ثبت جهاني شهر يزد در فهرست يونسکو بهعنوان نخستين شهر تاريخي جهاني شده و بزرگترين شهر خشتي ايران، اتفاق مهمي بود که هفته گذشته با رأي مثبت کشورهاي حاضر در کميته ميراث جهاني يونسکو انجام شد. يزد اكنون در كنار 21 اثر ثبت جهاني شده ايران با برخورداري از هويت تاريخي و معماري شگفتانگيز خود برند جهاني تاريخ و هويت ايراني را اعتباري دوباره بخشيد و جهان اكنون نگاهي ژرفتر بر اين مهمترين مقصد بينالمللي گردشگري كشور خواهد داشت. تلفيق هنر و معماري در كوير مركزي ايران و تلاش سخت مردمان كوير براي پيوند زدن هنر همزيستي با طبيعت خشك و بياباني در اين شهر تاريخي از صدها سال پيش تاكنون و هنر زيستن مسالمتآميز اديان مختلف ديوار به ديوار يكديگر در اين شهر آنچنان نگاه جهاني به شهر يزد را تغيير داد كه اعضاي يونسكو در اجلاس اخير خود در شهر كراكف لهستان يكپارچه سر تعظيم بر ارزشهاي جهاني اين ميراث كهن ايرانيان در كوير مركزي ايران فرود آوردند و به احترام تلاش ايرانيان در حفظ هويت و ميراث تاريخي و آداب زيستن با طبيعت رأي به قرار گرفتن نام شهر يزد در فهرست ميراث بشري دادند. بهعنوان فردي كه پيشتر در سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري ايران مسئوليت داشتم و امروز در كنار اصحاب سينما قرار گرفتهام، بر اين باور هستم كه فيلمهاي متفاوت از ايران با درنظر گرفتن جهاني شدن شهر يزد، ميتواند گامي مهم در افزايش كنجكاوي جهاني براي آشنايي با فرهنگ و هويت ايراني- اسلامي ايفا كند و موج سفر به ايران را با افزايش چشمگير مواجه كند. تصوير ذهني بسياري از شهروندان غربي از ايران، طي ساليان گذشته توسط رسانههاي غربي ساخته و پرداخته شد و در اين ميان نيز سينما نقشي جدي ايفا كرد. فيلمهاي ضدايراني آرگو و 300 كه با هدف حمله به هويت ايراني ساخته شد، ساخته و پرداخته همان سينمايي است كه طي دهههاي گذشته درصدد تثبيت چهره غيرواقعي و سياسي از ايران بهعنوان كشوري جنگطلب در افكارعمومي غرب بود. در سالهاي اخير اما اين تلاشها به سرانجام نرسيده است و سفر گردشگران غربي به ايران منجر به آشنايي بدون واسطه آنها با فرهنگ و تاريخ ملت ايران و تغيير نگاه جهان به ايران شد. دير يا زود مردم كشورهاي مختلف جهان متوجه واقعيتهاي ايران خواهند شد؛ واقعيتهايي كه نشان ميدهد ايران كشوري متمدن با فرهنگي غني و درخشان است و از خشونت، افراطيگري و تروريسم بيزار است. سينماي ايران نيز در معرفي شايسته زيباييها، هنرها، صنايعدستي، سنتها و فرهنگ مهماننوازي ايرانيان نقش و سهم مؤثر دارد و ساخت فيلمهايي با موضوع گردشگري در كنارعزم ملي ايران در استقبال از موج گسترده گردشگران جهاني كه تمايل به شناخت ايران يافتهاند اثربخش است. تعداد فراوان آثار تاريخي ثبتشده در فهرست آثار ملي و جهاني و همچنين جوايز پرشمار بينالمللي سينماي ايران، تأييدكننده توان شگرف ايران در پيوند زدن سينما و گردشگري است. سينما و گردشگري 2 صنعت با گردش مالي فراوان در دنياي كنوني است كه بخش بزرگي از اقتصاد كشورهاي توسعهيافته يا در حال توسعه را بهخود اختصاص دادهاند. بديهي است در چنين شرايطي پيوند سينما و گردشگري در ايران با توجه به نگاه فرهنگي اخير در ثبت جهاني شهر يزد با هدف توسعه ديپلماسي عمومي ايران در جهان و معرفي ظرفيتهاي تاريخي و هويت ايراني - اسلامي متفاوت با تلاشهاي ضدايراني رسانههاي غربي در ساليان گذشته چشماندازي در مسير هنر و فرهنگ ايران ميگشايد.
آخرین یادداشتفرا رسيدن بهار، نويد تغيير، نويد رويش و ميل به نو شدن با خود به همراه دارد و بکوشيم که ما نيز به قافله بهار بپيونديم تا جهان را نو کنيم. به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي؛ سيدرضا صالحي اميري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يادداشتي با موضوع «نوروز، اعتدال و اميد» نوشته که متن آن بدين شرح است: نفسهاي سال ?? به شمارش افتاده و اندک اندک صداي بهار به گوش ميرسد. سال ?? با همه اتفاقات تلخ و شيرينش به نقطه پاياني رسيده است. سالي که با رويدادها و حوادث گوناگوني همراه بود. فقدان عزيزان و هموطنانمان در حوادثي همچون قطار مسافري تبريز-مشهد و آتشسوزي پلاسکو تا رحلت يار ديرين انقلاب، امام و رهبري، آيتالله هاشمي رفسنجاني، از پر کشيدن تعدادي از اصحاب فرهنگ و هنر تا شهادت جوانان شجاع مدافع حرم که جان خود را در برابر گلوله دشمنان سپر کردند، هر يک داغي بر دل نشاندند و دريغ و افسوس بر جاي گذاشتند و ياد و نام خود را در خاطره تاريخي ملت جاودانه کردند. در جهان پر دغدغه امروز، سنگيني نبود هر چهره تأثيرگذاري بيشتر احساس ميشود. نوروز در پيش است و اميد آن داريم که نقطه آغازي بر پايان غمها باشد. در سوي ديگر، سال ?? توأم با کاميابيها و توفيقات بزرگي براي ملت فهيم ايران هم بود. گشايشهاي حاصل از توافق برجام آهسته آهسته خود را در طول امسال نمايان ساخت و اميد ميرود که استمرار اين روند به جهشي در عرصههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور منجر شود. ايران اسلامي امروز در جهان پرآشوب و پر مخاطره، نقطهاي امن و اميدبخش است و اين توفيق در سايه لطف الهي، تدابير رهبر فرزانه انقلاب، تلاشهاي دولت تدبير و اميد و نيز کوششهاي همه دلسوزان نظام اسلامي در سطوح مختلف حاکميتي، نظامي و امنيتي حاصل گشته است. اگر از بهار بياموزيم که نسيم خوش اميد را بر تن و جان هر انساني جاري کنيم، آنگاه ميتوانيم فرداهاي بهتري را براي اين سرزمين متصور شويم. فرا رسيدن بهار، نويد تغيير، نويد رويش و ميل به نو شدن با خود به همراه دارد و بکوشيم که ما نيز به قافله بهار بپيونديم تا جهان را نو کنيم. نوروز که از عناصر اصلي هويتي ما و تداومبخش حيات فرهنگي جامعه ايراني است، در باور فرهنگي ما روز نو، روز شادي، روز زندگي، روز خرد، روز عدل و روز اعتدال است. طبيعت، تاريخ و انسان در اين روز بر سالخوردگي چيره ميشوند و جان تازه مييابند. نوروز در جامعه امروز بخشي از فرهنگ زندگي، شادي و دوستي در جهان پيرامون ماست و ميتواند دلها و انديشهها را به هم نزديکتر کند و موجب همدلي و همگرايي بيشتر شود. از خداوند بزرگ که دگرگونکننده حال و احوال است، خالصانه بخواهيم که حال ما را به نيکوترين وجه بياميزد و نور اميد را در دلهاي همه ما فروزان کند.
مدير عامل بنياد سينمايي فارابي مي گويد: کيارستمي بدون اعتنا به پايان بندي به سبک داستانهاي غربي، نکتهاي اخلاقي را باز ميگويد و با همان رندي لسان الغيب، امتداد حرکت آدمي را ارج مي نهد؛ همان بى خبر که بايد بکوشد صاحب خبر شود و تا راهرو نباشد کي راهبر شود. به گزارش روابط عمومى بنياد سينمايى فارابى، در متن يادداشت عليرضا تابش كه به مناسبت چهلمين روز فقدان اين كارگردان نامدار سينماى ايران منتشر شده، آمده است: سبک روايي و ديدگاه اخلاقي عباس کيارستمي امروز چهل روز است كه عباس کيارستمي رفته است، اما نام او بر تارک سينماي جهان ميدرخشد. شايد براي سرزمين کهن سالي که در بستر تاريخ، بيشتر به واسطه شاعري و معماري شهره عالم بوده است، چنين دستاوردي در عرصه هنري ديداري بينظير باشد - چنان بينظير که امروز بتوان درک کرد چرا در زمان نخستين موفقيتهاي سينماگر نامدار ايراني، بسياري از فيلمسازان و منتقدان وطني به آن خودباوري نرسيده بودند و آغازي جديد براي سينماي نوين ايران را صرفاً به حساسيتهاي سياسي ربط ميدادند. اما امروز که او رخت بر بسته و از ميان ما رفته، تأثيري سترگ بر سينماي جهان گذاشته است. در همين چند روز، يادداشتها و يادنامههاي چهرههاي سرشناس بينالمللي بر نکاتي انگشت گذاشته است که بازخواني آثار کيارستمي را از جهاتي ديگر الزامي ميکند. براي نمونه، ديميتري ايپيدس – که عمري در جشنوارههاي تورنتو و سالونيکا حامي سينماي ايران بوده است – به نمايش نوعي از خردمندي در آثار کيارستمي اشاره ميکند که همچنان در مناطق سنتي و روستايي مشهود است. به واقع، براي مايي که با سرچشمههاي روايت در شعر فارسي قرابت بيشتري داريم، اين نکته به نحوي ديگر قابل بررسي است. اگر امروز بپذيريم که همچنان روايت هر قوم منحصر به همان قوم است، کارآيي خط داستاني کم پيچ و خم و يا نظاره آدميان و اتفاقات پيرامونشان براي بازگويي نکتهاي اخلاقي را به همان شکل که در مثنوي معنوي قابل ادارک است، در آثار کيارستمي نيز مشاهده ميکنيم. کيارستمي هم بدون اعتنا به پايان بندي به سبک داستانهاي غربي، نکتهاي اخلاقي را باز ميگويد و با همان رندي لسان الغيب، امتداد حرکت آدمي را ارج مي نهد؛ همان بى خبر که بايد بکوشد صاحب خبر شود و تا راهرو نباشد کي راهبر شود. در دهه هشتاد ميلادي، در دورهاي که سينماي جهان به سمت رواياتي مغلق و پيچيده گرايش پيدا کرده بود، اتخاذ اين سبک روايي و ديدگاه اخلاقي، براي دنيايي که حکايات و تمثيلات ايراني را به خوبي نميشناخت، به الگويي مينيماليستي براي فيلمسازي تبديل شد، ولي به همان شکلي که مارتين اسکورسيزي در يادداشت کوتاهش اشاره کرد، اين همه تأکيد بر جزئيات روايي و ظرافتهاي بصري، به هيچ عنوان شکلي مينيماليستي را تداعي نميکرد. شايد آنچه پيروان او در سراسر جهان انجام دادند، تقليل سينماي کيارستمي به چارچوبهايي بينالمللي بود که ظرفي کوچکتر از آفرينشهاي هنري فيلمساز رند ما بود. فيلمساز رندي که ثبت است بر جريده عالم دوام او... عليرضا تابش 25مرداد 1395

يادداشت مديرعامل فارابي به مناسبت نخستين جشنواره فيلم مدافعان حرم همزمان با افتتاح «نخستين جشنواره فيلم مدافعان حرم» عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي درباره رشادت اين غيورمردان يادداشتي نوشت. متن کامل يادداشت به شرح ذيل است: اين روزها نام مردان غيور و باشرف دوباره پرآوازه شده است، نه در پشت خاکريزهاي خصم بعث، بلکه هزار کيلومتر آنطرفتر و در صف مدافعان حرم. حالا بار ديگر موسم «دفاع» سر رسيده و شکوفههاي به بار نشسته اين خاک، مردانه پشت خاکريز «حماسه» ايستادهاند. دلاور مردان ديروز يقيناً غيور مردان دفاع از امنيت و آرامش امروز ما هستند. اصلاً مگر رشادت مرز ميشناسد؟ با خود مرور مي کنم تاريخ اين رشادتها را، پيش از اسلام گروهي از ايرانيان به يمن اعزام شدند که با رشادتهايشان توانستند در عهد سيف بن ذي يزن آن کشور را از هجوم بربرها حفظ کنند و نيز درجهدار و سربازاني که قبل از انقلاب، در منطقه ظفار مظلومانه اما سرفراز به شهادت رسيدند و امروز رابطه و درک عميق دو نظام ايران و عمان را در منطقه ايجاد کردند و خون اين عزيزان به يقين در ايجاد اين پيوند موثراست و امروز در شرايطي که تروريستهاي تکفيري نام اسلام را خدشه دار کردهاند، در سوريه، جان برکفان مدافع حرم، ايثارگرانه به ميدان آمدهاند. دو هفته پيش که براي زيارت مزار مطهر شهداي مدافع حرم به قطعه اين شهدا در بهشت زهرا رفتم با خود مي انديشيدم جنگ تمام ميشود و نسلهاي بعد در سوريه يا عراق، از خود خواهند پرسيد اين شهيدان از سرزميني ديگر، براي حفظ چه چيزي آمدند و جان دادند، ميراث تاراج شده و نابود شده ما؟ حفظ تماميت ارضي ما ؟ يا پاسداري از ميراث مشترکي که عقيده و هويت ما و آنها را ساخته است. مردمان جهان آنگاه که بخواهند تصويري از هويت مذهبي و اعتقادات ما داشته باشند به عزاداري هاي عاشورا يا راهپيماي عظيم اربعين حسيني رجوع مي کنند. اين هويتي که در جهان افتخار شناخته شدن به آن را داريم همان چيزي است که دلاوران ما به نام «مدافعان حرم» در پي پاسداري از آنند و براي شيعيان حسين (ع) که همه تاريخ در حسرت شمشير زدن در رکاب اباعبدالله مانده اند چه توفيقي بالاتر از پاسداري از حريم او؟ در اين ميان، نقش و سهم هنرمندان غيرتمند ايراني، روايت مستند و تصوير خلاقانه از اين واقعيات است. در زمانهاي که داعش و تکفيري ها با زبان و بيان تصوير و سوار بر موج رسانهاي، خشونت و بربريت و اسلام هراسي را ترويج ميکنند، فيلم مستند و داستاني، عکس و مجموعه هنرهاي تصويري و نمايشي، بهترين ظرف براي ثبت، روايت و انتقال گوشههايي از اين حماسه است و «نخستين جشنواره فيلم مدافعان حرم» محملي است براي کشف و بازنمايي بصريِ رشادتهايي که حتماً بايد در تاريخ ثبت شوند، که اگر سينما ثبت نکند، نسل فردا فراموش ميکنند اين نکته را که : «ما براي آن که ايران، خانه خوبان شود، رنج دوران برده ايم...» در آستانه ماه مهماني خدا و در سايه جوانمردي رزمندگانمان، هر اذان براي پيروزي و سلامتي جوانان رشيد و با اخلاصِ مدافع حرم، دست به دعا بر مي داريم. عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي منبع: خبرگزاري فارس

يادداشت عليرضا تابش به مناسبت برگزاري نخستين جشنواره فيلم روح الله به گزارش پايگاه اطلاع رساني بنياد سينمايي فارابي، به نقل از پايگاه اطلاع رساني و خبري جماران؛ عليرضا تابش مديرعامل بنياد سينمايي فارابي درخصوص جشنواره فيلم «روح الله» يادداشتي نوشت. در متن اين يادداشت آمده است: ايران جزو چند کشور صاحب سينماست که بلافاصله پس از استقرار نظام سياسي آن، هشت سال درگير جنگ تحميلي هم بوده است و جالب اينکه در حين اين جنگ هشت ساله سينماهايش تعطيل نشد و سينماگرانش زير بمباران و حين جريان جنگ، فيلم توليد مي کردند، فيلمهايشان در سينماها اکران مي شد و مردم جلوي سينماها صف مي بستند. اين سينما همان زمان در فستيوال هاي جهاني مي درخشيد و مي توان گفت سينما در دوره جنگ، تصويري کاملا متفاوت از ايران به جهان نشان داد. برخلاف آنچه در سينماي اروپا در جريان بود، متاسفانه موضوعاتي که پيش از انقلاب به طور گسترده در سينماي ايران جريان داشت، اغلب به سطحي سازي نگرش و نگاه مخاطبان به فلسفه زندگي منجر مي شد و به جرأت ميتوان گفت که تعداد فيلم هاي درخشان در آن سالها بسيار محدود بود. سطحي سازي آگاهي مخاطبان سينما و تاثير آن در سبک زندگي مردم چنان براي حضرت امام(ره) آشکار بود که ايشان در نخستين سخنراني تاريخي خود در 12بهمن 57 به مقوله فرهنگ و هنر، و سينما که ابزاري براي انتقال فرهنگ و مفاهيم هستي است، اشاره کردند. امام (ره) در آن سخنراني تاريخي به صراحت دلايل نقد خود نسبت به سينما را بيان فرمودند و فرمودند که سينما يکي از مظاهر تمدن است که بايد در خدمت اين مردم و تربيت آنان باشد. بدين ترتيب امام خميني سينما را -به جز وجه سرگرم کننده اش- ابزاري براي ترويج انديشه هاي اسلامي و اخلاقي مي دانستند و بر هنر متعهدي که اساس آن منش و فرهنگ والاي ايراني اسلامي باشد، تاکيد داشتند. اکنون در شرايطي به سر مي بريم که اسلام هراسي و ايران هراسي در دستور کار رسانه هاي صهيونيستي است و دستکاري کردن افکار عمومي آنچنان که به تغيير سبک زندگي مردم ايران زمين منجر شود، از مهمترين برنامه هاي اين رسانه هاست و همين امر حرکت ويژه تهتالي فرهنگ و هنر را مي طلبد. هنرمندان جوان ما بايد به اين مهم توجه داشته باشند که بدون «مفهوم» نمي توان هيچ انديشه اي را عينيت بخشيد. مفهوم وسيله اي است براي بيان انديشه، انتقال معنا و برقراري ارتباط؛ به عبارتي ديگر بايد از مفاهيم براي متجلي کردن آثار و پديده هاي ايراني- اسلامي بهره برد و اين چيزي است که پيش از انقلاب اسلامي مدنظر نبود. در عرصه هنر براي تفکر مفهوم سازي مي شود. مفهوم، تلخيص انتزاعي مجموعه اي از رفتارها، نگرش ها و خصيصه هايي است که وجه مشترکي دارند. مفهوم روشي براي انتزاعي کردن يک امر عيني است و به عبارت روشن تر مسير «از عين به ذهن رفتن» همان مفهوم سازي است. بنابراين انتقال فرهنگ ناب ايراني- اسلامي به واسطه سينما و تلويزيون بايد مد نظر جوانان فيلمساز کشورمان باشد. چرا که غرب بيش از هر زمان درصدد گسترش فرهنگي خاص در عرصه جهاني است و همگون سازي فرهنگي برنامه اي است که به گسترش تجدد غربي، گسترش و جهانگيرشدن فرهنگ مصرفي سرمايه داري و جهاني شدن فرهنگ آمريکايي مي انجامد. در اين بحبوحه خودباوري جوانان هنرمند و نسل نوي سينماي پس از انقلاب، سيماي متفاوت و جديدي از سينماي ايران در جهان را نمايان کرد. استقلال، خودباوري، اعتماد به نفس، صداقت و صراحت و بيان بي تکلف و... اساس آموزه هاي امام(ره) بود که نسل جوان در عرصه هاي مختلف از جمله هنر آن را دريافت و به کار بست. با توجه به اينکه از طريق رسانه ها بخصوص ماهواره ها گسترش تجدد در جوامع غير غربي شتاب بيشتري داشته است، سينماگران جوان ما در مقابل امپرياليسم فرهنگي قرار دارند که چيزي جز صدور کالا، صدور ارزش ها و اولويت هاي شيوه زندگي غربي نيست. سينماگران ايراني که در سطح جهان حرفي براي گفتن داشته اند در سه دهه گذشته در آثارشان ارزش هاي ايراني را بازتاب داده اند و از همين رو سينماي ايران در مضمون و محتوا با سينماي رايج غرب رقابت مي کند و در حالي که غرب خاستگاه سينما است و غرب مظهر تکنولوژي هنري و سينمايي است، سينماي ايران در حوزه پيام و مضمون با آنچه در سينماي غرب رايج است، رقابت مي کند و مخاطبان خود را نيز پيدا مي کند. با توجه به اين مسأله برگزاري جشنواره فيلم کوتاه روح الله و استقبال جوانان فيلمساز از آن، که اغلب در دهه شصت و هفتاد رشد و نمو کرده اند و زندگي و سيره امام خميني را درک نکرده اند اما درباره ايشان شنيده و خوانده اند، حرکتي پر برکت در عرصه هنر انقلاب است.

توافق هستهاي عزتمندانه به مثابه يک فرصت تاريخي براي جمهوري اسلامي ايران، مجالي را در روزهاي اخير براي کارشناسان، تحليلگران و فعالان حوزههاي مختلف از سياست داخلي و خارجي گرفته تا اقتصاد فراهم آورده تا ابعاد اين توافق و تأثيرات مثبت و شايد منفي که بر روي حوزه تخصصي و مورد علاقه آنها ميگذارد را مورد بررسي قرار دهند. در اين فضا تهديدها و فرصتها مورد واکاوي قرار ميگيرد و روزنههايي براي يافتن راهکارهاي دقيق و اصولي گشوده ميشود، حتي در روزهاي اخير ديدهام که درباره وضعيت ورزش ايران و زمينههاي گشوده شده پيش روي آن نيز متخصصان امر مباحثي را مطرح ميکنند که همه خبر از رسيدن روزهايي بهتر و گشوده شدن افقهاي نو و پايان سختيها و مرارتهاي ناشي از تحريمهاي ظالمانه در اين حوزه دارند. با اين وجود معتقدم خوبست اهالي فرهنگ و هنر و رسانه و صاحبنظران درباره پيامدهاي فرهنگي اين توافق، دقيق تر سخن بگويند. حال آنکه در جمهوري اسلامي ايران، فرهنگ از اقتصاد هم مهمتر است و آنچه که ما را در دنيا متمايز و مؤثر کرده نفت و پسته و زعفران که روزگاري ايران را با آن ميشناختند نيست، بلکه فرهنگ است. فرهنگ اصيل ايراني اسلامي که مخصوص و ويژه اين سرزمين کهن است که ريشه در هزاران سال تاريخ ايراني به علاوه ???? سال تاريخ اعتقادي شيعي ما دارد. همچنان که پرواضح است، سينماي ايران پس از انقلاب در جهان گونهاي متمايز از سينما را عرضه کرده است که بدون فاکتورهاي رايج در سينماي جهان چون سکس و خشونت و بدون حضور در هيچ لابي و جريان فکري متصل به قدرتهاي جهاني سينما، حرفهايي ناب براي گفتن دارد، همچنان که گفته است و در بالاترين قلههاي سينماي جهان درخشيده است. معتقدم جمهوري اسلامي ايران که توانسته است کم و بيش اما بي ترديد بيشتر از همه کشورهاي منطقه، فرهنگ خود را از تهاجمات و شبيخونها حفظ کند و نتيجه سالهاي طولاني مبارزه و مجاهدت تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر امروزه ميل تحسين برانگيز و کشش قابل توجه جوانان نسل چهارم انقلاب به فرهنگ اصيل اين سرزمين است که بر هيچ چشمي پوشيده نيست، فرصت پيشآمده در پي توافق هستهاي بيش از هر چيز يک «فرصت فرهنگي» است. جالب است که ميبينيم پيش از ما اين رسانههاي مهم خارجي هستند که اين اتفاق را يک پيروزي فرهنگي ارزيابي ميکنند همچنان که ديديم روزنامه گاردين براي نخستين بار در تاريخ نود و چهار ساله انتشارش تيتر و سرمقاله خود را به «زبان فارسي» منتشر ميکند، يا تيتر فارسيِ روزنامه الاخبار چاپ بيروت، اين چه معنايي را تداعي ميکند جز اينکه فرهنگ ايراني که يکي از مهمترين نمادهايش خط و زبان است پيروز حقيقي اين توافق بوده است. امروزه گويي که در جهان کنجکاوي و جاذبهاي عجيب به سمت ايران و براي شناخت بيشتر فرهنگ ميهن مان ايجاد شده است. واکنشهاي شرکتهاي بينالمللي بزرگ دنيا براي پيشي گرفتن از هم براي دستيابي به فرصتهاي اقتصادي موجود در کشور ما نمونهايست از يک ميل جهاني براي کشف و شناخت ايران، سرزمين تاريخيِ رازآلودي که مردمان متديني دارد که پاي آرمانهايشان در هر شرايطي ميايستند و بي هياهو و ادعا، پاسداران صلحاند و فرش و پسته و زعفران و خاويارشان براي مردم دنيا رؤيايي است و سينماي نجيبش همه را شگفتزده کرده است و ميراث معنوي، فرهنگي، طبيعي و تاريخياش دل و دين هر تماشاگري را ميربايد و او را به احترام وا ميدارد. اين همان فرصتي است که از آن سخن ميگويم؛ فرصت به نمايش گذاشتن اين فرهنگ و اشاعه واقعياش تا آنجا که مردمان صلح دوست و آرامش طلب و علاقمندان به هنر و تاريخ در همه جاي دنيا بتوانند آن را بشناسند و در شمار طرفداران آن قرار بگيرند و چه رسانهاي را بهتر و تأثير گذارتر از سينما در اين کارزار سراغ داريد؟ رسانه اي که ميتواند بدون جنگ، دعوا وحتي صرف سالها و ماهها زمان براي مذاکره، فرهنگ ايران را به جهان معرفي کند. متأسفانه در دهههاي اخير تفکر نفتي جايگزين تفکر توليدي، خلاقانه و صادراتي شده و در کنار اين مساله، چند سال گذشته تحريمهاي ناعادلانه باعث از دست رفتن بازارهاي جهاني هنر و فرهنگ ايران شده است. توافق هستهاي، فرصت بينظيري در مقابل فرهنگ و هنر ما و بطور اخص \\"سينماي ايران\\" گشوده است که با هوشمندي بايد از آن بهره بُرد. در اين برهه و در بعد بينالملل بايد جهتگيري سينما به سمت پروژههاي چند مليتي و توليد مشترک باشد و با حمايتهاي هوشمندانه از فعالان خلاق و با انگيزه در بخش خصوصي، بر توليد مشترک سينمايي تأکيد ويژه کرد و محصول اين سينماي نجيب را در بستر پيام و تصوير واقعي ايران به جهانيان نشان داد. همچنين اين فرصت، راهي براي رونق اقتصاد فرهنگ و هنر و صادرات آثار هنري گشوده است چرا که «اقتصاد خلاق» بر خلاقيتهاي ذهني و فکري و برخورداري از آثار گسترده اجتماعي در فرهنگ سازي و توسعه اقتصادي متکي است و با توجه به قابليت و پتانسيل عرضه محصولات خلاق فرهنگي و هنري ايراني و اسلامي مانند فيلم، موسيقي، آثار تجسمي، صنايع دستي و کالاهاي فرهنگي در بازارهاي منطقهاي و جهاني، اقتصاد خلاق به عنوان نوعي اقتصاد مقاومتي «برون زا» و «برون گرا» است و نقش صنايع خلاق در رونق توليد ملي و تحقق اقتصاد مقاومتي از طريق ثروتآفريني ملي و اشتغالزايي در اين شرايط حائز اهميت است. در اين فرصت پيش رو «سينما به مثابه قدرت نرم ايران» بايد سهم واقعي خود را در بازارهاي منطقه و جهان بيابد و منادي صلح و پيشتاز گفتگوي فرهنگي در جهان عاري از خشونت و افراطيگري باشد. «عليرضا تابش» مديرعامل بنياد سينمايي فارابي
