علیرضا تابش؛ مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و دبیر جشنواره فیلم کودک و نوجوان
آخرین یادداشتیادداشت علیرضا تابش در ضمیمه روزنامه ایران بهمناسبت هفته دولت
علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در یادداشتی در ضمیمه روزنامه ایران که به مناسبت هفته دولت منتشر شده است، گزارشی از تلاشها و دستاوردهای این بنیاد برای تحول و ارتقای سینما را ارائه داد.

علیرضا تابش:
علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در صفحه اینستاگرامش با انتشار عکسی اختصاصی نوشت:
یادداشتی از «دکترمحمد هادی کریمی»
«دکترمحمد هادی کریمی» طی یادداشتی اختصاصی به تحلیل چگونگی مواجهه جوامع با پدیده کرونا و پساکرونا از منظر رسانه و سینما پرداخت.

ميلاد شکرخواه؛ مديرICT بنیاد سینمایی فارابی- ويروس کوويد۱۹ و همهگيري آن، علاوه بر در معرض خطر قراردادن سلامت و جان انسانها، بحرانهاي عظيمي در شيوه حکمراني دولتها در سطوح مختلف اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي به وجود آورده است و نبود افق زماني روشن براي عبور از اين بحران همهگير، بيم و اميدها را روزبهروز تشديد ميکند. در اين ميان، سازمانها و کسبوکارهايي که در گذشته تحولات ديجيتال را در کشور کماهميت ميپنداشتند، امروز با شوک اقتصادي ناشي از محدوديتهاي بهوجودآمده، در معرض زيان مهلکي قرار گرفتهاند. چالش جهاني کوويد۱۹ و تلاش بشر براي حل اين بحران، فرصتي را براي تکامل سازمانها و شکوفايي کسبوکارهاي جديد، براساس يک واقعيت کاملا ديجيتالي و بدون مداخله حداکثري انسان فراهم کرده است.

تحول ديجيتال بهمثابه يکي از مفاهيم تحول کسبوکار، به بيان ساده، به ادغام فناوري در سازمانها يا کسبوکارهايي گفته ميشود که با هدف ايجاد تحول شگرف صورت ميگيرد. اين تحول براي تحقق بايد در سراسر سطوح و فرايندهاي کاري رخ دهد تا سودمندي و منافع ناشي از آن شکوفا شود. البته استفاده از فناوري و ابزارهاي متکي به آن، بهتنهايي دستاوردي درپي نخواهد داشت و موفقيت در گرو «توانمندسازي مهارتهاي نيروي انساني» و «تحول در الگوهاي ارزشآفريني» نسبت به تحولات ديجيتال در سازمان است. تحول ديجيتال، مسئله اين است اکنون خانهنشيني همزمان مردم جهان و همنشيني آنها با فناوري و بهرهمندي از منافع آن، در نوع خود بيسابقه است. از همينرو، اهميت ICT بيش از گذشته هويدا شده و ضرورت بهکارگيري ظرفيتهاي آن در تمام سطوح کسبوکار، تغيير رويکرد و استراتژي سازمانها در انطباقپذيري حداکثري با تحولات ديجيتال يکي از بنياديترين راهکارهاي نجاتبخش در ادوار کرونا و پساکرونا خواهد بود. هرچند در دوران اضطرار، دولتها بخش محدودي از زيانهاي بهوجودآمده را با اعطاي بستههاي حمايتي بهمنظور نجات بنگاهها و رفاه مردم جبران خواهند کرد، اما در رابطه با بحران کرونا، شرايط تابعي است از رفتار مردم که در دوران فعلي و پساکرونا شاهد تغييراتي شگرف خواهد بود. اين يادداشت به چند راهکار کاربردي براي استفاده از ظرفيتهاي بالقوه تحولات ديجيتال در سازمانها و کسبوکارها اشاره ميکند، با اين پيشفرض که مخاطرات ناشي از کرونا در تمام حِرَفِ مختلف، فرايندهاي ديجيتالسازي را بهطرز معجزهآسايي شتاب ميبخشد. گسترش قلمرو با حضور در فضاي مجازي نظامهاي متکي بر خردهفروشي آنلاين در سراسر جهان، با كاهش مراجعات مردم به فروشگاهها و مراکز خريد و اصطلاحا با کوچکشدن بازارها رشد ميکنند. به عنوان مثال، در چين مصرفکنندگان به خريد مواد غذايي آنلاين روي آوردهاند و به گفته کمپاني فرانسوي کارفور، ميزان تحويل سبزيجات آنها نسبت به سال گذشته 600 درصد افزايش يافته است؛ همچنين فروشگاه اينترنتي جيدي، يکي از بزرگترين فروشگاههاي خردهفروشي آنلاين در چين، در مدت مشابه، فروشي بيش از چهار برابر را تجربه کرده است. شما دير يا زود، با اين شتاب فزاينده در فضاي مجازي، بايد براي خلق يک هويت آنلاين بيش از گذشته تلاش کنيد. بنابراين بايد با ايجاد يک وبسايت يا اپليکيشن تلفن همراه، قلمرويي جديد و سودمند، متناسب با نيازها و خدمات خود خلق کنيد و توانمنديهاي سازمان خود را براي گسترش حضور در بازارهاي ديجيتال تقويت کنيد. اين اتفاق باعث ميشود که سازمان يا کسبوکار شما تا حد قابل توجهي از مخاطرات احتمالي که بازارهاي سنتي را تهديد ميکند در امان بماند و در زمان بحران پايدارتر فعاليتهاي خود را راهبري کنيد. البته از اين موضوع غافل نشويد که متناسب با تحولات ديجيتالي، توانمندسازي نيروي انساني و نحوه فعاليت در زيست بومي جديد را بايد در دستور کار قرار دهيد. درصورتيکه از گذشته فعاليتهاي خود را ازطريق وبسايت يا اپليکيشن تلفن همراه دنبال ميکنيد، موقعيت بسيار بهتري داريد و بايد علاوه بر بهبود زيرساختهاي فني و امنيتي به عوامل کليدي زير توجه کنيد تا در شرايط بحراني با افزايش تقاضا و رشد کاربران، با موفقيت و اطمينان بيشتري به فعاليت خود ادامه دهيد. بهينهسازي رابط کاربري براي تلفنهاي همراه (Responsive & Mobile Friendly) بهينهسازي تجربه کاربري (Optimize UX) بهينهسازي براي موتورهاي جستوجو (Search Engine Optimization) توليد محتوا براساس استراتژي و چرخه عمر (Content Strategy) اندازهگيري اثربخشي (Measuring Effectiveness) تقويت بازاريابي ديجيتال (Strengthen Digital Marketing) هرچند با فراگيربودن اينستاگرام و تلگرام در کشور ما، کانالهاي تازهاي براي فروش، بازاريابي و توزيع کالاها و خدمات فراهم شده است، اما سرمايهگذاري شما روي وبسايت و اپليکيشن اختصاصي ميتواند به عنوان مرکز اصلي کسبوکار شما در فضاي مجازي، نقش بسزايي در ارتقا و بهبود مناسبات کاريتان ايفا کند. فرهنگ کاري جديد با محيط کار مجازي متأسفانه تا امروز پديده «کار در منزل» در ايران به دلايلي مثل حفظ سطح کيفي فعاليتها در محيط خارج از کار و عدم اطمينان و اعتماد متقابل کارمند و کارفرما و عوامل ديگر، به امري مهم در فرهنگ کاري تبديل نشده است، اما با توجه به محدوديتهاي حضور افراد در محيط کار، فرصت مغتنمي بهوجود آمده تا شما در فرايندهاي کاري خود که بينياز از حضور فيزيکي است، بازنگري جديتري داشته باشيد و با اتکا به فناوري از مزاياي محيطهاي مبتنيبر ابر (SaaS) بهرهمند شويد. ويژگي باز اين محيطها، اشتراکگذاري و ويرايش اسناد بهطور ايمن، مديريت وظايف و پروژهها، دسترسي به ابزارهاي تجزيه و تحليل و امکاناتي نظير چتروم است. طبيعي است که شما با توجه به ماهيت فعاليت خود نميتوانيد از يک قاعده کلي براي انجام کار در منزل پيروي کنيد، اما ميتوانيد با مهاجرت از محيط کار فيزيکي به يک پلتفرم آنلاين که الزامات کليدي کار شما را برآورده ميکند، فعاليتهاي سازمان خود را راهبري کنيد و بر اهداف ويژه خود متمرکز شويد. به ياد داشته باشيد که سرمايهگذاري در استقرار پلتفرمهاي آنلاين بهمنظور دورکاري نهتنها هزينه به حساب نميآيد، بلکه ارزش افزوده مهمي براي سازمان شما به ارمغان ميآورد، زيرا در عصر ارتباطات و تکنولوژي، معيار سنجش سازمانها، ميزان دارايي ديجيتال آنها است. انعطافپذيري و افزايش رضايت و بهرهوري نيروي انساني و اصطلاحا تمرکز بر استراتژي درهاي باز (امکان ارتباط مستقيم بين مدير و کارمند بهصورت پيامهاي متني و تصويري) از مزيتهاي رقابتي مهاجرت به قلمرو اين پلتفرمها است. بنابراين اگر در اجراي دورکاري و ايجاد محيط کاري آنلاين اهتمام داريد، پلتفرمهاي آنلاين فراواني متناسب با مشاغل شما وجود دارند که از جمله ميتوان به Trello براي مديريت تيمها zoom براي جلسات ويديويي از راه دور و zapier براي مديريت گردش کار اشاره کرد. رونق اقتصاد ديجيتال در دوران رکود با گسترش فناوريهاي ديجيتالي و تأثير آن بر صنايع توليدي و خدماتي و همچنين شکلگيري تجارت الکترونيک، مفهوم اقتصاد ديجيتال مطرح شد که تا امروز نظريهپردازان زيادي به مفهومسازي آن پرداخته و برخي آن را موج چهارم انقلاب صنعتي ناميدهاند. در اين اقتصاد، ارزشآفريني در کسبوکارها برپايه دانش و نوآوري با اتکا به فناوريهاي ديجيتال است و با ظهور پلتفرمهاي ديجيتالي مختلف، ماهيت بازارهاي اين عرصه هم تغيير کرده است. با توجه به اين تحولات، در نظر داشته باشيد که ميليونها مصرفکننده هم در يک شرايط رکود اقتصادي هوشمندانهتر نسبت به خريد اقدام ميکنند و نسبت به قيمتها حساستر ميشوند، زيرا امکان مقايسه قيمتي بهراحتي براي آنها، فارغ از مکان و زمان فراهم است. از طرفي، طرح فاصلهگذاري فيزيکي به عنوان راهکاري درازمدت، امکان خريدهاي حضوري مردم را به حداقل ميرساند و بديهي است که سرمايهگذاري روي هر شکلي از فناوري که بشر را بدون تماس فيزيکي در انجام امور کمک کند، رشد اقتصادي را درپي خواهد داشت. از همين رو، مشاغل مبتنيبر پلتفرمها در عرصههاي آموزشي، دولت الکترونيک، پزشکي آنلاين، خردهفروشيها، بانکداري و بيمه الکترونيک و سرگرمي از مهمترين صنايعي هستند که در آيندهاي نهچندان دور با سرمايهگذاري در فضاي ديجيتال جهش عظيمي را تجربه ميکنند، زيرا مدل تجاري اين کسبوکارها مقياسپذير (Scalable digital business) است و ارزش خود را از جوامعي که براي آنها خدمت ميکنند، به دست ميآورند و اثر شبکهاي منبع اصلي ايجاد ارزش و مزيت رقابتي در آنها است. تکيهگاهي به نام کلاندادهها؛ تحليل و تصميمگيري يکي از دستاوردهاي بهکارگيري هوش مصنوعي در صنايع مختلف، پيدايش مفهوم کلان داده است که به عنوان يکي از مهمترين داراييهاي هر سازمان و کسبوکاري، نقشي مؤثر در فرايند تصميمگيري هوشمند دارد. بهطورکلي هوش مصنوعي داراي دو مفهوم کليدي يادگيري ماشين و شبکههاي عصبي است که کلاندادهها در سطح يادگيري ماشين، بيشترين کاربرد را دارند و شايد بتوان ادعا کرد که بدون وجود آنها، هوش مصنوعي از مهمترين قابليت خود يعني يادگيري ماشين بازميماند. به همين دليل است که در چند سال اخير، دادهها جايگاه و ارزش بسيار زيادي براي همه سازمانها و کسبوکارها پيدا کردهاند و همه آنها در تلاش براي استخراج و تجميع دادهها از مصرفکنندگان خود هستند. به يمن وجود کلاندادهها، تصميمگيري دادهمحور (Data-Driven Decision Making) به عنوان يک فرهنگ جديد تصميمگيري و همچنين يک تخصص وارد دنياي فناوري شده است و کسبوکارهاي زيادي با تکيه بر ابزارهاي تحليل کلان داده، به جاي اتکای صرف بر تجربه، نسبت به رقباي خود در بحرانها هوشمندانهتر تصميمگيري و عمل ميکنند. اگر شما در کسبوکار خود قادر باشيد، دادهها را بهموقع جمعآوري و با استفاده از ابزارهاي هوش مصنوعي، تحليل دقيقي از روندها و رخدادهاي پيشروي سازمان خود داشته باشيد، خواهيد ديد که تا چه حد ميتوانيد در بحرانها، با پيشبينيپذيري از پيامدهاي احتمالي وقايع داخلي و خارجي بکاهيد. کلام آخر تحول ديجيتال زمينههايي را براي شما فراهم ميکند تا ارزشهاي بيسابقهاي را به مشتريان خود ارائه دهيد، اما اين شکوفايي نيازمند بينش و نگرشی عميق است تا رشد و سودآوري را براي کسبوکار شما درپي داشته باشد. به ياد داشته باشيد که تحول ديجيتال هرگز نقطه پايان ندارد و شما بايد همواره راهکارهاي ديجيتال براي حل مسائل خود در تمام سطوح اتخاذ کنيد. در اين يادداشت تلاش شد تا راهکارهاي مؤثري بهمنظور بهکارگيري از ظرفيتهاي تحول ديجيتال تشريح شود، اما صاحبان کسبوکار و رهبران سازمانها بايد فراتر از اين مفاهيم درباره فناوريها و نوآوريهاي صنايع خود شناخت کافي کسب کنند تا فرصتهاي طلايي را از دست ندهند و براي تحول ديجيتال نيز خود را آماده کنند. منبع: روزنامه شرق، شماره 263464، 14 اردیبهشت 1399

سناریوهای ممکن برای اکران فیلم در شرایط کرونایی
علیرضا تابش- کرونا به عنوان آخرین بیماری همهگیر، زنجیره صنعت سینما، از تولید و اکران و توزیع گرفته تا جشنوارهها را در دنیا تحت تأثیر خودش قرارداده و سینمای ایران هم از این تأثیرپذیری مستثنی نیست.

پرسش های بسیاری درباره «تأثیر کرونا بر اقتصاد» و اینکه «آیا کووید ۱۹ اقتصاد جهان را دیجیتالی خواهد کرد؟» وجود دارد و مطرح است. این روزها از ما و همکارانمان سوال میشود که تصمیم درباره شیوه اکران فیلم های سینمایی که بنیاد سینمایی فارابی در آنها مشارکت داشته و دارد چیست، طبعاً پاسخ ما این است که این تصمیم، از بقیه فیلمهای سینمای ایران جدا نیست. به نظرم این تصمیم باید به گونهای باشد که ارکان زیست بوم سینما در کشور دچار تزلزل نشود. از آغاز شیوع بیماری کرونا انواع مختلف اکران فیلم در محافل کارشناسی به بحث گذاشته شده، اگر سناریوهای موجود برای حل مشکل اکران در بحران کرونا را بررسی کنیم، در اولین و با توجه به اینکه: • بازگشایی سالنهای سینما در کوتاه مدت میسر نخواهد شد و • امکان اکران موازی در سینماهای ویژه (سینماهای ماشینی، سینماهای کابینی، سینماهای سوییتی) در ایران وجود ندارد. • میزان دسترسی مردم به پلتفرمهای آنلاین و فضای مجازی به بالای 88 درصد رسیده است • پوشش پلتفرمهای آنلاین پخش محتوا (شامل VOD، UGC، Live Streaming)، بیش از 50 درصد جامعه را دربرمیگیرد. از طرفی محتوای ویدیویی نخستین و پرمخاطبترین نوع محتوا در فضای مجازی است. به این نتیجه میرسیم که تنها راه ممکن برای نجات سینما از بحران پیش رو استفاده از فضای مجازی برای اکران آثار باشد، اما شیوهی این استفاده و چگونگی استفاده از آن، مسالهای است که در مورد آن باید مداقه کرد و در این مورد بر اساس بحثهای کارشناسی، سه سناریوی اصلی قابل طرح و پیگیری است که به اجمال آنها را مرور میکنیم: **1\. استفاده از بازار موجود:** سناریوی نخست استفاده از پلتفرمهای موجود است، در حال حاضر دستکم هشت سامانهی VOD (در دو مورد همراه با IPTV) و بیش از سه رسانهی IPTV به شکل قانونی، و بیش از 10 سامانهی VOD غیر قانونی در کشور مشغول فعالیت هستند. بخش قابل توجهی از ترافیک اینترنت در کشور ما صرف مشاهده محتوای ویدیویی قانونی یا غیر قانونی از طریق این 18 سامانه، و یا انبوه سایتهایی میشود که فیلمهای موجود ایران و دنیا را به صورت غیر قانونی برای دانلود گذاشتهاند. در این راه حل، همه یا بخشی از VODهای قانونی کشور، با استفاده از فناوری استریمینگ، به بلیط فروشی برای اکران فیلمها خواهند پرداخت و فیلمها را در ازای دریافت پول مشخص برای هر فیلم و هر نمایش، از مخاطب دریافت خواهند کرد. این تنها راهی است که میتواند اکران اینترنتی را از پخش متعارف VODها متمایز گرداند و درآمد احتمالی بیشتری نسبت به حق پخش در این سامانهها را نصیب صاحبان آثار گرداند. در این مسیر اشکالاتی وجود دارد؛ فیلمها به نسبت دیگر فیلمها، رقابت مستقیم فیلمهای ایرانی با آخرین فیلمهای روز دنیا و تقسیم مشتریان به خانواده (کاهش 80 درصدی)، به صفر میل میکند. همچنین امکان دزدی محتوا و انتشار غیرقانونی آن در فضای مجازی بالای 95 درصد است. از طرفی احتمال خرید امتیاز پخش آثار در سامانهها میل به صفر میکند. پخش آثار سینمایی در این سامانهها ضررده خواهد بود. اما این شیوه مزیتی هم دارد و آن اینست که اطلاعات کاربری و آنالیز خوبی از سلایق آنها مشترکاً در اختیار پلتفرمهای و صاحبان آثار قرار خواهد گرفت. **2\. خلق بازار جدید و ملی:** دیگر سناریویی که قابل طرح است «تأسیس پلتفرم IPTV اختصاصی (ملی) برای اکران آثار سینمایی» است. در این سناریو، انجمنهای صنفی و نهادهای مدنی، با کمک و مشارکت بخش دولتی، اقدام به تأسیس یک پلتفرم IPTV برای پخش مبتنی بر خرید بلیط فیلمهای سینمایی مینمایند. در حقیقت در این مدل، اکران همچنان به صورت استریمینگ متداول، اما در پلتفرم جدیدی خواهد بود که صاحب اصلی آن انجمنهای صنفی و صاحبان آثار باشند و بتوانند به شکل نامحدود و به صورت بلیط فروشی یا صور دیگر (اشتراکی و ...)، فیلمهای خود را در این سامانه به نمایش بگذارند. مدافعان این مدل، ضمن برشمردن مجموع شرایطی که پلتفرمهای موجود VOD به صاحبان آثار تحمیل میکنند و نیز حجم آثار آرشیوی یا اکران نشده بر این امر اصرار میکنند که تأسیس چنین سامانهای میتواند سینمای ایران را از بحران بیرون آورد. تأسیس پلتفرم جدید در بازهی زمانی 6 تا 9 ماهه عملی و قابل اجراست و سودآوری این سناریو برای صاحبان ایده دستکم پس از 2 سال محقق خواهد شد.اما تضییع حقوق قانونی سینماداران و حذف آنها از چرخهی اکران، باعث اعتراض به حق این صنف خواهد شد. از دیگر سو، دستاندازی نامشروع به بازار VOD و IPTV احتمالاً باعث بایکوت فیلمها و قطع درآمد فیلمها از سامانههای موجود خواهد شد. مفهوم سینما، و اثر سینمایی به تدریج به تلهفیلم تقلیل خواهد یافت و به دلیل فقدان تجربه، و ماهیت صنفی انجمنها، مدیریت مالی درآمدها و فرصت برابر برای درآمدزایی باعث تشدید اختلافات درونی صنف خواهد شد. در این مدل احتمال دزدی از آثار و انتشار غیرقانونی آنها به محض انتشار، بالاتر از 95 درصد ارزیابی میشود. این سناریو در بلند مدت، ماهیت سینما را تهدید کرده و اتحاد صنف را هدف خواهد گرفت. ضمن اینکه صبر لازم برای سودآوری پروژه، عملاً با هدف اصلی که رفع پیامدهای بحران کرونا در کوتاه مدت است همخوان نخواهد بود. **3\. سینمای واقعیت مجازی:** پرش به عصر پسادیجیتال سناریوی سوم «تأسیس سامانهی سینمای واقعیت مجازی (VR Theater)» است. واقعیت مجازی یکی از سه رکن فناوری واقعیت گسترده (XR) است که از لبههای فناوری در دنیا محسوب میشود. سامانههای سینمای واقعیت مجازی، سامانههایی هستند که در آنها با استفاده از عینکهای واقعیت مجازی، که قیمت بالایی نیز ندارند، و یک دستگاه موبایل (با مدل معمولی و میانرده)، هر کاربر میتواند به صورت کامل از محیط اطراف خود جدا شده و در فضای یک سالن سینما قرار بگیرد. در این سالن و روی پردهی این سالن، فیلمهای مختلفی قابلیت نمایش دارند و فرد میتواند با عینک فیلمها را به خوبی مشاهده کند. فیلمهایی که با تکنیک سه بعدی ساخته شدهاند، در این پلتفرمها قابلیت پخش دارند و نیز به دلیل اینکه فرمت پخش این فیلمها، عملاً قابل اجرا در هیچ پلتفرمی جز پلتفرمهای ویآر نیست، قابلیت دزدی به صورت معمول از این ویدیوها وجود ندارد. فرد به تنهایی باید از این ابزار استفاده کند و به این ترتیب، مشکل کاهش مخاطب به دلیل تبدیل واحد مشتری از فرد به خانواده در این سیستم وجود ندارد. ضمن آنکه فرد میتواند با قرار گرفتن در محیط سینما، کاملاً خود را در یک سینما حس کند، و حتی در گامهای بعدی، حضور مجازی دیگران در هر سانس را در محیط گرافیکی تعبیه شده ببیند. با طراحی و اجرای این پلتفرم توسط بخش خصوصی و یا صنفی، با تسهیلگری دولت، و ارائه آن به بازار، امکان استفاده از این ظرفیت و اجرای این سناریو در کوتاه مدت وجود دارد و زمانی بین 6 ماه تا 9 ماه هم برای تکمیل آن لازم خواهد بود. این شیوه تهدیدی برای بازار اکران نیست بلکه میتواند ضعف در اکران را بدون دستاندازی به بازارهای موازی، در دراز مدت برطرف کند. **4\. تجربهی «خروج»:** انصراف از تعدی به بازارهای موجود آنچه در ماجرای اکران اینترنتی فیلم «خروج»، اثر جدید ابراهیم حاتمیکیا رخ داد، به نوعی تایید آن چیزی است که در بالا به آن اشاره شد. دستاندازی به بازار موجود VOD، در ابتدای بحران کرونا در فضای بینالمللی نیز، مطرح شد، اما خطای راهبردی این رویکرد، یعنی رفتن به سمت ادغام بازارها، بدون ملاحظهی تفاوتهای آن، پاشنهی آشیل این رویکرد و دلیل اصلیای بود که باعث شد در دنیا این روش چندان مورد استفبال قرار نگیرد. سخن بر سر توان فناورانهی پلتفرمهای موجود نیست، چرا که زمان سرقت آثار، در پلتفرمهای پیشرو دنیا، که هزینههای نجومی خرج امنیت محتوای خود کردهاند نیز، بیشتر از زمان به سرقت رفتن فیلم خروج نبوده است. سریال «بازی تاج و تخت»، در 45 دقیقه، و سریال «خانهی پوشالی»، در دهدقیقه به سرقت رفتند. در آخرین نمونه سیزن جدید سریال موفق «Money Heist» را میتوان مثال زد که همین ده روز پیش نمایش آن از پلتفرم نتفلیکس آغاز، و در کمتر از نیمساعت نسخهی غیرقانونی آن در شبکه توررنت بارگذاری شد. تجربهی «خروج»، نشان داد ابزار عصر پایانیافتهی دیجیتال، یعنی پلتفرمهای VOD، برای نجات سینما کارآ نیستند. ما ناچاریم به سراغ ابزارهای جدیدتری برویم که در روزهای طاعونی صنعت سینما، که در آن سینماداران از ارائهی خدمات فیزیکی محروم شدهاند، اولاً بتوان تجربهی سالنهای سینما را، در خانهها بازآفرینی کرد و ثانیاً از این خدمات جدید، به نحوهای استفاده کرد که نه تنها شائبهی انحصار یا ادغام بازارها به وجود نیاید، بلکه تمام ارکان زیستبوم سینما، بتوانند از این خدمات جدید متنفع شوند. سخن آخر اینکه پیامدهای احتمالی بحران کرونا بر سینما، از قبیل «ضرردهی فیلمهای ساخته شده در سال گذشته»، «انباشت فیلمهای اکران نشده»، «تغییر الگوی مصرف کاربران و کوچک شدن بازار بالفعل»، «خروج سرمایه از صنعت سینما» و «بحران بیکاری و پروژههای نیمه تمام» میتوانند نتیجهای عمیقتر از آنچه اکنون تصور میشود داشته باشند. از نگاه من اولویت اصلی، حل مشکل اکران به صورتی است که به شکل ارگانیک سرمایهی صاحبان آثار امکان بازگشت پیدا کرده و ظرفیت اکران در کشور احیا شود و در قدم بعدی تدوین برنامهای برای حفظ سرمایهی موجود در سینمای ایران به عنوان برنامهی اصلی خانه سینما و سازمان سینمایی است. کرونا با همه ضررها و تلخیهایش، فرصتهای جدیدی را خلق کرده است. امیدوارم در دوران پساکرونا، دوباره به دوران قبل از کرونا و همان شیوههای قبلی و عادی برنگردیم. منبع: روزنامه اعتماد چهارشنبه ۲۷ فروردین1399

کتاب «روایت جنگ در دل جنگ» با نگاهی به مستندهای شهید سیدمرتضی آوینی در آستانه روز هنر انقلاب اسلامی و در «چهلمین سال آغاز دفاع مقدس» توسط انتشارات بنیاد سینمایی فارابی و نشر واحه منتشر شد.

به گزارش سینماسینما، علیرضا تابش در یادداشتی به مناسبت انتشار این کتاب نوشت :
