را دارد. بنابر اعلام اين خبر، «هفته فرهنگي ايران» در مونتهنگرو به مدت يك هفته، با اكران 7 فيلم سينمايي چون حوض نقاشي، كفشهايم کو، بوسيدن روي ماه، اينجا بدون من، امروز و طعم شيرين خيال همراه با نمايش مجموعهاي از تصاوير آثار مينياتور استاد فرشچيان و تصاويري از ايرانزمين در معرض بازديد عموم خواهد بود.
آخرین خبر«کليله و دمنه» در جشنواره فيلم نوجوان جمهوري چک - جونيور فست به روي پرده ميرود. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، پويانمايي «کليله و دمنه» به کارگرداني عليرضا توکلي بينا و تهيه کنندگي زهرا هاشمي در بخش مسابقه جونيور فست به نمايش در ميآيد. گفتني است اين پويانمايي که پخش بين المللي آن به عهده بنياد سينمايي فارابي است، از جشنواره فيلم «اورآسيا» جايزه ويژه هيات داوران را دريافت کرده و در جشنوارههاي کودکان کانادا و نوجوان سئول نيز حضور داشته است. اين رويداد فرهنگي از ?? تا ?? آبان در جمهوري چک برگزار ميشود.

پوستر «شكلاتي» كه فيلمي براي كودكان و خانوادهها است، در آستانه اكران عمومي رونمايي شد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين فيلم ساخته سهيل موفق به تهيه كنندگي ايرج محمدي از اوايل آذر ماه در گروه سينمايي زندگي اكران عمومي ميشود. همچنين اين فيلم در دومين حضور بينالمللي خود در جشنواره «فيل طلايي» هند كه از 17 تا 23 آبان برگزار ميشود به رقابت ميپردازد. عوامل «شكلاتي» در حمايت از اكران فيلمهاي كودك و نوجوان شب گذشته 12 آبان ماه در سينما آزادي به تماشاي فيلم «قهرمانان كوچك» كه اين روزها گيشه موفقي دارد، نشستند. «شكلاتي» پس از استقبال مردم در جشنواره بينالمللي فيلم كودك و نوجوان اصفهان و نامزدي در چندين رشته، به زودي در بخش مسابقه جشنواره بينالمللي فيلم رشد كه آذر ماه برگزار ميشود، به رقابت ميپردازد. در اين فيلم شبنم مقدمي، ناصر هاشمي، محمدرضا هدايتي، ارژنگ اميرفضلي، علي مسعوي، فرزين محدث، پريسا رضايي، جواد جوينده، با هنرمندي شهره لرستاني و داريوش اسدزاده، بازيگران کودک: محمدرضا شيرخانلو، آيلي احمدي، محمد حسين بلوکات، سامان ميرحسيني، شهاب شير مردي و همراز اکبري به ايفاي نقش ميپردازند.
«ماجراي نيمروز» ساخته محمد حسين مهدويان و به تهيه کنندگي سيد محمود رضوي در هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم «جنايت و مکافات» به روي پرده ميرود. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، «ماجراي نيمروز»، به پخش کنندگي بنياد سينمايي فارابي، در نخستين نمايش خارجي، در هفتمين جشنواره بينالمللي فيلم جنايت و مکافات در بخش «مقياس عدالت» به نمايش در ميآيد. اين رويداد سينمايي به همت دانشکده حقوق دانشگاه استانبول، با همکاري سينماگران و سازمانهاي دولتي و غيردولتي راهاندازي شده است. جشنواره بينالمللي فيلم جنايت و مکافات از ?? تا ?? آبان سال جاري در شهر استانبول برگزار ميشود.

تابش گفت: ما نيازمند تحول جدى در مديريت رسانهها و افزايش سطح سواد رسانهاي در بين جامعه جوان هستيم. عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي در گفتگو با خبرنگار حوزه سينما گروه فرهنگي باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص برگزارى نمايشگاه مطبوعات گفت: هدف از نمايشگاه مطبوعات تسهيل تعامل اهالى رسانه با مخاطب است و امسال هم مانند سالهاي گذشته چنين اتفاقي را شاهد هستيم. ارتباط تنگاتنگ مخاطبان با رسانهها و حضور چهرهها، مسئولان فرهنگي، سياسى و ... در جمع مردم و ارتباط بيواسطه آنها با رسانهها بسيار ارزشمند است. وي ادامه داد: البته علاوه بر اين بخش، نمايشگاه مطبوعات مىتواند محلى براى ارائه و عرضه دستاوردها و خدمات جديد رسانهها باشد و رسانه ها در ايام نمايشگاه آنها را به مخاطبان خودشان معرفي کنند. تابش عنوان کرد: نکته مهمي که در نمايشگاه مطبوعات بايد به آن توجه ويژه شود، توسعه مفهوم مديريت رسانه در كشور است؛ مطالعات بين رشتهاي، پايه و اصل رشته مديريت رسانه است و به اين موضوعات بايد در نمايشگاه مطبوعات به صورت جدي توجه شود و در ميزگردها به آن پرداخته شود. در كشورمان رسانهها دوره گذار را طى مىكنند و نيازمند تحول جدى در مديريت رسانه هستيم. افزايش سطح سواد رسانهاي در بين جامعه جوان امروز يک ضرورت است و همه اين موضوعات ميتواند اهدافى باشند تا در اين رويداد مهم يعنى نمايشگاه مطبوعات به صورت تخصصى مطرح شوند. تابش در خصوص شعار نمايشگاه مطبوعات مبني بر «رسانه هاى آزاد، انسجام اجتماعي و پيشرفت ملي» اظهار داشت: شعار ارزشمندي است که همه رسانهها و مسئولان بايد براى اجرايي شدن آن تلاش و همت کنند. مديرعامل بنياد سينمايي فارابي در حاشيه اين مصاحبه در خصوص احتمال افزايش فيلمهاي جشنواره فيلم فجر امسال خاطرنشان کرد: چنانچه در آيين نامه و فراخوان جشنواره ذكر شده، ?? فيلم براي جشنواره فيلم فجر به رقابت ميپردازند.

عوامل فيلم سينمايي «شکلاتي» به کارگرداني سهيل موفق و تهيه کنندگي ايرج محمدي 12 آبان براي تماشاي «قهرمانان کوچک» ميروند. به گزارش روابط عمومي فيلم «شکلاتي»، عوامل اين فيلم روز جمعه به تماشاي «قهرمانان کوچک» به کارگرداني حسين قناعت که هم اکنون در سينماها بر روي پرده است، مينشينند. اين ديدار و نمايش فيلم که براي حمايت از سينماي کودک است، روز جمعه 12 آبان ساعت 17:30 در سينما آزادي برگزار ميشود. فيلم سينمايي «قهرمانان کوچک» که از 12 مهرماه اکرانش در سينماهاي سراسر کشور آغاز شده است توانسته با استقبال مخاطبان خود و فروش 1 ميليارد و 500 ميليون جايگاه 4 جدول فروش فيلمهاي سينمايي را از آن خود کند. فيلم سينمايي «شكلاتي» نيز از اول آذر ماه در گروه سينمايي زندگي اكران عمومي مي شود.

سينماي ايران حضوري چشمگير در جشنواره فيلم خانه آسيا دارد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، فيلمهاي «خواب آب» ساخته فرهاد مهرانفر، «خانهاي در خيابان چهل و يکم» ساخته حميد رضا قرباني، «سينما نيمکت» ساخته محمد رحمانيان، «امکان مينا» ساخته کمال تبريزي، «سيانور» ساخته بهروز شعيبي، «وقتي بر گشتم» ساخته وحيد موساييان (با عنوان قبلي «قشنگ و فرنگ»)? «حورا» ساخته غلامرضا ساغرچيان، «ربوده شده» ساخته بيژن ميرباقري، «تا آمدن احمد» ساخته صادق صادق دقيقي و «سارا و آيدا» ساخته مازيار ميري - همه به پخش کنندگي بنياد سينمايي فارابي - در پنجمين هفته فيلم خانه آسيا به روي پرده ميروند. طبق هماهنگيهاي به عمل آمده ميان خانه آسيا، رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و اين بنياد، «محمد رحمانيان» نيز در مقام داور در اين رويداد سينمايي حضور دارد. گفتني است اين رويداد که با نام هفته فيلم «خانه آسيا» شروع به کار کرد و در مدتي کوتاه با گسترشي فوقالعاده، ساختاري جشنوارهاي به خود گرفت. اين رويداد فرهنگي از ?? تا ?? آبان سال جاري در کشور اسپانيا برگزار ميشود.

«مادري»، در نمايش افتتاحيه بينالمللي، در جشنواره فيلم تيرانا به روي پرده ميرود. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، فيلم «مادري»? نخستين ساخته رقيه توکلي به تهيه کنندگي سياوش حقيقي، با پخش کنندگي بنياد سينمايي فارابي، در پانزدهمين جشنواره بينالمللي فيلم تيرانا در بخش مسابقه رسمي حضور دارد. در اين فيلم بازيگراني چون نازنين بياتي، هانيه توسلي، هومن سيدي، مليسا ذاکري، مريم بوباني، آنا زارع، سجاد اسماعيلي و ... در آن ايفاي نقش ميکنند. داستان «مادري» درباره زندگي دو خواهر است که به تنهايي در شهر يزد با يکديگر زندگي ميکنند؛ با اين تفاوت که يکي عشق خود را رها کرده و ديگر عشقش او را رها کرده است. آنها يک تنه روبروي مشکلات و مسائلي که سر راه دارند، ايستادگي ميکنند و حرکتي رو به جلو دارند تا اينکه... گفتني است در اين جشنواره که از ?? تا 20آبان ماه در کشور آلباني برگزار ميشود، دو فيلم کوتاه و سه پويانمايي کوتاه از کشورمان نيز حضور دارند.

شماره جديد ماهنامه تخصصي فيلمنامهنويسي «فيلم نگار» زير نظر بنياد سينمايي فارابي منتشر شد. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين شماره از ماهنامه تخصصي فيلمنامهنويسي «فيلم نگار» در ? بخش سينماي ايران، پرونده يک موضوع (مخاطره در فيلمنامه) و فيلمنامه کامل به چاپ رسيده است. در بخش سينماي ايران، پيش درآمد، بانک فيلمنامه، کشمکش (نگاهي به مقوله ژانر در فيلمنامه «نگار»، نگاهي به فيلمنامه «نگار» از منظر شکستن کليشهها، نقش تخيل در کنش شخصيتهاي فيلمنامه «ايتاليا ايتاليا»، الگوي آغاز و پايان در فيلمنامه «ماجان»، ساختار و عليت در «مالاريا»، آيا «مالاريا» با ديگر فيلمنامههاي شهبازي تفاوت دارد؟، نگاهي به روايت در فيلمنامه «ملي و راههاي نرفتهاش»، نگاهي به شکل روايت در فيلمنامه «درياچه ماهي»)، گفتوگو با احسان گودرزي فيلمنامه نويس «نگار»، گفتوگو با کاوه صباغزاده نويسنده فيلمنامه «ايتاليا ايتاليا»، گفتوگو با ليلا لاريجاني فيلمنامه نويس «ماجان»، ايجاز (داستان کوتاه - قلب افشاگر) به چاپ رسيده است. در بخش پرونده يک موضوع (مخاطره در فيلمنامه) نيز مطالبي چون مخاطره در فيلمنامههاي کلاسيک و غير کلاسيک، مقدمات خلق مخاطرات، سه مخاطره اصلي، پيوند مخاطره و تنش، مخاطره در منظر شخصيت، گفتوگو با محمد گذرآبادي درباره مخاطره در فيلمنامه و سينماي ايران، مخاطره و دوگانه شخصيت- هماورد، مخاطره فزاينده، مخاطره و پيش فرض دراماتيک، مخاطره و روان شناسي شخصيت، مخاطره عاطفي، آزمون مخاطره عاطفي، 25 نکته درباره مخاطره، مخاطرات در بلاک باسترها، مخاطره و مخاطب، مطالعه و موردي: مخاطره در «حلقه» و «جان سخت» چاپ شده است. همچنين فيلمنامه کامل «بوچ کسيدي و ساندنس کيد» به نويسندگي ويليام گولدمن و کارگرداني جرج روي هيل، به همراه يادداشت مترجم فيلمنامه، سکانس برگزيده، پيوند پيرنگ و درون مايه، شخصيت اصلي در فيلمنامه «بوچ کسيدي و ساندنس کيد» کيست؟ آشنايي زدايي از عناصر وسترن در فيلمنامه، صحنه، شخيصت، پيرنگ در «بوچ کسيدي و ساندنس کيد»، مقايسه تطبيقي دو فيلمنامه «بوچ کسيدي و ساندنس کيد» و «اين گروه خشن»، و گفتوگوي جمعي درباره فيلمنامه آخرين مطالب در اين شماره از ماهنامه «فيلم نگار» است.

عليرضا تابش با اشاره به ارتباط تنگاتنگ مديريت رسانه با شاخه سينما گفت: با مديريت رسانهاي جامع سينما ميتوانيم هويت واقعي کشورمان را در دنيا معرفي کنيم. به گزارش ايسنا، 7 آبان ماه در نوبت عصر چهارمين همايش بين المللي مديريت رسانه، سخنراني و نشست پرسش و پاسخ در دانشگاه صدا و سيما برگزار شد و سينما و مديريت رسانه محور سخنان عليرضا تابش دانش آموخته مديريت رسانه و مديرعامل بنياد سينمايي فارابي بود. عليرضا تابش در ابتداي سخنانش گفت: خرسندم که امروز اين فرصت را در اختيار دارم و ميتوانم مطلب جديدي را درخصوص پيوند ميان مديريت رسانه و سينما خدمت شما ارائه کنم. پيوندي که در بيان ممکن است خيلي روشن و ساده به نظر بيايد اما همچنان نقش مديريت رسانهاي در سينماي ما مغفول مانده است. او خاطرنشان کرد: به نظر بسياري از نظريهپردازان، از جمله روبر برسون (سينماگر شهير تاريخ سينماي فرانسه)، سينما در دو حوزه قابل بررسي است؛ سينمايي که هنر را به مثابه هنر ميبيند و به تجربياتي جديد در زمينه شکل، روايت، تجريد و ... حرکت ميکند که راهگشاي آينده سينما است، اما مخاطبي محدود دارد و به لحاظ ذات زيباييشناختي ميتواند در شاخهاي قرار بگيرد که برسون آن را سينماتوگراف مينامد و سينمايي که با ورود به چرخه صنعت و اقتصاد، بايد مخاطباني عظيم را درگير خود کند که ميتواند در شاخهاي قرار بگيرد که \\"برسون\\" آن را سينما ميخواند. مدير عامل بنياد سينمايي فارابي تصريح کرد: بحث در حيطه مديريت رسانه به سادگي به سينماتوگراف قابل تسري نيست، چون سينماتوگراف خود را مقيد به ارسال پيامي قابل درک با رمزگاني قابل تشخيص نميبيند که در مسير ارتباط با مخاطب گام بر دارد. اين في النفسه يک ايراد نيست، چون در تاريخ هنر، نمونههايي بسيار وجود دارند که در زمان عمر هنرمند قدر نميبينند و پس از مرگ هنرمند، به آثاري معياري تبديل ميشوند، نمونه فوقالعاده اين آثار، قطعات \\"شوبرت\\" است که امروز در موسيقي جهان معيار به حساب ميآيند. تابش در بخش ديگري از سخنانش گفت: در نقطه مقابل، مديريت رسانه با شاخه سينما ارتباطي تنگاتنگ دارد، چون بحث ارتباط با مخاطب را در چارچوب الگوهاي ارتباطي تثبيت شده پيگيري ميکند. هر چند، در دنياي امروز، ساخت صنعتي براي «فيلمهاي مستقل» در نهادهايي مانند جشنواره فيلم ساندنس و شبکه تلويزيوني وابسته به آن، روز به روز سهم سينما را بيشتر و بيشتر کرده است. او با بيان اينکه \\"مديريت شاخه سينما در حوزههاي مختلفي قابل بررسي است، ادامه داد:1) سينما به مثابه صنعت: جريان توليد بر اساس طرح مصوب، با اتکاء به منابع مشخص مالي، طبق جدول زمانبندي، با بهرهگيري از تجهيزات و نيروهاي انساني مناسب، سينما را به شکل پروژهاي صنعتي در ميآورد که با شيوههاي مديريت علمي، از ابعاد مختلف قابل تحقق است. ترديدي نيست که عدم توجه به اصول مديريت علمي در اين حوزه، ميتواند منجر به افزايش هزينه و انرژي صرف شده در يک پروژه شود، اما وجود طرح مصوب که نياز ارتباط با مخاطب از طريق پيام قابل درک را پاسخ بدهد، در حوزه مديريت صنعتي، به وقوع نميپيوندد و پيش فرض مورد نياز، در چارچوب مديريتي ديگري اتفاق ميافتد. تابش از عنوان \\"سينما به مثابه فعاليت اقتصادي\\" نام برد و افزود: از لحظه اولي که بنا به طرح مصوب و برآورد هزينه، نسبت به تامين منابع مالي اقدام ميشود و برنامه ريزيها جهت تزريق سرمايه در مراحل مختلف پروژه روي ميدهد تا زماني که محصول آماده ميشود و طي فرآيند بازاريابي، در بستهبنديهايي مناسب، عرضه ميشود، مديريتي اقتصادي مد نظر است. با اين وجود، به دليل تفاوت ماهوي محصول که نياز به ارسال پيام براي مخاطب دارد، موضوع طرح پروژه و همچنين بازاريابي محصول مسيري متفاوت را طي ميکند. او عنوان سوم را \\"سينما به مثابه فعاليت فرهنگي و هنري\\" برشمرد و گفت: مديريت فرهنگي و هنري در قالب رشتهاي دانشگاهي، بيشتر به ساماندهي برنامههاي خاص فرهنگي و هنري در مجامع مرتبط اختصاص پيدا ميکند و در فرآيند توليد و توزيع، کمتر دخيل ميشود. به همين دليل، اين نوع از مديريت، بيشتر به برنامهريزي براي ارائه محصولاتي آماده با هدفگذاري خاص گرايش دارد. مديريت سينما در وهله نخست، نياز به تامين محتوا و پيام قابل ارسال در شکلهايي خاص و تخصصي دارد و به همين دليل، در اين حوزه و همينطور حوزههاي صنعتي و اقتصادي، نياز به جذب نيروي انساني متفاوتي دارد که خلاقيتهاي بسياري در زمينه ايدهپردازي، خلق پيام متناسب با ايده و عرضه پيام توليد شده نزد مخاطبان هدفگذاري شده داشته باشد. پس مديريت سينما به مديريت همزمان سه حوزه باز ميگردد: 1) خلق شکل و محتواي پيام 2) منابع انساني 3) منابع مالي تابش گفت:در مورد خلق شکل و محتواي پيام، همچنان در شاخه سينما، در تمام دنيا، نياز به سيستم استوديويي احساس ميشود - به اين دليل که در غير اين صورت و در زمان واسپاري کامل پروژه به سينماگر، وسوسهها و دغدغههاي شخصي در موارد بسياري، از ارتباط مخاطب با پيام جلوگيري ميکند. در مورد منابع انساني، فقدان نيروهاي کارآمد و مناسب در اين حوزه که در تمام دنيا جمعيتي بسيار محدود را تشکيل ميدهند، ميتواند کل پروژهها را با نقصان جدي مواجه کند. به همين دليل، وجود طرحهايي انگيزشي و تشويقي براي منابع انساني از اهميت شايان توجهي برخوردار است. نيروهايي که بر اساس تجربه، تخصص و يا ظرفيتهاي اوليهاي که دارند، بايد به دقت گزينش شوند. در مورد منابع مالي، حيات هر سازماني، وابسته به کسب حداقل درآمد قابل پيشبيني و توسعه آن وابسته به افزايش درآمدهاي مورد نظر است. از سوي ديگر، سينما رسانهاي است نافذ و تعيين کننده که امروزه، در بسياري از کشورها براي بسترسازي و عملياتي کردن برنامهها و راهبردهاي کلان ملي و بينالمللي از اين رسانه بهرهگيري ميشود. تابش سخنانش را با طرح اين پرسش که \\"سينما به خود چگونه مينگرد؟\\" در ادامه پرسشهاي ديگري را مطرح کرد و گفت: مردم را چگونه ميبيند؟ آنان را چگونه ميخواهد؟ به دنبال چه نوع ارتباطي با آنهاست؟ کدام نظريه و با چه لوازم و کارکردهايي بر اذهان مديران، دستاندرکاران، سياستگذاران و ديگر عوامل اين رسانه حاکم است؟ سينما در عين آن که يک کالاي هنري است و محصول تخيل و تعقل يک گروه هنرمند؛ يک رسانه هم هست. فراتر از اين عموم سينماگران، خود از سينما به عنوان يک رسانه استفاده ميکنند. از اين رو وجه غالب سينماي حرفهاي و نيمه حرفهاي و حتي وجوهي از سينماي تجربي، رسانه بودن آن است. مگر آن که کسي با سرمايه خود و براي دل خويش فيلم بسازد و اين فيلم را با ديگران (حتي دوستان شخصي خود) نبينند يا در جمع بسيار محدودي به نمايش درآيد که البته بسيار قليل و نادر ست. اين مدير فرهنگي گفت:آدورنو و هورکهايمر هم به نقش رسانهها به ويژه سينما در بازنمايي و شکلگيري افکار عمومي جهاني تاکيد مي کنند و معتقدند در وهله اول فرهنگسازي از طريق رسانهها جوامع را يکدست ساخته سپس حقيقت مجازي را براي آنان بازنمايي ميکنند. اينک فرهنگ، «يک ساني» را به همه چيز سرايت ميدهد. فيلم، راديو و مجلات، جملگي نظـامي را شکل ميبخشند. هر شاخه فرهنگ، در خود يکدست و همگي نيز با هم يکدست و يکنواختند. اين جامعه يکدست شده قابليت هدايت از طريق محصولات فرهنگي را دارند. کل جهان از غربال صنعت فرهنگسازي عبور داده ميشود. تماشاگران فيلم جهان خارج را ادامه فيلمي ميپندارند که هم اينک تماشاگرش بودهاند، زيرا فيلم کاملا معطوف به بازتوليد جهان ادراکات روزمره است. هر قدر تکنيکهاي توليد فيلم با شدت بيشتر و نقص کمتري اشيا و امور تجربي را دوبارهسازي کنند، غلبه اين توهم نيز آسانتر ميشود که جهان خارج ادامه صاف و ساده آن جهاني است که بر پرده، نمايش داده ميشود. او ادامه داد:ايده آدورنو و هورکهايمر در ارتباط با صنعت فرهنگ در عصر حاضر و سيطره آن بر رفتار غالـب مردم دنيا از نقطـه نظـر فکري مذکور نشات ميگيرد. بازنمايي يا واقعيت وانموده، يکي از کاربردهايي است که سينما با توسل به آن قادر ميشود آنچه به عنوان راهبرد فرهنگي کلان مد نظـر دارد، در ذهن مخاطـب نهادينه سازد. کارکرد اساسي و بنيادين رسانهها عبارت است از بازنمايي واقعيتهاي جهان خارج براي مخاطبان و اغلب دانش و شناخت ما از جهان بوسيله رسانهها ايجاد ميشود و درک ما از واقعيت بواسطه و به ميانجيگري روزنامهها، تلويزيون، تبليغات و فيلمهاي سينمايي و ... شکل ميگيرد. رسانهها جهان را براي ما تصوير ميکنند. بنابراين مطالعه بازنمايي رسانهاي در مطالعات رسانهاي، ارتباطي و فرهنگي بسيار مهم و محوري است. براين اساس بازنمايي عنصري محوري در ارايـه تعريف از واقعيت است. تابش در جمع بندي سخنانش گفت: جمع اين موارد، در بحث مديريت رسانه محقق ميشود. سينما در واقع رسانهاي است که تصوير يک ملت را در اذهان مخاطبان در عرصه بينالمللي شکل ميدهد. مديريت اين چنين رسانهاي از جنبههاي فوق، راهکارهاي برندينگ صحيح هويت ايراني را براي معرفي آن در عرصه جهاني فراهم ميکند. لذا، به جاي اينکه سينما را يکي از پردرآمدترين صنايع دنيا ديده يا بر اهميت اقتصاد سينما مرتباً تاکيد شود، يا آن را خالق محصولات فرهنگي-هنري ببينيم، ميبايست با ديد کلانتري به دنبال مديريت رسانهاي جامع سينما باشيم تا بتوانيم با استفاده از نفوذ ظريف و ناخودآگاه فيلمها در اذهان مخاطبان، هويت واقعيمان در دنيا معرفي کنيم.»
