عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي در يادداشتي با اشاره به تلاقي 21 شهريور روز ملي سينما و ايام ماه محرم، اين مهم را از معدود رويدادهايي دانست که ميتوان با تمسک به ارواح قدسيِ دشتِ نينوا توشه آخرتي براي سينما و سينماگر متعهد ايراني رقم زند. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، در يادداشت عليرضا تابش آمده است: «بيشک، حضرت اباعبدالله الحسين(ع)، يکي از مظاهر ماندگار گفتوگوي عزتمندانه در طول تاريخ انسانيت است. ايشان و يارانِ ثابت قدمش، بر همگان و آيندگان، حجت را آن سان تمام کردند که اگر تعامل و تَعاطي آزاد انديشانه نباشد بنبستِ محتومي را نويد ميدهد، که يگانه راه برون رفت از آن، توسل به جنون، سَبُعيت و خشونت است. تلاقي آغاز ايامِ يادگشتِ سلحشوران عاشورايي و روز ملي سينما، از معدود رويدادهايي است که ميتوان با تمسک به ارواح قدسيِ دشتِ نينوا، توشه آخرتي، هر چند اندک، براي سينما و سينماگر متعهد ايراني، رقم زند. فيلمسازانِ دغدغهمندِ ايران اسلامي، بارها و بارها، در آثار خود، ارادت خويش را نسبت به يادگاران نبي اکرم (ص) که همانا کتاب و عترتش باشند، در کسوت تصوير، ماندگار ساختهاند. ارج مينهيم مساعي و تلاشهايشان را و قدر ميشناسيم و محترم ميشماريم همت والايشان در بيان انديشههاي ناب اهل بيت (ع)، چرا که تنها سينماگران انديشمند ما ميتوانند مظلوميت حضرت سيدالشهدا (ع) را که روزگاري، يزيديان، او را به جرم عدم بيعت، خارج از دين معرفياش کردند، در قاب تصوير جاودانه سازند تا اين چنين، در جستوجوي اَحرار و آزادههايي باشند تا سعادت دنيا و اُخرا را در کارنامه اعمالشان ثبت کند. ... و علي الارواح التي حَلَّت بفنائک سلام بر تو و ارواحي که به آستانت فرود آمدند. »
آخرین یادداشتدر حالي شش ماهه اول سال سينمايي را پشت سر ميگذاريم كه برگزاري سيويكمين جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان را در اصفهان به پايان رساندهايم و سينماي ايران بخشي از ظرفيت و توان توليد فيلم خود را در اين جشنواره براي رقابت در معرض نمايش و عرضه عمومي قرار داده است و اين در حالي است كه معمولا با آغاز نيمه دوم سال و شمارش معكوس براي آغاز جشنواره فيلم فجر شتاب و شور مضاعفي در فضاي توليد سينماي ايران ايجاد ميشود . با وجود فراز و نشيبهاي اقتصادي اين روزها و با وجود نگرانيهايي كه در آغاز سال نسبت به شرايط پيشرو براي توليد فيلم در سال جاري در نظر داشتيم، خوشبختانه بررسي آمارهاي توليد فيلم روند اميدواركنندهاي از توليد فيلم داستاني- سينمايي در موضوعات مختلف و گونههاي مختلف سينمايي را نويد ميدهد. از سوي ديگر با توجه به نقش برنامههاي حمايتي بنياد سينمايي فارابي در اين فرآيند، اين مقطع معمولا زماني است كه گفتوگوها و پيگيريهاي سينماگران در رفت و آمد با سازمان سينمايي و بنياد فارابي به نتيجه رسيده است؛ هرچند بضاعت بودجه بنياد در شرايط كنوني اقتصادي كشور پاسخگوي همه مطالبات توليد فيلم در سينماي ايران نميتواند باشد و خوشبختانه بخشهاي غيردولتي بيش از پيش نسبت به سرمايهگذاري در سينما فعالتر شدهاند. نگاهي اجمالي به آمار و ارقام كمي وضعيت توليد سينماي ايران، بيانگر نقطه اميد و اتكا در روند فعاليتهاي سينمايي سال جاري محسوب ميشود. اكنون كه تقريبا ? تا ? ماه تا زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر باقي مانده است، بيش از ?? عنوان فيلم سينمايي آماده نمايش و يا در حال انجام مراحل توليد و پسا توليد خود هستند. همچنين پيشبيني ميشود حدود ?? تا ?? عنوان فيلم ديگر نيز به اين ظرفيت افزون شود. به زودي گزارش تكميلي همراه با جزييات بيشتر از وضعيت توليد فيلم در سينماي ايران به شيوهاي جديد در اختيار رسانهها و علاقهمندان قرار خواهد گرفت. منبع: روزنامه اعتماد، يکشنبه 18 شهريور 1397، شماره 4179
عليرضا تابش؛ مديرعامل بنياد فارابي: در نهايت تألم و اندوه فراوان، يکي ديگر از مردميترين هنرمندان اين سرزمين، دعوت حضرت حق را لبيک گفت و آخرين نقش ماندگار خود را در تاريخ هنرهاي نمايشي اين مرز و بوم به يادگار گذاشت. عزتالله انتظامي همچو نامش، عزتمندانه، ساليان سال، با نقشها و آثاري جاودان براي هنر و فرهنگ اين مملکت، افتخار و اعتبار بهجا گذاشت و هميشه براي مردم شادي آفريد. استاد عزتالله انتظامي از افتخارات هنر ايران زمين بويژه در زمينه تئاتر و سينما بود که ايرانيان بيشماري در مقاطع مختلف سني با هنر و حضور وي در سينما و تئاتر آشنا هستند. در کنار کارنامه هنري پربارش، منش و بينش انساني و آزاديخواهي و احساس مسئوليت از شاخصههاي بارز استاد انتظامي بود که همواره در مسير زندگي احساس مسئوليت اجتماعي در برابر هنرمندان و مسائل مبتلا به جامعه خود داشت. اين احساس مسئوليت باعث شده بود حمايت از هنر و نخبگان کشور از دغدغههاي وي باشد و اين صفت ارزشمند استاد انتظامي بايد سرمشق ساير هنرمندان بخصوص هنرمندان جوان کشور قرار گيرد. استاد انتظامي طي سالهاي اخير در کارهاي صنفي هميار هنرمندان بود، در جايگاه عضو شورايعالي خانه هنرمندان، رئيس هيأت مديره خانه تئاتر و با نگاه مصلحانه خود و به بهانههاي مختلف در کار خير پيشقدم بود و از پيشکسوتان هنر تئاتر و سينما که خانهنشين شده بودند دلجويي ميکرد و در صورتي که نياز به کمک و حمايت داشتند در حمايت و رفع مشکلات آنان سعي ميکرد. استاد عزتالله انتظامي اولين جايزه بينالمللي بازيگري سينماي ايران را در سال ???? براي فيلم «گاو» در جشنواره فيلم شيکاگو دريافت داشت.جايزهاي که سالها بعد زينتبخش موزه سينماي ايران شد. در سال ???? يونسکو از استاد تجليل کرد و آيين بزرگداشت و تجليل از اين بازيگر برجسته سينماي ايران مطابق با مهر ماه ???? در مقر سازمان علمي، فرهنگي و تربيتي ملل متحد يونسکو در پاريس برگزار شد. در اين نمايشگاه پوستر فيلمهايي که انتظامي در آنها نقشآفريني کردهاست به همراه آرشيو عکسهاي شخصي وي و لوح تقدير فيلم گاو به نمايش درآمد. در ديداري که نوروز سال ?? با استاد عزتالله انتظامي داشتم ايشان به برخي خاطرات شيرين خود در عرصه تئاتر و سينما و همکارياش با مرحوم مرتضي احمدي و زندهياد علي حاتمي اشاره کرد. عزتالله انتظامي که اولين مديرعامل موزه سينماي ايران بود خاطرات خود در آن دوره را برشمرد و گفت: «نخستين کسي بودم که جوايز ملي و بينالمللي خود را به موزه سينما اهدا کردم و بسياري از هنرمندان را تشويق و ترغيب کردم که جوايز و افتخارات خود را جهت گردآوري، حفظ، ثبت و عرضه مناسب ميراث سينماي ايران به گنجينه موزه سينما اهدا کنند.»، آقاي بازيگر در اين سالها در مقام عضو هيأت امناي موزه سينما تلاشهاي ارزندهاي در حفظ و معرفي ميراث سينماي نوين ايران داشت. استاد انتظامي در قامت يک هنرمند محبوب و مردمي براي کاستن آلام بيماران و نيازمندان پيشقدم ميشد. خبرنگاران به ياد دارند بغض آقاي بازيگر سينماي ايران هنگامي که راجع به کودکان بيسرپرست افغان صحبت ميکرد، همه را متأثر کرد يا فراخوانهاي او براي کمک به آزادي زندانيان غيرعمد و فراخوان همت عالي در سينما عصر جديد براي کمک به تأمين دارو براي بيماران مبتلا به «ام اس» و دهها مورد مشابه ديگر را. هنردوستان ايراني هيچگاه کلام و اشارات نافذ «آقاي بازيگر» را در حمايت از نيازمندان فراموش نخواهند کرد چراکه باور داشتند و دارند واژه هنرمند، يگانه عيار عيان او بود. عمري چنين با عزت، آثاري جاودانه و ماندني در عرصه نمايش و سينما از کسي چون آقاي بازيگر برميآمد. ياد و خاطره عزتالله انتظامي از ياد رفتني نيست. روحش شاد که هميشه شادي آفريد. منبع: روزنامه ايران، شنبه 27 مرداد 1397، شماره 6855

مديرعامل بنياد سينمايي در پي برگزاري \\"رويداد خلق ايده\\" گفت:براي برگزاري اين رويداد نوپا و خجسته ميتوان اميدوار بود تا در آينده نه چندان دور، شاهد مشاغل جديدي در کنار ديگر صنوف سينمايي تحت عنوان «ايده پرداز» باشيم که البته با ترسيم و رعايت جنبههاي حقوقي بايد آن را نهادينه کرد. عليرضا تابش در نوشتاري که در اختيار ايسنا پس از اختتاميه رويداد «خلق ايده» گذاشت، نوشت: «اساساً شکلگيري «استارتاپ ويکند»ها برپاي? رويداد آموزشي - تجربي در سراسر دنياست که معمولاً در طي 3 روز متوالي برگزار ميشود. در اين برنامه شرکت کنندگان پر انگيزهاي شامل برنامه نويسان، مديران تجاري، عاشقان استارتاپ، بازاريابها و طراحان گرافيک گرد هم ميآيند تا طي ??ساعت ايدههايشان را مطرح کنند، گروه تشکيل بدهند و هر گروه ايدهاي را اجرا کند. ما امروز شاهد برگزاري اولين استارتارت ويکند در حوز? سينما هستيم که اين اتفاق بسيار مهمي است. استارتاپها معمولاً در حوز? تکنولوژي و فنآوري بيشتر نمود بيروني دارند، زيرا نوآوري در حوز? پهناوري، مثل تکنولوژي با توجه به ذات آن به مراتب سهلتر از ارزش آفريني در عرص? هنر بويژه هنري تحت عنوان فيلمسازي و سينماست. البته ما امروزه شاهد هستيم که دامن? اقدامات اين گونه فعاليتها به حوزههاي سلامت، گردشگري و ساير عرصهها ورود کرده که حوز? هنر به ويژه سينما هم از آن مستثني نبوده است. عمدتاً کشورهاي توسعه يافته، امروزه به سمت راهاندازي «مراکز شتابده ي نوآوري» حرکت کردهاند و هدف آنها از برپايي اين مراکز جذب و حمايت از افراد يا گروههايي بوده که ايد? تجاري يا شرکت ثبت شدهاي نداشتند و براي اين که با ادبيات آن فعاليت و مراحل شکلگيري يک ايده به طور جدي و کسب و کار آشنا شوند، به اين مراکز رجوع ميکردند. حالا چه خوب است که ما بتوانيم با آغاز اين راه، يک «مرکز نوآوري در سينماي ايران» داشته باشيم تا فيلمنامهنويسان زيادي تحت هدايت و حمايت اين مرکز قرار بگيرند. از ديد من يکي از مهمترين دستاوردهاي اين رويدادها حرکت به سمت جهاني شدن است که امروز از الزامات صنعتي شدن سينما به شمار ميآيد. متاسفانه در سينماي ايران مراکز نوآوري و شکوفايي ايده نداريم و امروز اين اتفاق جرق? خوبي براي آغاز اين مسير خواهد بود. ما بيش از پيش نيازمند شکلگيري چنين اتاقفکرهايي براي تمرکز بر ايدههاي جديد و نوآور به خصوص در بخش فيلمنامه هستيم. ضعف در حوز? فيلمنامه از چالشهاي اصلي سينماي ايران است. محور اساسي و متمرکز هر فيلمنامهاي در ايده اوليه آن مستتر است. چه بسيار طرحها و ايدههايي که به خاطر کم توجهي و غفلت نويسنده يا تصميمگيرندگان مجال پرورش نيافتهاند که البته اين موضوع مختص به سينماي ايران نيست. براي برگزاري اين رويداد نوپا و خجسته ميتوان اميدوار بود تا در آينده نه چندان دور، شاهد مشاغل جديدي در کنار ديگر صنوف سينمايي تحت عنوان «ايده پرداز» باشيم که البته با ترسيم و رعايت جنبههاي حقوقي بايد آن را نهادينه کرد. بسياري استارتاپ را فرهنگ نويني براي انديشههاي نو و خلافيت بر فراز ايدههاي موجود ميدانند که هدف از آن برطرف کردن مشکلات موجود در نقاط کليدي است و جاي تشکر دارد که اين تيم جوان و با انگيزه با تغيير رويکرد به سمت هنري کردن اين پديده قدم برداشتند. در حال حاضر در سينماي ايران و جهان، شاهد آثاري هستيم که داراي ايدههاي درخشاني هستند، اما متاسفانه به دليل بيتوجهي و بيتدبيري، به ارزش و اعتبار درخور و شايستهاي دست نيافتهاند. برپايي اين دوره، نويد «سينماي روياپرداز» را بيش از هرچيز، براي دستاندرکاران صنعت سينما و به طريق اولي، براي مخاطبان بي شمارش فراهم خواهد کرد. به نوب? خود اميدواريم «استارتارت ويکند» که الهام گيري خلاقانه از آن مدل فعاليت است ادامه پيدا کند و در سراسر ايران برگزار شود و سالانه شاهد برگزاري چندين و چند رويداد استارتارتي باشيم. در صورت وجود اين جريان و گفتمان سازي براي آن ميتوان به روشهاي جديدي براي حل مسائل فرهنگي و يا بهبود و ارتقاء کيفيت فرهنگي رسيد.»

«عليرضا تابش» مديرعامل بنياد سينمايي فارابي: اين روزها متوليان و دستاندرکاران جشنواره بينالمللي نمايش عروسکي تهران سخت گرم کارند و در حال بررسي آثار و فراهم کردن شرايط و مقدمات برگزاري اين جشنواره؛ اما چرا عروسک و کار با عروسک اصولاً در سرتاسر جهان اهميت دارد و از منزلت برخوردار است؟ فنون کار با عروسک، هنري است که ميتوان گفت از هزاران سال پيش بين مردم مرسوم بوده است. لکن تاريخچهاي روشن از زمان به وجود آمدن اولين عروسکها در جهان نداريم؛ اما آنچه با بررسي و پژوهش مشخص شده، اين است که در جوامع اوليه عروسکها براي اهداف مذهبي استفاده ميشدند. حضور و وجود مستمر عروسک در تمام ادوار از پيدايش بشر تا جهان مدرن امروز ميتواند گواه وجودي آن به منزله هويتي يکتا باشد. جذابيتهاي آشکار و پنهان عروسکها، فارغ از اينکه معرف کداميک از فرهنگهاي ملل باشند؛ از عوامل اصلي و مؤثر در نزديکي و قرابت اقوام محسوب ميشوند. عروسکها و زندگي فرديشان، براي هرکدام از آدميان، قصه خود را داشته و ساليان سال، مشتاقان را سيراب نمودهاند. شايد عروسک تنها بازمانده از دوران کودکيهاست که در بزرگسالي هم رويارويي با آن جذابيتهاي فراواني ميتواند داشته باشد. با خود ميانديشم که واقعاً عروسک چيست؛ موجود بيجاني که در برابر تماشاگران زنده ميشود و موجوديت مييابد و ما را به جهان رؤيا و خيال ميبرد. يقين دارم که وجه مجذوبکننده آن، همين پنهان بودن و عدم وجود در حضور عروسک است. وقتي که عروسک زنده و مشغول زندگي بر صحنه است، شخصي او را حيات ميبخشد که خود پنهان است. به هر ترتيب عروسکگردان، در حضور عروسک بيحضور ميشود، فرم عروسک جنبه بيروني آن و تصورات ما جنبه دروني آن است و همين صفات هستند که اين فرم را بيهمتا ميکند. وجود ويژگيهاي متمايز در عروسک باعث شده علاوه بر کارکرد نمادين، بهعنوان «رسانهاي براي انتقال ارزشها و پيامها» باشد؛ عروسکها با کارکردي که براي انتقال معنا دارند، با ارائه يک نماد که همان فرم است کودک را به درک نشانه (مفهوم) سوق ميدهند. عروسک با توجه به اينکه نمونهاي از يک جانداراست، در واقع کودک را با يک جانداري رو به رو ميکند که ميتواند حامل مضامين متعددي در حوزههاي اجتماعي و اخلاقي باشد و اينگونه درک شود. قدرت جادويي عروسک تا حدي است که هرگونه تخيلي را به واقعيت نزديک ميکند. حکومتها در عصر ارتباطات و فناوري اطلاعات، پيامهاي خود را به شيوهاي هنرمندانه و با ظرافت بهوسيله نمادهاي عروسکي کشورشان به ديگر کشورها منتقل ميکنند و به اين وسيله شمهاي از فرهنگ و آيين خود را به ديگر ملل ارائه ميدهند. «نمايش عروسکي»، بهترين و ارزندهترين، ديدگاهها، تفکرات و ارزشها را برميگزيند و وجود اينچنين اشتراکاتي در نمايش عروسکي، موجب تفاهم ملتها ميشود. «سينما» هم با توجه به بضاعتهاي گسترده تکنيکال و همچنين وسعت و گستردگي مخاطبانش، نه تنها از کنار عروسکها بيتفاوت نگذشته است بلکه همواره بهدليل اشتياق مخاطبانش، گامهاي مناسبي براي سيراب نمودن ايشان برداشته است. گفتني است هفدهمين جشنواره بينالمللي نمايش عروسکي تهران با دبيري مرضيه برومند يکم تا هفتم شهريور ماه برگزار ميشود. منبع: روزنامه ايران، شماره: 6830، پنجشنبه ?? تير ????

اعلام فهرست حمايتهاي بنياد سينمايي فارابي براي سرمايه گذاري و حمايت از توليد فيلم در سينماي ايران، گامي براي ايجاد شفافيت بيشتر در مناسبات بين نهادهاي رسمي و جامعه سينمايي کشور است. اين اقدام ميتواند به افزايش اعتماد ميان نهادهاي رسمي و دولتي از يک سو و جريانهاي فرهنگي و سينمايي کشور کمک کند و از آنجا که اين اقدام براساس سياستهاي کلان مديريت در کشور صورت پذيرفته و ادامه خواهد يافت بدون شک در کاهش شايعات و تعامل مثبت بين نخبگان و کارشناسان و افکار عمومي در مسير برنامهريزي و تصميمگيريهاي کلان نهادهاي تخصصي و رسمي و نقد و بررسي کارشناسانه آنها مي تواند به پويايي بيشتر سياستها، برنامهها و اهداف بنياد براي پيشرفت سينماي کشور منجر شود. حمايتهاي مالي دولتهاي مختلف پس از انقلاب براي رشد و توسعه، از بودجه عمومي کشور و در چارچوب برنامههاي کلان و جامع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور، يک سياست کلان و در عين حال يک تکليف قانوني به حساب ميآيد. اين حمايتها براساس کارشناسي پيشنهادها و طرحهاي هم راستا با سياستهاي کلان انجام ميشود و حتي در کشورهاي صنعتي و توسعه يافته نيز امري معمول و در بسياري از حوزهها اجتناب ناپذير است؛ از جمله اين حوزهها بخشهاي مختلف حوزه فرهنگ است. سينما بهعنوان يک فعاليت فرهنگي- اقتصادي، ذيل اين سرفصل قرار مي گيرد و فعاليتهاي بنياد سينمايي فارابي بهعنوان يک بنياد تخصصي در صنعت سينماي ايران، در اين راستا ارزيابي مي شود. ممکن است اين اقدام در کوتاه مدت موافقين و مخالفيني داشته باشد و اين دور از انتظار نيست. حتي ممکن است نقدهايي مستقيما متوجه عملکرد بنياد باشد. اين مدير و آن مدير و اين دولت و آن دولت هم ندارد. اقتضاي کار اجرايي آن هم در حوزه فرهنگ و مشخصا سينما اين فراز و نشيبها و تبعات را دارد. وقتي در چارچوب برنامههاي کلان و عمومي کشور و با نيت مشارکت و دخالت دادن افکار عمومي در برنامهها و تصميمگيريها، برنامهاي تنظيم و اجرا شود، حتما اجراي آن در بلند مدت نيز خير و صلاح همه دست اندرکاران و پيشرفت و ارتقاي صنعت سينما را به دنبال خواهد داشت. منبع: روزنامه صبح نو، شماره 465، دوشنبه 17 ارديبهشت 97

اين روزها تهران ميزبان سيوششمين جشنواره جهاني فجر است، اين جشنواره محلي براي تلاقي تمام انديشههاي متفاوتي است كه از سراسر دنيا گرد هم ميآيند تا دستاوردهايي نو در عرصه هنر را ارج بگذارند. در كشورهايي كه سينمايي پويا و ملي، همانند ايران ندارند نيز بحثي از عدم ضرورت برگزاري جشنواره جهاني آنچنان مطرح نيست. برگزاري جشنواره جهاني فيلم فجر طبيعتا هزينههايي در بر دارد كه با توجه به دستاوردهاي آن، بسيار ناچيز است. اصولا جشنواره فيلم باعث ايجاد فرصتهايي ميشود كه براي هر كشوري جذاب است. از تاثيرات آشكار در ارتقاي شناخت، فرهنگ و هنر كه بگذريم، بايد به حوزههاي گستردهاي اشاره كنيم كه در فرآيند برگزاري جشنوارهاي سينمايي مورد توجه قرار ميگيرند. حوزههايي مانند آشنايي مهمانان بينالمللي با ميراث معنوى و فرهنگي، تقويت بنيه فنى و اقتصادى سينما و جذب مشتريان جديد و توسعه بازار فيلم ايران، زير ساختهاي مطلوب خدماتي و اقامتي. حوزهاي كه بيترديد نميتوان ناديده گرفت، حوزه «ديپلماسي عمومي» است. در هجمه لاينقطع رسانهاي، جشنواره جهانى فيلم فجر محملي براي نشستي بزرگ و بينالمللي خارج از چارچوبهاي معمول تشريفاتي و رسمي و محل تلاقي است براي تمام انديشههاي متفاوتي كه از چهار گوشه دنيا گرد هم ميآيند تا دستاوردهايي نو در عرصه هنر را ارج بگذارند. در ايران، موضوع جشنواره جهاني فيلم متفاوت بوده است. جشنواره و بازار فيلمي كه براي مدتي طولاني مهمترين راه براي معرفي سينماي نوين ايران به صاحبنظران بينالمللي بوده به تدريج ميخواهد نقش خود در منطقه را حياتيتر و موثرتر ايفا كند. در حوزه ديپلماسي عمومي، همين مهم است كه شناخت و همكاريها از مجاري غيردولتي توسعه پيدا كند و راههايي نو براي همكاريهاي فرهنگي، اقتصادي و صنعتي گشوده شود كه در چارچوبهاي ديدگاههاي رسمي محدود نشده باشد. از اين راه، فرهنگ ملي و مذهبي ما در تمام دنيا به نحوي معرفي ميشود كه شايبه فرمايشي بودن را بر نميتابد. براي نمونه، در زمان هجمه تبليغاتي دولت امريكا عليه ايران، دلنوشته سينماگر ايراني هنگام اهداي جايزه اسكار است كه ميتواند حس بخش عظيمي از ملت ايران را به جهانيان منتقل كند. فكر ميكنم سينماي ايران طى چهار دهه اخير توانسته است بيش از هر پديده ديگري اين موقعيتها را نصيب ملت عزيز ايران كند. شركت در جشنواره و تماشاي فيلمهايي كه از نقاط مختلف دنيا جمعآوري و انتخاب شدهاند، نوعي ديگر از سير آفاق و انفس است كه ما را به كشف رازهايي مكتوم و ناشناخته نزديكتر ميكند و تصوري راستين از دغدغههاي مشترك بشري نصيبمان ميكند. گذشته از تمام اين حرفها براي كساني كه سينما را دوست دارند، طبيعتا رويارويي با چنين آثاري تجربهاي گرانبها است. اهالى سينما كه خود ميزبان اين رويداد هستند و دوستداران و مخاطبان سينما هم حاميان اصلى جشنواره هستند. فيلمهاي ايراني در جشنوارههاي سينمايي دنيا علاقهمندان زيادي دارد اما اين سينما تلاش ميكند با توسعه همكاريها، سهم بيشتري از بازار صنايع تصويري جهان را كسب كند. زمان آن رسيده تا سينماي ايران نزد مخاطبان عام در سينماهاي جهان بيشتر از گذشته معرفي شود و فراهم شدن شرايط اكران فيلمهاي ايراني در سينماهاي خارج از كشور موجب خشنودي سينماگران ايراني خواهد بود. سينماي ايران از ورود به پروژههاي مشترك استقبال ميكند و بايد همكاريها در زمينه «توليد مشترك» با اولويت بهرهگيري از توان فني و هنري سينماگران ايراني توسعه يابد. معتقدم تيم برگزاركننده جشنواره جهاني فيلم فجر نقصهاي سالهاي گذشته را برطرف كرده و با همت و تلاش بيشتري رويدادهاي اين جشنواره اطلاعرساني شده است. برنامهريزي دقيق يكي ديگر از نقاط قوت جشنواره جهاني فيلم فجر است و باشگاه جشنواره نيز مخاطبان بسياري را جذب كرد. همچنين نواقصي كه بعضا در سالهاي گذشته مشاهده ميشد برطرف شده و در روزهاي اول جشنواره نيز شاهد استقبال خوب مخاطبان بوديم و اميدواريم كه اين استقبال ادامه داشته باشد. فرصتهاي نهفته در جشنواره جهاني فيلم در دورههاي قبل معرفي نشده و ضروري است اين فرصتها براي مشاركت و حضور بيشتر سينماگران در اين رويداد تبيين شوند. براي متخصصان سينما بخش «بازار بينالمللي فيلم» جذابترين بخش جشنواره است چون تبادل نظر و گفتوگوهاي بين دستاندركاران صنعت فيلم در بازار انجام ميشود. همانطور كه در كن و برلين و... اين فرصت براي پيگيري قرار و مدارهاي قبلي است. متاسفانه «فرصت بودنِ جشنواره جهاني فيلم فجر» در ادوار قبل خوب به اهالي سينما معرفي نشد و كساني كه كار تهيه و پخش فيلمها را انجام ميدهند اگر فرصتهاي نهفته در جشنوارههاي جهاني را بدانند براي مشاركت و حضور درنگ نخواهند كرد. در كشورهايي كه صنعت سينماي قوي و پر رونق دارند، ضمن برخورداري از گردش قابل توجه و سودآور سرمايه در بخش سينما، صنايع فرهنگي، آموزشي، به خصوص در بخش سمعي و بصري از پيشرفتها و رونق قابل توجهي برخوردار بوده و حجم توليد و اشتغال در اين بخشها نيز با رشد زيادي رو به رو بوده است؛ اما در كشور ما در ساير صنايع و فعاليتهاي جانبي سينما رشد و رونق قابل ملاحظهاي مشاهده نميشود. اين درحالي است كه ارتقاي كيفيت و افزايش ظرفيت توليد فيلم، ساخت و ساز سينما و تجهيزات و تاسيسات مربوطه، توسعه خدمات فني و تكنيكي مرتبط با فيلم و سينما و فعاليتهاي گوناگون مربوط به بازاريابي و عرضه توليدات در اشكال سينمايي و غيرسينمايي در داخل و خارج از كشور قابليت اين را دارد كه ضمن ايجاد اشتغال مولد و سالم از نظر اقتصادي، منافع زيادي را براي مردم و كشور به همراه آورد. با اجراى مفاد طرح جامع سينما و توسعه همهجانبه صنعت سينماي ايران اميد ميرود تا كشور ما بتواند در زمينه گسترش بازار فيلم، تكنيك ساخت سالن و تجهيزات اصلي و جانبي آن، ارايه خدمات فني و تكنيكي مربوط به سينما، خدمات فني صوت و تصوير، بازاريابي و بازرگاني عرصههاي سمعي و بصري و ساير زمينههاي تابعه حداقل در منطقه خاورميانه و در سطح كشورهاي اسلامي و آسيايي نقش موثري بر عهده گيرد و ضمن ايجاد زمينه توسعه فرهنگي و هنري مبتني بر ارزشهاي دينى و ملي از مزاياي اقتصادي صنعت سينما نيز بهرهمند شود. درخصوص تفكيك دو بخش جشنواره فجر آنچه مسلم است و به گمانم، چه موافقان و چه مخالفان، بر آن صحه ميگذارند، اين است كه حاصل و نتايج اين دو رويداد فرهنگي، دستاوردهاي غيرقابل ترديدي براي سينما و سينماگران ايراني، چه در داخل و چه در عرصه بينالملل، رقم زده است. در چهلمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، سينماي ايران و محصولات متنوع و ارزشمند آن، به چنان شكوه و بالندگياي رسيده كه جاي هيچگونه ابهامي را براي دوستان يكدل و حتي معاندان لجوج باقي نگذاشته است. درباره تفكيك دو جشنواره ملي و بينالمللي فجر، فكر ميكنم بايد هدفگذاري را در هر دورهاي مدنظر قرار داد. در دورهاي كه بخشهاي ملي و بينالملل در كنار هم برگزار ميشد، بيشتر امكانات بخش بينالملل صرف اين ميشد كه ميهمانان خارجي به تماشاي فيلمهاي جديد سينماي ايران بنشينند. اين موضوع به درجهاي از توفيق رسيده بود كه بعضي از مدرسان خارجي در بررسي جشنوارهها، در كنار رويدادهاي مختص تبليغ سينماي جهان و سينماي منطقه، سرفصلي براي فجر به عنوان رويدادي براي تبليغ سينماي ملي باز كرده بودند؛ اما بخش بينالملل با وجود فيلمهاي بزرگ و ميهمانان بزرگ عملا تحتالشعاع بخش ملي قرار ميگرفت و سينماگران و تماشاگران ايراني حضور گستردهاي در اين بخش نداشتند. اگر قرار باشد ماموريت بخش بينالملل را تدارك امكاني براي شكلدهي به ويتريني براي فيلمهاي جديد ايراني بدانيم كه دستاندركاران خارجي هم حضور چشمگيري در آن دارند، همان شيوه شايد امروز هم جواب بدهد. اما وقتي بخواهيم جشنوارهاي داشته باشيم كه به غير از امكان بازاريابي سينماي ايران و حضور برخي فيلمها و چهرههاي شاخص سينماي جهان، در اندازه ساير جشنوارههاي جهاني قابل ارزيابي باشد، ممكن است ديگر تمهيدات قبلي پاسخگو نباشد. مزاياي جديدي كه جشنواره جهاني فيلم فجر ايجاد كرده است، پرتعداد هستند: به عنوان نمونه استقبال دوباره تماشاگران جدي سينما از نمايش فيلمهاي متفاوت و ابتكار راهاندازي باشگاه طرفداران براي شناسايي مخاطب هدف؛ حضور دستاندركاران بسياري از فيلمهاي خارجي در زمان نمايش و برگزاري جلسات معرفي و پرسش و پاسخ؛ افزايش بار علمي با اتكا به كارگاهها و كلاسهاي دارالفنون و دانشگاهي؛ ايجاد ارتباط قوي با استعدادهاي آينده كشورهاي مختلف در زمينه فيلمسازي؛ انگيزه بيشتر جشنواره در كشف فيلمسازاني كه با فيلم اول رويكردهايي نو در عرصه سينما را باعث شدهاند از جمله اين مزايا هستند. اين يعني نگاه به جشنواره به عنوان فرصتي بينالمللي كه نقش سينماي ايران را در معادلات آينده سينماي جهان كليديتر ميكند و به اين رويداد سينمايي وجهه ديگري در مناسبات جهاني ميبخشد. حضور دبيري خوشفكر و نيروهايي كارآمد و مجرب باعث شده است بسياري از علاقهمنداني كه در اين سه سال در جشنواره حضور داشتهاند، از تغييرات در زمينههاي مختلف- ازجمله برنامهريزي و انتخاب فيلم- به نيكي ياد كنند. از اين رو در اين سه سال، بنياد سينمايي فارابي همواره در كنار جشنواره جهاني بوده و در تمام جوانب، از هيچ كمك و حمايتي دريغ نكرده است. منبع: روزنامه اعتماد، شماره ????، چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397

رييس سازمان سينمايي در پايان سي و ششمين جشنواره فيلم فجر يادداشتي را منتشر کرد. به گزارش روابط عمومي جشنواره فيلم فجر، متن اين يادداشت به شرح زير است:

سال پيش در سي و پنجمين سال جشنواره فجر چنين گفتم که «هر انساني، با ورود به سي و پنج سالگي، بايد پاسخگوي انتظاراتي صد افزون باشد. ديگر انتظار ميرود که در فراز و نشيبهاي زندگي به ثبات رسيده باشد و بتواند در آيينه تجارب خويش، جلوههايي يگانه از جهش، پويايي، بازدهي و تعالي جواني را بازتاب دهد.» با همين باور قبلي، جشنواره فيلم فجر به عنوان «نوروز سينما» تبديل به يگانه نهادي شده که از پير و جوان در سپهر آن سير ميکنند و آن را ارج مينهند. اين جشنِ مليِ سينما اکنون به نقطهاي رسيده که بايد «پويشي نو» آغاز کند؛ اين جهش با همت و اعتماد به نسل جوان، انديشههاي خلاق و پويا راه ديگري پيش رو نخواهد داشت. در اين مسير، تبادل انديشه و استفاده از تجارب نخبگان و پيشکسوتان اين عرصه از الزامات رسيدن به تعالي است، زيرا موفقيتهايي که در اين جشن به آن ميباليم، برآمده از همين تار و پود است. به باور من، پيروزي و موفقيت هيچ اثر هنري در گروي جايزهها نيست بلکه خلق ارزش و ديدگاهي نو در اين جشنواره، فراهم آوردن مسير درست براي جاري شدن و به ثمر نشستن اين استعدادهاست. اين جشنواره توانسته در آستانهي چهل سالگي زواياي جديدي از سينماي ملي را آشكار و عيار سينماي ايران را ارتقا دهد. سينماي ايران امروز در اوج بالندهگياش قرار دارد و بيشترين افتخارات داخلي و خارجي و تربيت نيرو، حاصل موجوديت آن است. بنابراين بايد با چشماندازي آگاهانه و با حفظ وحدت رويه در ادوار مختلف و ساختاري پايدارتر، به اين جشن کهن بيش از پيش ارج نهيم. منبع: روزنامه صبا، جمعه 20 بهمن، شماره 877

فرارسيدن روز ملي سينما بهترين فرصت براي يادآوري اين نکته است که شهرهاي برخوردار از سينما کمکي شايان به شکلگيري نهضت سالنسازي و به تبع آن افزايش رونق سينما در ايران داشتهاند. پرواضح است كه اين نهضت بايد به همت و مشاركت نهادهاي عمومي و بخش خصوصي در شهرهاي كوچكتر در راستاي تعميم و گسترش عدالت فرهنگي ادامه يابد. به بهانه اين روز بايد اعلام كنيم كه دولت بهعنوان تسهيلكننده امور آماده كمك كردن به نهادهاي عمومي و بخش خصوصي براي فراگير شدن نهضت سالنسازي در ايران است؛ افزايش دسترسي جمعيت ايراني به سالن مناسب دغدغهاي است كه بايد هر چه زودتر مرتفع شود. همچنين ميتوان اميدوار بود كه در دوره جديد فعاليت شهرداريها سازوكارهايي نظير نمايش فيلم در بوستانها كمك شاياني به برآورده شدن خواسته جمعي مردم براي تماشاي فيلم كند. نكته مهم ديگر كه بيان آن به بهانه روز ملي سينما براي من و همكارانم در سازمان سينمايي اهميت فراوان دارد، افق پيش روي سينماي ايران است. در اين افق كسب سهم از بازار تصويري دنيا بسيار مهم است. ما حضور در جشنوارهها را براي معرفي و در صدر ماندن سينماي ايران بسيار مفيد ميدانيم اما آن را مقصد و مقصود خود نميدانيم. جوايز جشنوارههاي جهاني به سينماي ايران در نگاه كلان پيش و بيش از هر چيز نشاندهنده وضعيت مناسب، توان فني و عملكرد مقبول سينماي ايران است اما نبايد ضعفهاي خودمان را در قصهگويي و بيان مسائل جامعه ايراني انكار كنيم. يكي از هدفگذاريها در برنامه جامع سينماي ايران كه در راستاي برنامههاي بلندمدت نظام جمهوري اسلامي ايران تعريف شده اين است كه سينما فارغ از كيفيت هنري، از كيفيت صنعتي و بازرگاني مناسب هم برخوردار باشد. معتقدم اوقات فراغت يك سرمايه است كه بايد بخشهاي مختلف فرهنگي مثل سينما براي آن برنامه داشته باشند. وجود روز سينما در تقويم ملي نشاندهنده اهميت صنعت تصوير در فرهنگ ملي ماست اما اين يك روز نبايد تنها بهعنوان يك نشانه باقي بماند. اگر سينما را در تمام طول سال تكريم كنيم و سينماداران هم با همين نگاه جايگاه واقعي خود را در نظام فرهنگي بازيابند، بر كسي پوشيده نيست كه سودي سرشار نصيب ايران خواهد شد؛ سود فرهنگي و البته اقتصادي.
