«جنگل پرتقال» خودشیفته و پرمدعا نیست؛ گرچه درباره روشنفکرنماهای خودبرتربین است، اما فیلمی روشنفکرانه نیست .

«جنگل پرتقال» حدیث نفس کارگردان فیلم است، روایتگر طیف وسیعی از آدمهای با استعدادی است که فکر میکنند هیچکس به استعداد آنها اهمیت نمیدهد .
یکی از کارکردهایی که نگاههایی در حوزه هنر، برای یک محصول و اثر هنری قایلند، نشر برخی مفاهیم یا انتقال پیام از ذهن فرستنده (فیلمساز) به ذهن دریافتکننده پیام (مخاطب) است. اینجا همانجاست که مهلکه شعارزدگی برای یک فیلم بهعنوان اثر هنری که قرار بوده برمبنای زیباییشناسی ساخته شده باشد، شکل میگیرد .

فیلم سینمایی «جنگل پرتقال» نمایش آفتهای اخلاقی بازدارنده از موفقیت است و میتواند تلنگری برای افراد مغرور و کمالگرا باشد!

محراب توکلی | وقتی به جنگل پرتقال مینگریم و آن را با نظریه شوته قیاس میکنیم، تغییر و تحولات کاراکتر اصلی (سهراب بهاریان) میتواند آدرس درستی از یک موضوع یا درونمایه دهد. درونمایهای که در آن عشق هم درد است، هم درمان! درونمایهای که عاشق را برای همه عمر عاشق میداند. مثل فرهاد در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»

آرمان خوانساریان در نخستین ساخته بلند سینمایی خود از همان ابتدا با نشانهگذاریهای درست در پی تعریف شخصیت نقش اصلی فیلم خود است. رضا که معلمی سختگیر، مستبد و پرمدعایی تصویر میشود در موقعیتی قرار میگیرد که یا باید پی به خود واقعیاش ببرد یا به راه طیشده خود در مسیر خودبرتربینی ادامه دهد .

آرمان خوانساریان فیلمساز شناخته شده فیلم کوتاه در اولین تجربه فیلمسازی بلند خود که محصول باشگاه فیلم اولیهای بنیاد سینمایی فارابی و در ژانر درام است، به سراغ یک قصه عاشقانه در بستر دانشگاه رفته است .

دلنوشته آرمان خوانساریان همزمان با نمایش «جنگل پرتقال» در فجر 41؛
آرمان خوانساریان کارگردان فیلم سینمایی «جنگل پرتقال» از تولیدات باشگاه فیلماولیهای بنیاد سینمایی فارابی در دلنوشتهای این اثر را قصه به هم ریختن تدریجی تصویر باشکوه از آینده در سالهای بعد از تحصیل توصیف کرد .
